<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[تالار   کافه کلاسیک - هنر دوبله و زیرنویس]]></title>
		<link>http://CafeClassic.ir/</link>
		<description><![CDATA[تالار   کافه کلاسیک - http://CafeClassic.ir]]></description>
		<pubDate>Fri, 10 Sep 2010 12:39:44 +0200</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[فيلم هايي كه علاقمنديم  "مجدد" دوبله شود]]></title>
			<link>http://CafeClassic.ir/thread-237.html</link>
			<pubDate>Fri, 03 Sep 2010 16:57:59 +0200</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://CafeClassic.ir/thread-237.html</guid>
			<description><![CDATA[<p>با تشكر از استقبال دوستان از&nbsp; "فيلمهايي كه علاقمنديم دوبله شود</p>
<p>اينجا محل فيلمهايي است كه براي ما يك حس مشترك دارد و از دوبله موجود ان راضي نيستيم و&nbsp; حتي شايد دلخون باشيم كه فيلم مورد علاقه ما با دوبله نادرست لطمه ديده است</p>
<p>اين دسته از فيلمها را با هم دلي&nbsp;معرفي مي كنيم با دوبله آرماني&nbsp; كه در نظر داريم</p>
<p>فيلم&nbsp; اول بعهده دوستان باشد <img src="http://www.pic4ever.com/images/thankyou.gif" border="0" alt="mmmm:" /></p>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>با تشكر از استقبال دوستان از&nbsp; "فيلمهايي كه علاقمنديم دوبله شود</p>
<p>اينجا محل فيلمهايي است كه براي ما يك حس مشترك دارد و از دوبله موجود ان راضي نيستيم و&nbsp; حتي شايد دلخون باشيم كه فيلم مورد علاقه ما با دوبله نادرست لطمه ديده است</p>
<p>اين دسته از فيلمها را با هم دلي&nbsp;معرفي مي كنيم با دوبله آرماني&nbsp; كه در نظر داريم</p>
<p>فيلم&nbsp; اول بعهده دوستان باشد <img src="http://www.pic4ever.com/images/thankyou.gif" border="0" alt="mmmm:" /></p>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[نجواها و فریادها... صداهایی ماندگار]]></title>
			<link>http://CafeClassic.ir/thread-203.html</link>
			<pubDate>Thu, 24 Jun 2010 17:59:26 +0200</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://CafeClassic.ir/thread-203.html</guid>
			<description><![CDATA[<p>وقتی کلیپهای مونتاژ شده ای از صداهای یک گوینده را در برنامه های تلویزیونی بمناسبت حضور آنها در برنامه تلویزیونی مانند" 70 ، 80 قدم مانده به روشنائی هوا!" یا برنامه هایی دیگر میبینم حسرت میخورم که چگونه میشود به پشتوانه آن آرشیو سترگ ، کلیپهائی اینچنین دم دستی ساخته میشود.از آقای <strong>مطمئن زاده</strong> که ادعای تشخیص صداها و شخصیتها را مثل کوله باری سنگین به اینطرف و آنطرف میکشد و بعضا در تهیه برخی از این کلیپها دست دارد انتظارها بیش از اینست.</p>
<p>ترکیب صداها بسیار ناشیانه و از هرجای فیلم که باشد انتخاب میگردد و بدون قاعده پشت سر هم ردیف میشود. گاهی تکرار صحنه های یک فیلم در چند بخش سوهان روح است و توجه نمی گردد که گوینده در کدام صحنه از فیلم ممتازترین اجرا را داشته است. مضافا اینکه اینگونه کلیپها باید از آرامترین نجواهای آن گوینده شروع و به فریادهای وی در فیلمهای دیگر ختم شود تا در نهایت ذهن بیننده را تا لحظاتی پس از دیدن کلیپ مشغول خود نماید</p>
<p>علاقمندان این کافه باید چیزی در گوشیهای همراهشان داشته باشند که هرگاه سخن از صداهای گویندگان ایران در محفلی یا مجلسی بمیان آمد صرفا به "سخن از صداها" اکتفا نکنند و با پخش صدای یک گوینده خاص گرمی بخش محفل باشند.</p>
<p>ترکیب همه صداها یا حتی بهترینها هرگز میسر نیست و درصورت امکان نیز کلیپهائی با حجم بسیار بالا روی دست&nbsp;بجا خواهد گذاشت&nbsp;که طبیعی است دانلود آنها را برای برخی از دوستان که دسترسی به اینترنت پرسرعت ندارند با مشکل مواجه خواهد کرد.</p>
<p>رخصت دهید اولین کلیپ را که خود ساخته ام و اختصاص به صدای <strong><span style="color: #0000ff;">منوچهر اسماعیلی</span></strong> دارد تقدیم دوستان کنم</p>
<p><a href="http://www.4shared.com/video/B_jDpDbp/Esmaili.html"><a href="http://www.4shared.com/video/B_jDpDbp/Esmaili.html" target="_blank">http://www.4shared.com/video/B_jDpDbp/Esmaili.html</a></a></p>
<p>پیشنهاد میکنم دوستان از برنامه <strong>KMPlayer</strong> استفاده کنند(که قادر به پخش تمامی فرمتهای ویدویویی است)&nbsp;و نه از Windows Media Player</p>
<p></p>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>وقتی کلیپهای مونتاژ شده ای از صداهای یک گوینده را در برنامه های تلویزیونی بمناسبت حضور آنها در برنامه تلویزیونی مانند" 70 ، 80 قدم مانده به روشنائی هوا!" یا برنامه هایی دیگر میبینم حسرت میخورم که چگونه میشود به پشتوانه آن آرشیو سترگ ، کلیپهائی اینچنین دم دستی ساخته میشود.از آقای <strong>مطمئن زاده</strong> که ادعای تشخیص صداها و شخصیتها را مثل کوله باری سنگین به اینطرف و آنطرف میکشد و بعضا در تهیه برخی از این کلیپها دست دارد انتظارها بیش از اینست.</p>
<p>ترکیب صداها بسیار ناشیانه و از هرجای فیلم که باشد انتخاب میگردد و بدون قاعده پشت سر هم ردیف میشود. گاهی تکرار صحنه های یک فیلم در چند بخش سوهان روح است و توجه نمی گردد که گوینده در کدام صحنه از فیلم ممتازترین اجرا را داشته است. مضافا اینکه اینگونه کلیپها باید از آرامترین نجواهای آن گوینده شروع و به فریادهای وی در فیلمهای دیگر ختم شود تا در نهایت ذهن بیننده را تا لحظاتی پس از دیدن کلیپ مشغول خود نماید</p>
<p>علاقمندان این کافه باید چیزی در گوشیهای همراهشان داشته باشند که هرگاه سخن از صداهای گویندگان ایران در محفلی یا مجلسی بمیان آمد صرفا به "سخن از صداها" اکتفا نکنند و با پخش صدای یک گوینده خاص گرمی بخش محفل باشند.</p>
<p>ترکیب همه صداها یا حتی بهترینها هرگز میسر نیست و درصورت امکان نیز کلیپهائی با حجم بسیار بالا روی دست&nbsp;بجا خواهد گذاشت&nbsp;که طبیعی است دانلود آنها را برای برخی از دوستان که دسترسی به اینترنت پرسرعت ندارند با مشکل مواجه خواهد کرد.</p>
<p>رخصت دهید اولین کلیپ را که خود ساخته ام و اختصاص به صدای <strong><span style="color: #0000ff;">منوچهر اسماعیلی</span></strong> دارد تقدیم دوستان کنم</p>
<p><a href="http://www.4shared.com/video/B_jDpDbp/Esmaili.html"><a href="http://www.4shared.com/video/B_jDpDbp/Esmaili.html" target="_blank">http://www.4shared.com/video/B_jDpDbp/Esmaili.html</a></a></p>
<p>پیشنهاد میکنم دوستان از برنامه <strong>KMPlayer</strong> استفاده کنند(که قادر به پخش تمامی فرمتهای ویدویویی است)&nbsp;و نه از Windows Media Player</p>
<p></p>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[دوبله فیلمهای جدید ایرانی به مانند آنچه در گذشته مرسوم بود]]></title>
			<link>http://CafeClassic.ir/thread-188.html</link>
			<pubDate>Fri, 23 Apr 2010 15:04:22 +0200</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://CafeClassic.ir/thread-188.html</guid>
			<description><![CDATA[<p>در شماره 406 <strong>مجله فیلم</strong> در بخش دوبله به مطالبی برخوردم که درباره یک موضوع فراموش شده بود "شروع مجدد دوبله فیلم های ایرانی" فکر کردم این موضوع را به عنوان یک تاپیک جدید مطرح کنم تا عزیزان نظرات خود را در این باره مطرح کنند. برای شروع قسمتهایی از مطالب آن شماره را اینجا در ادامه مطلب آورده ام. (با تشکر از جناب <span style="color: #0000ff;"><strong>بهزاد ستوده</strong></span> که قبلا در بخش پیشنهاد های فروم به من کمک کردند.)<img class="smilie" src="http://www.pic4ever.com/images/thankyou.gif" border="0" alt="mmmm:" /></p>
<p></p>
<p>طی مراسمی که در اولین همایش تقدیر از دوبلورهای برتر در 9 اسفند سال گذشته انجام گردید؛ <span style="color: #0000ff;"><strong>جواد شمقدری</strong></span> (معاونت سینمایی وزارت ارشاد) طی سخنانی از کاهش تعداد تماشاگران سینما در سالهای اخیر سخن گفت و دوبله (یا صدا گذاری فارسی به فارسی) را یکی از راههای جلب مخاطب سینما دانست. او در سخنان خود گفت:</p>
<p></p>
<p>"البته فیلمهایی که ساختار و رویکردی واقع بینانه دارند بهتر است از صدای بازیگر و صدابرداری سر صحنه استفاده کنند, اما برای برخی از فیلمهای دیگر با استفاده از تکنیک های صداگذاری جدید, صدای برخی از بازیگران که از فن بیان بالایی برخوردار نیستند دوبله گردد. چون صدای فخیم یک دوبلور می تواند پرورش شخصیت را بهتر کند"</p>
<p></p>
<p>در بخش دوم این مجله مطلبی نوشته <strong><span style="color: #0000ff;">التفات شکری آذر</span></strong> آمده است که در سو تیتر آن نوشته شده "یکی از نیازهای سینمای عامه پسند دوبله است." بخشی از این مقاله:</p>
<p></p>
<p>"صدابرداری سر صحنه اتفاق مبارکی برای سینمای ایران بود که انصافا خوب هم جواب داد؛ بخصوص در مورد فیلمهای هنری و واقع گرا. اما حذف دوبله از فیلمهای دیگر ابتدا چندان دیده نمی شد که کم کم با شکستهای پی در پی در بعضی فیلمهای ایرانی تاثیرش را نشان داد ..... فکر می کنم اگر فیلمهای عامه پسند دوبله می شد و حتی برخی از بازیگران خودشان دوبله می کردند چقدر خوب بود زیرا گاهی ضعف این فیلمها را تکنیک های دوبله می تواند به خوبی ترمیم و حتی به نکته جذابشات تبدیل کند. صدای سر صحنه می تواند در مواردی فقط صدای شاهد باشد که بعدا به کار دوبله می آید و این را عامه مردم بیشتر می پسندند."</p>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در شماره 406 <strong>مجله فیلم</strong> در بخش دوبله به مطالبی برخوردم که درباره یک موضوع فراموش شده بود "شروع مجدد دوبله فیلم های ایرانی" فکر کردم این موضوع را به عنوان یک تاپیک جدید مطرح کنم تا عزیزان نظرات خود را در این باره مطرح کنند. برای شروع قسمتهایی از مطالب آن شماره را اینجا در ادامه مطلب آورده ام. (با تشکر از جناب <span style="color: #0000ff;"><strong>بهزاد ستوده</strong></span> که قبلا در بخش پیشنهاد های فروم به من کمک کردند.)<img class="smilie" src="http://www.pic4ever.com/images/thankyou.gif" border="0" alt="mmmm:" /></p>
<p></p>
<p>طی مراسمی که در اولین همایش تقدیر از دوبلورهای برتر در 9 اسفند سال گذشته انجام گردید؛ <span style="color: #0000ff;"><strong>جواد شمقدری</strong></span> (معاونت سینمایی وزارت ارشاد) طی سخنانی از کاهش تعداد تماشاگران سینما در سالهای اخیر سخن گفت و دوبله (یا صدا گذاری فارسی به فارسی) را یکی از راههای جلب مخاطب سینما دانست. او در سخنان خود گفت:</p>
<p></p>
<p>"البته فیلمهایی که ساختار و رویکردی واقع بینانه دارند بهتر است از صدای بازیگر و صدابرداری سر صحنه استفاده کنند, اما برای برخی از فیلمهای دیگر با استفاده از تکنیک های صداگذاری جدید, صدای برخی از بازیگران که از فن بیان بالایی برخوردار نیستند دوبله گردد. چون صدای فخیم یک دوبلور می تواند پرورش شخصیت را بهتر کند"</p>
<p></p>
<p>در بخش دوم این مجله مطلبی نوشته <strong><span style="color: #0000ff;">التفات شکری آذر</span></strong> آمده است که در سو تیتر آن نوشته شده "یکی از نیازهای سینمای عامه پسند دوبله است." بخشی از این مقاله:</p>
<p></p>
<p>"صدابرداری سر صحنه اتفاق مبارکی برای سینمای ایران بود که انصافا خوب هم جواب داد؛ بخصوص در مورد فیلمهای هنری و واقع گرا. اما حذف دوبله از فیلمهای دیگر ابتدا چندان دیده نمی شد که کم کم با شکستهای پی در پی در بعضی فیلمهای ایرانی تاثیرش را نشان داد ..... فکر می کنم اگر فیلمهای عامه پسند دوبله می شد و حتی برخی از بازیگران خودشان دوبله می کردند چقدر خوب بود زیرا گاهی ضعف این فیلمها را تکنیک های دوبله می تواند به خوبی ترمیم و حتی به نکته جذابشات تبدیل کند. صدای سر صحنه می تواند در مواردی فقط صدای شاهد باشد که بعدا به کار دوبله می آید و این را عامه مردم بیشتر می پسندند."</p>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فیلم هایی که علاقـمند هستیم دوبله شود]]></title>
			<link>http://CafeClassic.ir/thread-185.html</link>
			<pubDate>Sun, 11 Apr 2010 20:57:37 +0200</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://CafeClassic.ir/thread-185.html</guid>
			<description><![CDATA[<p></p>
<p><img src="http://dailywritings.files.wordpress.com/2009/10/malena2.jpg" alt="" /></p>
<p>در این تاپیک در مورد فیلم هایی که هنوز دوبله نشده و دوست داریم دوبله بشود&nbsp; و همینطور فیلم هایی که هرگز دوبله نمی شود مثل <strong>غریزه اصلی</strong> وهمچنین فیلم هایی که دوبله شده ولی ای کاش آنطور که ما می پسندیم دوبله می شد</p>
<p>خلاصه این تاپیک مربوط به <strong>دوبله آرمانی</strong> است و این تاپیک را تقدیم می کنم به اساتید فن که از محضرشان استفاده کنیم اینجا ، همه در مقام مدیر دوبلاژ هستند ونظر همه محترم است.</p>
<p>بعنوان اولین فیلم با فیلم <strong>مالنا <span style="color: #0000ff;">"جوزپه تورناتوره</span></strong><span style="color: #0000ff;"> <strong>"</strong></span>شروع می کنم</p>
<p>فیلم <strong>مالنا</strong>&nbsp; بهترین فیلم <span style="color: #800000;">مونیکا بلوچی</span> بعنوان بازیگر داستان عشق&nbsp;افلاطونی &nbsp;پسری است که تازه به سن بلوغ رسیده است عشقی که همه ما در نوجوانی تجربه کرده ایم</p>
<p>درفیلم مالنا برای <span style="color: #ff0000;">مونیکا بلوچی </span>فقط <strong>مریم شیرزاد</strong> و برای پسر فیلم ا<strong>میرمحمدصمصامی</strong> را در نظر داشته و دارم برای نقش وکیل هم <strong>شهروز ملک آرا</strong> به نظرم خیلی مناسب بود نقش های دیگر زیاد مهم نیست</p>
<p></p>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p></p>
<p><img src="http://dailywritings.files.wordpress.com/2009/10/malena2.jpg" alt="" /></p>
<p>در این تاپیک در مورد فیلم هایی که هنوز دوبله نشده و دوست داریم دوبله بشود&nbsp; و همینطور فیلم هایی که هرگز دوبله نمی شود مثل <strong>غریزه اصلی</strong> وهمچنین فیلم هایی که دوبله شده ولی ای کاش آنطور که ما می پسندیم دوبله می شد</p>
<p>خلاصه این تاپیک مربوط به <strong>دوبله آرمانی</strong> است و این تاپیک را تقدیم می کنم به اساتید فن که از محضرشان استفاده کنیم اینجا ، همه در مقام مدیر دوبلاژ هستند ونظر همه محترم است.</p>
<p>بعنوان اولین فیلم با فیلم <strong>مالنا <span style="color: #0000ff;">"جوزپه تورناتوره</span></strong><span style="color: #0000ff;"> <strong>"</strong></span>شروع می کنم</p>
<p>فیلم <strong>مالنا</strong>&nbsp; بهترین فیلم <span style="color: #800000;">مونیکا بلوچی</span> بعنوان بازیگر داستان عشق&nbsp;افلاطونی &nbsp;پسری است که تازه به سن بلوغ رسیده است عشقی که همه ما در نوجوانی تجربه کرده ایم</p>
<p>درفیلم مالنا برای <span style="color: #ff0000;">مونیکا بلوچی </span>فقط <strong>مریم شیرزاد</strong> و برای پسر فیلم ا<strong>میرمحمدصمصامی</strong> را در نظر داشته و دارم برای نقش وکیل هم <strong>شهروز ملک آرا</strong> به نظرم خیلی مناسب بود نقش های دیگر زیاد مهم نیست</p>
<p></p>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[دوبلورهای بازیگران قدیمی ایران]]></title>
			<link>http://CafeClassic.ir/thread-184.html</link>
			<pubDate>Sat, 10 Apr 2010 16:14:09 +0200</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://CafeClassic.ir/thread-184.html</guid>
			<description><![CDATA[<p><strong>این بخش اختصاص دارد به این که کدام دوبلور در چه فیلم یا فیلم هایی به جای بازیگر مورد نظر صحبت</strong> <strong>کرده است.</strong></p>
<p>برای آغاز این بخش با استاد بهروز وثوقی اسطوره ی سینمای ایران شروع می کنم.امیدوارم دوستان عزیز کافه کلاسیک هم در این بحث شرکت کنند.</p>
<p><strong><span style="font-size: large;">بهروز وثوقی:</span></strong></p>
<p>با نام اصلی خلیل وثوقی در 20 اسفند 1316در خوی(آذربایجان غربی)متولد شد.در اواخر تابستان 1317 خانواده ی به تهران مهاجرت کردند وی در آن زمان 6 ماهه بود.بهروز وثوقی در سال 1340با بازی در فیلم صد کیلو داماد رسما وارد سینما شد.البته 3 سال قبل تر از آن در سال 1337 وارد دوبله شد.و همزمان با بازیگری به کار دوبله هم می پرداخت.وی تا سال 1357 در 55 فیلم سینمایی بازی کرد.آخرین فیلمش در ایران فیلم نفس بریده بود.بعد از انقلاب به آمریکا مهاجرت کرد و در آن جا در 6_7فیلم بازی کرد.2 برادرش به نام های چنگیز و شهراد بازیگر هستند.وی در حال حاضر در شهر&nbsp; سانفرانسیسکو آمریکا به همراه همسر خود خانم کتایون امجد زندگی می کند.وی یکبار قبل از این هم در سال1353 با گوگوش ازدواج کرده بود که این ازدواج 1,5 سال بیشتر دوام نداشت.</p>
<p><img src="http://up.iranblog.ir/7/1272192707.jpg" alt="" /></p>
<p><span style="font-size: small;"><strong>دوبلورها:</strong></span></p>
<p><span style="font-size: medium;"><strong>چنگیز جلیلوند: (16 فیلم)</strong></span></p>
<p><span style="font-size: medium;">نفس بریده-بت-بت شکن-ماه عسل-ذبیح-کندو-ممل آمریکایی-همسفر-دشنه-فرار از تله-دور دنیا با جیب خالی-طوقی-لیلی و مجنون-ایمان-امروز و فردا-بیست سال انتظار</span></p>
<p><strong><span style="font-size: medium;">منوچهر اسماعیلی: (14 فیلم)</span></strong></p>
<p><span style="font-size: medium;">سوته دلان-خاک-نفرین-بلوچ-غریبه-داش آکل-رشید-یک مرد یک شهر-پنجره-رضا موتوری-دنیای آبی-قیصر-بیگانه بیا-هاشم خان</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"><strong>بهروز وثوقی: (12 فیلم)</strong></span></p>
<p><span style="font-size: medium;">گوزنها-سازش-تنگسیر-گرگ بیزار-قهرمانان-دزد بانک-عروس دریا-دختر ولگرد-لذت گناه-فرشته ای در خانه من-گل گمشده-صدکیلو داماد</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"><strong>منوچهر زمانی: (9 فیلم)</strong></span></p>
<p><span style="font-size: medium;">بر آسمان نوشته-دزد سیاهپوش-دشت سرخ-گرداب گناه-منهم گریه کردم-هنگامه-دالاهو-زنی به نام شراب-خداحافظ تهران</span></p>
<p><span style="font-size: small;"><strong>ا<span style="font-size: medium;">ین 4 تا فیلم رو هم نمی دانم:</span></strong></span></p>
<p><span style="font-size: medium;">تنگه اژدها-وسوسه شیطان-ملکوت-کاروانها</span></p>
<p>فیلم کاروانها رو چند سال پیش دیده ام و فکر کنم حسین عرفانی به جایش حرف زده بود.</p>
<p>ولی 3 فیلم دیگر نایاب هستند.و در این میان فیلم ملکوت بسیار نایابتر است.این فیلم&nbsp;اکران عمومی نشد و فقط یکبار در جشنواره جهانی فیلم تهران در سال 1356 به نمایش درآمد.</p>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>این بخش اختصاص دارد به این که کدام دوبلور در چه فیلم یا فیلم هایی به جای بازیگر مورد نظر صحبت</strong> <strong>کرده است.</strong></p>
<p>برای آغاز این بخش با استاد بهروز وثوقی اسطوره ی سینمای ایران شروع می کنم.امیدوارم دوستان عزیز کافه کلاسیک هم در این بحث شرکت کنند.</p>
<p><strong><span style="font-size: large;">بهروز وثوقی:</span></strong></p>
<p>با نام اصلی خلیل وثوقی در 20 اسفند 1316در خوی(آذربایجان غربی)متولد شد.در اواخر تابستان 1317 خانواده ی به تهران مهاجرت کردند وی در آن زمان 6 ماهه بود.بهروز وثوقی در سال 1340با بازی در فیلم صد کیلو داماد رسما وارد سینما شد.البته 3 سال قبل تر از آن در سال 1337 وارد دوبله شد.و همزمان با بازیگری به کار دوبله هم می پرداخت.وی تا سال 1357 در 55 فیلم سینمایی بازی کرد.آخرین فیلمش در ایران فیلم نفس بریده بود.بعد از انقلاب به آمریکا مهاجرت کرد و در آن جا در 6_7فیلم بازی کرد.2 برادرش به نام های چنگیز و شهراد بازیگر هستند.وی در حال حاضر در شهر&nbsp; سانفرانسیسکو آمریکا به همراه همسر خود خانم کتایون امجد زندگی می کند.وی یکبار قبل از این هم در سال1353 با گوگوش ازدواج کرده بود که این ازدواج 1,5 سال بیشتر دوام نداشت.</p>
<p><img src="http://up.iranblog.ir/7/1272192707.jpg" alt="" /></p>
<p><span style="font-size: small;"><strong>دوبلورها:</strong></span></p>
<p><span style="font-size: medium;"><strong>چنگیز جلیلوند: (16 فیلم)</strong></span></p>
<p><span style="font-size: medium;">نفس بریده-بت-بت شکن-ماه عسل-ذبیح-کندو-ممل آمریکایی-همسفر-دشنه-فرار از تله-دور دنیا با جیب خالی-طوقی-لیلی و مجنون-ایمان-امروز و فردا-بیست سال انتظار</span></p>
<p><strong><span style="font-size: medium;">منوچهر اسماعیلی: (14 فیلم)</span></strong></p>
<p><span style="font-size: medium;">سوته دلان-خاک-نفرین-بلوچ-غریبه-داش آکل-رشید-یک مرد یک شهر-پنجره-رضا موتوری-دنیای آبی-قیصر-بیگانه بیا-هاشم خان</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"><strong>بهروز وثوقی: (12 فیلم)</strong></span></p>
<p><span style="font-size: medium;">گوزنها-سازش-تنگسیر-گرگ بیزار-قهرمانان-دزد بانک-عروس دریا-دختر ولگرد-لذت گناه-فرشته ای در خانه من-گل گمشده-صدکیلو داماد</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"><strong>منوچهر زمانی: (9 فیلم)</strong></span></p>
<p><span style="font-size: medium;">بر آسمان نوشته-دزد سیاهپوش-دشت سرخ-گرداب گناه-منهم گریه کردم-هنگامه-دالاهو-زنی به نام شراب-خداحافظ تهران</span></p>
<p><span style="font-size: small;"><strong>ا<span style="font-size: medium;">ین 4 تا فیلم رو هم نمی دانم:</span></strong></span></p>
<p><span style="font-size: medium;">تنگه اژدها-وسوسه شیطان-ملکوت-کاروانها</span></p>
<p>فیلم کاروانها رو چند سال پیش دیده ام و فکر کنم حسین عرفانی به جایش حرف زده بود.</p>
<p>ولی 3 فیلم دیگر نایاب هستند.و در این میان فیلم ملکوت بسیار نایابتر است.این فیلم&nbsp;اکران عمومی نشد و فقط یکبار در جشنواره جهانی فیلم تهران در سال 1356 به نمایش درآمد.</p>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[افسانه زورو]]></title>
			<link>http://CafeClassic.ir/thread-178.html</link>
			<pubDate>Sat, 27 Feb 2010 18:01:01 +0100</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://CafeClassic.ir/thread-178.html</guid>
			<description><![CDATA[<p><img src="http://www.americaremembers.com/products/ZORRORE/Zorro%20Horse%20Logo.jpg" alt="" width="503" height="588" /></p>
<p>دکتر هوشنگ کاووسی زمانی نوشت:</p>
<p>در <strong><span style="color: #000000;">رمان چنگیزخان</span></strong> نوشته روس مغول تبار ، <strong><span style="color: #0000ff;">واسیلی یان</span></strong> (برنده جایزه ادبی استالین) که در دوران حکومت دیکتاتوری شوروی نوشته شده و به اکثر زبانها از جمله فارسی توسط انتشارات سابق پروگرس مسکو به چاپ رسیده است و بیطرفانه باید گفت بهترین کتاب درباره این سردار فاتح مغول است، چنین میخوانیم: <strong><span style="color: #800000;">هنگامی که مغولان وارد سرزمین ایران بزرگ شدند و پس از گشودن شهرها با خونریزی و قتل عامهایشان بطور کامل مستقر گردیدند سیاهپوشی سوار بر اسبی سیاه ، نیمه شبان بر اردوی مغول شبیخون می برد و پس از کشتن عده ای از مهاجمان می گریخت... به نوشته این رمان نویس، این سردار که ایرانیان او را <span style="color: #ff0000;">قره قونچر (سیاه خنجر) </span>می نامیدند هراسی عظیم در اردوی مغولان می افکند که با تمام تدابیر و حیله ها و دام گستردنها نه هرگز هویت واقعی اش شناخته شد و نه گرفتار آمد.</span></strong></p>
<p><span style="color: #000000;">دوستان ارزنده این تالار اگر داستان <span style="color: #ff0000;"><strong>حاجی مراد</strong></span> نوشته <strong><span style="color: #0000ff;">تولستوی</span></strong> را خوانده یا چند فیلم از این شخصیت را دیده باشند میدانند که حکایت ،&nbsp; داستان زندگی حاجی مراد است که&nbsp;از قفقاز&nbsp; و مردمی که وی زمانی باآنها زیسته است نقل میشود. حاجی مراد رئیس قبیله&zwnj;ای کوهستانی است... چون از رئیس دیگری به نام اسماعیل، &zwnj;که پدرش را کشته و خانواده&zwnj;اش را به اسارت گرفته است، کینه&zwnj;ای در دل دارد، به روسها می&zwnj;پیوندد تا با دشمن مشترک بجنگد. ولی روسها به این متحد جدید اعتمادی ندارند،&zwnj; و به جهت اطمینان از اینکه او گردن&zwnj;کش نخواهد کرد، او و هوادارانش را به پاسگاه&zwnj;های مرزی می&zwnj;فرستند. حاجی مراد، بالاخره تصمیم می&zwnj;گیرد که رأساً با اسماعیل بجنگد و از اردوی روس فرار می&zwnj;کند.او با پوششی سفید و چهره ای مستور از آن پس از تمامی فئودالهای ظالم قفقاز به سود مردم ستم کشیده آن ناحیه انتقامی سخت می گیرد .... چنانکه مردمان آنجا تا ده ها سال از او به نام <span style="color: #ff0000;"><strong>شیطان سفید</strong></span> یاد می کنند...</span></p>
<p><span style="color: #000000;">بدون شک مردمان سایر ملل نیز چنین قهرمانانی داشته اند اما آنچه خوانده ایم و دیده ایم از شخصیتی بنام <strong><span style="color: #ff0000;">زورو</span></strong> نمود می یابد (که حتی تعدد فیلمها و سریالهائی که از این شخصیت ساخته شد از شخصیت <strong>رابین هود</strong> نیز بیشتر است) مخلوق نویسنده ای بنام <span style="color: #0000ff;"><strong>جانستن مک کالی</strong></span> است که اولین داستان زورو را با عنوان <strong>نفرین کاپیسترانو</strong> The Curse of Capistrano در نهم اوت 1919 در هفته نامه <strong>آل استار ویکلی</strong> (که بعدها به مجله آرگوسی تغییر عنوان داده شد) در 5 قسمت منتشر کرد. وی که در 22 نوامبر 1958 در 75 سالگی درگذشت مجموعا 79 داستان از این شخصیت را نوشت که آخرین آنها با عنوان <strong>نقاب زورو</strong> در آوریل 1959 و پس از مرگ وی به چاپ رسید. عمده ی داستانهای وی از سال 1919 تا 1951 (غیر از مورد آخر) به طبع رسیدند و همزمان با حضور وی ، سریال بسیار مشهور <span style="color: #ff0000;"><strong>زوروی دیزنی </strong></span>که با حضور خود والت دیزنی ساخته شد که بیش از 3 نسل از مردمان این کره خاکی را مقهور خود کرد.</span></p>
<p><span style="color: #000000;">ازین شخصیت و سریال زوروی دیزنی و تک تک فیلمها و سریالهایی و کتابهائی که از آن اقتباس شده اند (نزدیک به 50 فیلم) به شکلی مبسوط سخن خواهیم گفت و به وجود ماهوی شخصیت زورو در مکزیک و اسپانیا هم گریزی خواهیم زد و یقین بدانید نکته ناگفته ای از آن بر زمین نخواهیم گذاشت . به دوبله سریال زوروی دیزنی و برخی دیگر از فیلمهای زورو نیز به شکلی مبسوط خواهیم پرداخت(چیزی که از مشغولیات ذهنی اکثریت دوستان کافه ی&nbsp;فیلمهای کلاسیک است)</span></p>
<p><span style="color: #000000;">به شخصه زورو را از تمامی شخصیتهای دیگر غرب بیشتر دوست میدارم(هرچند ثابت کردیم که زورو شخصیتی ایرانی و شرقی است و نه غربی)&nbsp;چراکه وجود او به واقعیت نزدیکتر و باورپذیرتر است (برخلاف شخصیتهائی چون <strong>سوپر من،بتمن،اسپایدرمن</strong>...). غرور در وجود او جائی ندارد و مرکز ثقل قهرمانانی است که شخصیتی دوگانه دارند. او هموراه مورد تقدیس من ،مورد ستایش من&nbsp;و الگوی تمامی کسانی که است نمیخواهند&nbsp;ظلمی که&nbsp;در حق آنها و اطرافیانشان میشود را به حضرت عباس واگذار کنند!!&nbsp;</span></p>
<p><span style="color: #000000;">&nbsp;</span></p>
<p><span style="color: #000000;"><img src="http://www.vintagelibrary.com/pulp/zorro/art/author.jpg" alt="" width="500" height="404" /></span></p>
<p><span style="color: #000000;"><span style="color: #000000;">جانستن مک کالی(خالق زورو- نفر دوم از چپ) در کنار مرحومان گای ویلیامز(زوروی دیزنی) و هنری کالوین(گروهبان گارسیای دیزنی)</span></span></p>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img src="http://www.americaremembers.com/products/ZORRORE/Zorro%20Horse%20Logo.jpg" alt="" width="503" height="588" /></p>
<p>دکتر هوشنگ کاووسی زمانی نوشت:</p>
<p>در <strong><span style="color: #000000;">رمان چنگیزخان</span></strong> نوشته روس مغول تبار ، <strong><span style="color: #0000ff;">واسیلی یان</span></strong> (برنده جایزه ادبی استالین) که در دوران حکومت دیکتاتوری شوروی نوشته شده و به اکثر زبانها از جمله فارسی توسط انتشارات سابق پروگرس مسکو به چاپ رسیده است و بیطرفانه باید گفت بهترین کتاب درباره این سردار فاتح مغول است، چنین میخوانیم: <strong><span style="color: #800000;">هنگامی که مغولان وارد سرزمین ایران بزرگ شدند و پس از گشودن شهرها با خونریزی و قتل عامهایشان بطور کامل مستقر گردیدند سیاهپوشی سوار بر اسبی سیاه ، نیمه شبان بر اردوی مغول شبیخون می برد و پس از کشتن عده ای از مهاجمان می گریخت... به نوشته این رمان نویس، این سردار که ایرانیان او را <span style="color: #ff0000;">قره قونچر (سیاه خنجر) </span>می نامیدند هراسی عظیم در اردوی مغولان می افکند که با تمام تدابیر و حیله ها و دام گستردنها نه هرگز هویت واقعی اش شناخته شد و نه گرفتار آمد.</span></strong></p>
<p><span style="color: #000000;">دوستان ارزنده این تالار اگر داستان <span style="color: #ff0000;"><strong>حاجی مراد</strong></span> نوشته <strong><span style="color: #0000ff;">تولستوی</span></strong> را خوانده یا چند فیلم از این شخصیت را دیده باشند میدانند که حکایت ،&nbsp; داستان زندگی حاجی مراد است که&nbsp;از قفقاز&nbsp; و مردمی که وی زمانی باآنها زیسته است نقل میشود. حاجی مراد رئیس قبیله&zwnj;ای کوهستانی است... چون از رئیس دیگری به نام اسماعیل، &zwnj;که پدرش را کشته و خانواده&zwnj;اش را به اسارت گرفته است، کینه&zwnj;ای در دل دارد، به روسها می&zwnj;پیوندد تا با دشمن مشترک بجنگد. ولی روسها به این متحد جدید اعتمادی ندارند،&zwnj; و به جهت اطمینان از اینکه او گردن&zwnj;کش نخواهد کرد، او و هوادارانش را به پاسگاه&zwnj;های مرزی می&zwnj;فرستند. حاجی مراد، بالاخره تصمیم می&zwnj;گیرد که رأساً با اسماعیل بجنگد و از اردوی روس فرار می&zwnj;کند.او با پوششی سفید و چهره ای مستور از آن پس از تمامی فئودالهای ظالم قفقاز به سود مردم ستم کشیده آن ناحیه انتقامی سخت می گیرد .... چنانکه مردمان آنجا تا ده ها سال از او به نام <span style="color: #ff0000;"><strong>شیطان سفید</strong></span> یاد می کنند...</span></p>
<p><span style="color: #000000;">بدون شک مردمان سایر ملل نیز چنین قهرمانانی داشته اند اما آنچه خوانده ایم و دیده ایم از شخصیتی بنام <strong><span style="color: #ff0000;">زورو</span></strong> نمود می یابد (که حتی تعدد فیلمها و سریالهائی که از این شخصیت ساخته شد از شخصیت <strong>رابین هود</strong> نیز بیشتر است) مخلوق نویسنده ای بنام <span style="color: #0000ff;"><strong>جانستن مک کالی</strong></span> است که اولین داستان زورو را با عنوان <strong>نفرین کاپیسترانو</strong> The Curse of Capistrano در نهم اوت 1919 در هفته نامه <strong>آل استار ویکلی</strong> (که بعدها به مجله آرگوسی تغییر عنوان داده شد) در 5 قسمت منتشر کرد. وی که در 22 نوامبر 1958 در 75 سالگی درگذشت مجموعا 79 داستان از این شخصیت را نوشت که آخرین آنها با عنوان <strong>نقاب زورو</strong> در آوریل 1959 و پس از مرگ وی به چاپ رسید. عمده ی داستانهای وی از سال 1919 تا 1951 (غیر از مورد آخر) به طبع رسیدند و همزمان با حضور وی ، سریال بسیار مشهور <span style="color: #ff0000;"><strong>زوروی دیزنی </strong></span>که با حضور خود والت دیزنی ساخته شد که بیش از 3 نسل از مردمان این کره خاکی را مقهور خود کرد.</span></p>
<p><span style="color: #000000;">ازین شخصیت و سریال زوروی دیزنی و تک تک فیلمها و سریالهایی و کتابهائی که از آن اقتباس شده اند (نزدیک به 50 فیلم) به شکلی مبسوط سخن خواهیم گفت و به وجود ماهوی شخصیت زورو در مکزیک و اسپانیا هم گریزی خواهیم زد و یقین بدانید نکته ناگفته ای از آن بر زمین نخواهیم گذاشت . به دوبله سریال زوروی دیزنی و برخی دیگر از فیلمهای زورو نیز به شکلی مبسوط خواهیم پرداخت(چیزی که از مشغولیات ذهنی اکثریت دوستان کافه ی&nbsp;فیلمهای کلاسیک است)</span></p>
<p><span style="color: #000000;">به شخصه زورو را از تمامی شخصیتهای دیگر غرب بیشتر دوست میدارم(هرچند ثابت کردیم که زورو شخصیتی ایرانی و شرقی است و نه غربی)&nbsp;چراکه وجود او به واقعیت نزدیکتر و باورپذیرتر است (برخلاف شخصیتهائی چون <strong>سوپر من،بتمن،اسپایدرمن</strong>...). غرور در وجود او جائی ندارد و مرکز ثقل قهرمانانی است که شخصیتی دوگانه دارند. او هموراه مورد تقدیس من ،مورد ستایش من&nbsp;و الگوی تمامی کسانی که است نمیخواهند&nbsp;ظلمی که&nbsp;در حق آنها و اطرافیانشان میشود را به حضرت عباس واگذار کنند!!&nbsp;</span></p>
<p><span style="color: #000000;">&nbsp;</span></p>
<p><span style="color: #000000;"><img src="http://www.vintagelibrary.com/pulp/zorro/art/author.jpg" alt="" width="500" height="404" /></span></p>
<p><span style="color: #000000;"><span style="color: #000000;">جانستن مک کالی(خالق زورو- نفر دوم از چپ) در کنار مرحومان گای ویلیامز(زوروی دیزنی) و هنری کالوین(گروهبان گارسیای دیزنی)</span></span></p>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[نگاهي به بهترين‌هاي دوبله در دهه اخير]]></title>
			<link>http://CafeClassic.ir/thread-166.html</link>
			<pubDate>Tue, 09 Feb 2010 07:14:20 +0100</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://CafeClassic.ir/thread-166.html</guid>
			<description><![CDATA[<p><strong><span style="color: #ff0000;"><span style="color: #333333;">1.</span><span style="color: #008000;"> <span style="color: #993300;">ارباب حلقه&zwnj;ها&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span></span></strong><span style="color: #0000ff;">The Lord Of The Rings</span></p>
<p><span style="color: #333399;">پيش به سوي روشنايي</span></p>
<h3 dir="rtl">سه گانه<span style="color: #008000;"> ارباب حلقه&zwnj;ها</span> (اثر <span style="color: #800000;">پيترجكسن</span>)&zwnj; است كه اپيزود اول آن به نام &laquo;ياران حلقه&raquo; در سال 1381 از شبكه دوم سيما به نمايش درآمد ولي آن&zwnj;طور كه شايسته اين اثر است از سوي مخاطب تلويزيوني ديده نشد. دو علت مهم اين ديده نشدن برمي&zwnj;گشت به زمان نمايشش در ساعات پاياني شب و به صورت پخش در دو شب متوالي به دليل زمان 180 دقيقه&zwnj;اي فيلم كه از نظر روايي، اثر را دوپاره كرد.</h3><br />
<p dir="rtl"><strong>&nbsp;اين روند نامناسب پخش در نمايش دواپيزود ديگر ارباب حلقه&zwnj;ها (دو برج و بازگشت پادشاه)&zwnj; از تلويزيون ادامه پيدا كرد و حتي بعد&zwnj;ها نيز تكرار پخش هم نداشت؛ جالب اين&zwnj;كه در برنامه&zwnj;هاي تخصصي چون <span style="color: #008000;">سينما يك، صد فيلم، سينما چهار</span> و ... كه با ديدي حرفه&zwnj;اي به نقد و بررسي آثار شاخص سينما مي&zwnj;پردازند، ارباب حلقه&zwnj;ها جايگاهي نداشت. حال تصور كنيد به فيلمي اينچنيني جفا شود، مسلما اجزايش نيز بالطبع ديده نخواهد شد كه از اجزاي مهمش در پخش تلويزيوني، دوبله قابل توجه آن بوده است كه دوبله با كيفيت ارباب حلقه&zwnj;ها فداي بالانس نبودن صداي شبكه در هنگام پخشش شد كه براي طرفداران دو آتشه اين اثر با شكوه (كه&nbsp; عقيده دارند تاريخ سينما را مي&zwnj;توان به قبل و بعد از تريلوژي ارباب حلقه&zwnj;ها تقسيم&zwnj;بندي كرد!) نوعي تجربه ناخوشايند را به همراه داشت. <br /><br />خوشبختانه با توزيع اين فيلم در شبكه ويدئويي، استقبال چشمگيري از آن شد كه دوبله مناسبش سهم زيادي در اين ديده شدن دارد. دوبله ارباب حلقه&zwnj;ها حاصل كار يكي از مديران دوبلاژ اين عرصه، امير هوشنگ زند است كه با دقتي خاص و درك صحيح از فضاي اثر كه در پس زمينه&zwnj; اين مهم به تحصيلات زند در رشته سينما برمي&zwnj;گردد، بسيار درخشان اين كار را به سرانجام رسانده است؛ البته دوبله هر كدام از سه قسمت ارباب حلقه&zwnj;ها، قابليت بررسي و تحليل جداگانه را دارد اما به اين علت كه در دوبله فيلم&zwnj;هاي چند قسمتي، شالوده دوبله در قسمت اول نهفته است.<br /><br />مي&zwnj;خواهم به اجزاي دوبله قسمت اول، &laquo;ياران حلقه&raquo; بپردازم. سواي انتخاب&zwnj;هاي صدايي مناسب از جانب <span style="color: #0000ff;">امير زند </span>و نقش&zwnj;گويي فوق&zwnj;العاده دوبلورها&nbsp; كه بعدا به آنها اشاره خواهم كرد. ترجمه ريزبينانه و مو به موي با اثر به قلم شهرزاد ايزدي به نام، در درخشان شدن دوبله &laquo;ياران حلقه&raquo; بسيار تاثيرگذار بوده است و ديگر اين كه در اين دوبله ما با نقش&zwnj;گويي عجولانه و بي&zwnj;كيفيت روبه&zwnj;رو نيستيم و سطح بالاي كار گويندگان فيلم را مي&zwnj;توان در آن مشاهده كرد. <br />آغاز دوبله ياران حلقه اختصاص دارد به صداي گيرا و دلنشين<span style="color: #333399;"> فهيمه راستكار </span>كه در مقام راوي داستان يكي از بهترين انتخاب&zwnj;هاي امير زند مي&zwnj;باشد و لحن آرام يك قصه&zwnj;گو را براي تماشاگر فيلم با روايتي اين چنين تداعي مي&zwnj;كند: &laquo;همه چيز با ساختن حلقه&zwnj;ها شروع شد، سه حلقه به الف&zwnj;ها كه از همه اقوام داناتر و باهوش&zwnj;تر بودند داده شد، هفت حلقه به اربابان كوتوله&zwnj;ها كه ذهني هوشيار داشتند و سازندگان غارها بودند و بالاخره 9 حلقه به قوم انيس&zwnj;ها كه بيش از هر چيز تشنه قدرت هستند هديه شد. درهر يك از اين حلقه&zwnj;ها اراده و نيروي لازم براي حكومت كردن مستقر بود ولي همه فريب&zwnj;خورده بودند زيرا حلقه ديگري هم ساخته شده بود، در سرزمين موردور در ميان آتش كوه نابودي، سائرون فرمانرواي تاريكي مخفيانه حلقه&zwnj;اي اصلي ساخت تا با آن بقيه را كنترل كند و در اين حلقه تمامي بي&zwnj;رحمي باطني&zwnj;اش براي غلبه كردن بر كليه موجودات را قرار داد. &laquo;سپس <span style="color: #800080;">بهمن هاشمي </span>عنوان ياران حلقه را مي&zwnj;گويد و از اينجا اقتباس بي&zwnj;نظير پيتر جكسن از كتاب جاودانه جي.آر.آر تادكين آغاز مي&zwnj;شود. يكي از دلايل شخصي&zwnj;ام براي پرداختن به دوبله ارباب حلقه&zwnj;ها در اين زمان، حضور صداي ماندگار زنده ياد <span style="color: #008000;">عطاءالله كاملي </span>و نقش&zwnj;گويي ايشان به جاي شخصيت سارومان (با بازي كريستوفرلي)&zwnj; است كه جامعه دوبله بتازگي اين صداي با صلابت را از دست داد و جاي خالي اين صداي تاثيرگذار روز به روز بيشتر احساس مي&zwnj;شود ولي مشاهده دوبله ارباب حلقه&zwnj;ها اين حسن را دارد كه دوباره صداي استاد را بشنويم. حضور <span style="color: #008000;">عطاءالله كاملي </span>در دوبله اين فيلم و بعد از آن در فيلم <span style="color: #0000ff;">راه&zwnj;هاي افتخار</span> (استنلي كوبريك)&zwnj; و نقش&zwnj;گويي به جاي <span style="color: #0000ff;">كرك داگلاس، </span>از آخرين صداپيشگي&zwnj;هاي ايشان در دوبله تلويزيوني بود و اجراي صداي جادوگري به نام سارومان كه در اعمالش خشونت و تحكمي خاص هويداست. تنها از عهده <span style="color: #008000;">زنده&zwnj;ياد كاملي </span>در دوبله ياران حلقه برمي&zwnj;آمد بويژه در سكانسي از فيلم كه به معرفي سارومان مي&zwnj;پردازد.<br /><br /><span style="color: #008000;">كاملي</span> با لحن تاثيرگذارش به معرفي اين شخصيت مخوف مي&zwnj;پردازد: &laquo;از كوه نااميدي دود برمي&zwnj;خيزد و بتدريج زمان از كف مي&zwnj;رود و تو دوست من گاندالف براي مشاوره با سارومان به پيش مي&zwnj;آيي.&raquo; همان&zwnj;طور كه در قبل ذكر شد، نقش&zwnj;گويي&zwnj;هاي فوق&zwnj;العاده&zwnj;اي از دوبلورها را مي&zwnj;&zwnj;توان در دوبله ياران حلقه جستجو كرد كه در اين بين دو اجراي صدايي حكم شاهكار را دارد يكي صداپيشگي <span style="color: #800000;">حسين عرفاني </span>به جاي شخصيت گاندالف (با بازي يان مك&zwnj;كلين)&zwnj; و ديگر <span style="color: #339966;">منوچهر والي&zwnj;زاده </span>به جاي برومير (شان بين)&zwnj; كه هر دو با وجود پركاري بي&zwnj;محابايشان در دوبله تلويزيون، در اينجا با حس و حالي ديگر نقش&zwnj;گويي كرده&zwnj;اند. <span style="color: #800000;">عرفاني</span> با گويشي پيرمردانه با رگه&zwnj;هايي از مهرباني، شخصيت گاندالف را دوست&zwnj;داشتني كرده و <span style="color: #008080;">منوچهر <span style="color: #339966;">والي&zwnj;زاده</span> </span>با همان صداي آشنا و جوانانه&zwnj;اش و اين بار با جنسي از دليري و جاه&zwnj;طلبي، صداي نقش برومير را معركه از آب درآورده و آن را تبديل به نقطه عطفي در كارنامه&zwnj;اش كرده است. بخصوص وقتي خصايل تشويش و حس قدرت را در ديالوگ&zwnj;هاي برومير اجرا مي&zwnj;كند. يكي از بهترين نقش&zwnj;گويي&zwnj;هاي پرسوناژهاي مكمل در دوبله سال&zwnj;هاي اخير، اختصاص دارد به اجراي مسلط <span style="color: #0000ff;">امير صمصامي </span>به جاي شون آستين (در نقش سم، هابيتي مهربان كه يار هميشگي فرودو است)&zwnj; كه در همين دوبله ارباب حلقه&zwnj;ها شاهد آن بوديم و<span style="color: #0000ff;"> صمصامي </span>به خوبي توانسته گوياي حالات دلسوزي، پريشاني و نگراني&zwnj;هاي شخصيت سم باشد. <span style="color: #333399;">تورج مهرزاديان </span>و <span style="color: #003366;">ناصر احمدي </span>با صداهاي حجمي داري كه دارند حضور دلپذيري در دوبله اين فيلم ايجاد كرده&zwnj;اند. <span style="color: #000080;">مهرزاديان</span> با لحني رسمي و درباري به جاي پادشاه الف&zwnj;ها يعني الروند و <span style="color: #333399;">ناصر احمدي</span> با حالتي تيپيك و فانتزي به جاي كوتوله دوست&zwnj;داشتني به نام گيملي خيلي جذاب نقش&zwnj;گويي كرده&zwnj;اند. با توجه به اين كه ارباب حلقه&zwnj;ها داستان مردانه&zwnj;اي دارد ولي حضور شخصيت&zwnj;هاي زن با وجود كم&zwnj;تعداد بودنشان، چشمگير است و <span style="color: #008000;">امير زند </span>با توجه به اين موضوع، از صداي دو دوبلور بااستعداد اين سال&zwnj;هاي دوبله، <span style="color: #808000;">افسانه پوستي </span>(در نقش آروين/ ليو تايلر)&zwnj; و <span style="color: #993300;">نگين كيانفر </span>(كيت بلانشت در نقش ملكه جنگل)&zwnj; استفاده شاياني كرده است همچنين مي&zwnj;توان اين مهم را به صداي هابيت&zwnj;هاي دوست&zwnj;داشتني چون بيلبو بگينز (<span style="color: #800000;">ايرج رضايي</span>)&zwnj;، پيپين (<span style="color: #008000;">عباس نباتي</span>)&zwnj; و مري (<span style="color: #333399;">كسري كياني</span>)&zwnj; نيز تعميم داد ضمن اين كه <span style="color: #0000ff;">امير زند </span>خودش هم به جاي لگولاس (اورلاندو بلوم)&zwnj; نقش&zwnj;گويي ارائه داده است. دو صداي نقش اصلي ديگر اين فيلم يعني فرودو (اليجا وود)&zwnj; و آراگورن (ويگو مورتن)&zwnj; را به ترتيب <span style="color: #008000;">افشين زي&zwnj;نوري</span> و <span style="color: #800000;">سعيد مظفري </span>با حالت&zwnj;هايي از ترس و جستجوگري و منشي پهلوانانه گفته&zwnj;اند كه در قبل در همين صفحه از شيوه گويندگي اين دو دوبلور حرفه&zwnj;اي مطالبي درج شده است. در انتها براي دوستداران دوبله تماشاي ارباب حلقه&zwnj;ها دو دريغ را به همراه مي&zwnj;آورد يكي از دست دادن ظاهري صداي <span style="color: #008000;">زنده&zwnj;ياد كاملي </span>كه مي&zwnj;توان در اينجا به يادگار صداي ايشان را شنيد و دريغ ديگر اين كه چرا<span style="color: #0000ff;"> امير زند </span>بعد از ارائه شاهكار دوبله سه&zwnj;گانه ارباب حلقه&zwnj;ها و پالپ فيكشن، ديگر كاري به قوت اين دو اثر از وي ديده نشد كه حيف است شاهد خاموش شدن تدريجي استعداد مدير دوبلاژ صاحب سبكي چون<span style="color: #0000ff;"> امير زند </span>باشيم وقتي كه دوبله به ياد ماندني ارباب حلقه&zwnj;ها در كارنامه&zwnj;اش ديده مي&zwnj;شود.</strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #808080;"><strong><span style="color: #800000;">نيروان غني&zwnj;پور&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></strong></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #808080;"><strong><span style="color: #800000;">قاب کوچک 13 مهر 1387</span></strong></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>به نظر من هم دوبله این فیلم یکی از بهترین دوبله ها در سال های اخیر است که یاد آور دوبله های درخشان&nbsp;دهه پنجاه می باشد.</strong></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #993300;">زندگی منشوریست در حرکت دوار ....</span>&nbsp; یاد استاد <span style="color: #333399;">عطاءالله کاملی</span> گرامی باد .</strong></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>همیشه با شنیدن دکلمه ایشان در سریال <span style="color: #333399;">هانیکو </span>( داستان زندگی) بی اختیار دلتنگ صدای دلنشین و با وقار استاد می شم . یادش گرامی باد .</strong></span></p>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong><span style="color: #ff0000;"><span style="color: #333333;">1.</span><span style="color: #008000;"> <span style="color: #993300;">ارباب حلقه&zwnj;ها&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span></span></strong><span style="color: #0000ff;">The Lord Of The Rings</span></p>
<p><span style="color: #333399;">پيش به سوي روشنايي</span></p>
<h3 dir="rtl">سه گانه<span style="color: #008000;"> ارباب حلقه&zwnj;ها</span> (اثر <span style="color: #800000;">پيترجكسن</span>)&zwnj; است كه اپيزود اول آن به نام &laquo;ياران حلقه&raquo; در سال 1381 از شبكه دوم سيما به نمايش درآمد ولي آن&zwnj;طور كه شايسته اين اثر است از سوي مخاطب تلويزيوني ديده نشد. دو علت مهم اين ديده نشدن برمي&zwnj;گشت به زمان نمايشش در ساعات پاياني شب و به صورت پخش در دو شب متوالي به دليل زمان 180 دقيقه&zwnj;اي فيلم كه از نظر روايي، اثر را دوپاره كرد.</h3><br />
<p dir="rtl"><strong>&nbsp;اين روند نامناسب پخش در نمايش دواپيزود ديگر ارباب حلقه&zwnj;ها (دو برج و بازگشت پادشاه)&zwnj; از تلويزيون ادامه پيدا كرد و حتي بعد&zwnj;ها نيز تكرار پخش هم نداشت؛ جالب اين&zwnj;كه در برنامه&zwnj;هاي تخصصي چون <span style="color: #008000;">سينما يك، صد فيلم، سينما چهار</span> و ... كه با ديدي حرفه&zwnj;اي به نقد و بررسي آثار شاخص سينما مي&zwnj;پردازند، ارباب حلقه&zwnj;ها جايگاهي نداشت. حال تصور كنيد به فيلمي اينچنيني جفا شود، مسلما اجزايش نيز بالطبع ديده نخواهد شد كه از اجزاي مهمش در پخش تلويزيوني، دوبله قابل توجه آن بوده است كه دوبله با كيفيت ارباب حلقه&zwnj;ها فداي بالانس نبودن صداي شبكه در هنگام پخشش شد كه براي طرفداران دو آتشه اين اثر با شكوه (كه&nbsp; عقيده دارند تاريخ سينما را مي&zwnj;توان به قبل و بعد از تريلوژي ارباب حلقه&zwnj;ها تقسيم&zwnj;بندي كرد!) نوعي تجربه ناخوشايند را به همراه داشت. <br /><br />خوشبختانه با توزيع اين فيلم در شبكه ويدئويي، استقبال چشمگيري از آن شد كه دوبله مناسبش سهم زيادي در اين ديده شدن دارد. دوبله ارباب حلقه&zwnj;ها حاصل كار يكي از مديران دوبلاژ اين عرصه، امير هوشنگ زند است كه با دقتي خاص و درك صحيح از فضاي اثر كه در پس زمينه&zwnj; اين مهم به تحصيلات زند در رشته سينما برمي&zwnj;گردد، بسيار درخشان اين كار را به سرانجام رسانده است؛ البته دوبله هر كدام از سه قسمت ارباب حلقه&zwnj;ها، قابليت بررسي و تحليل جداگانه را دارد اما به اين علت كه در دوبله فيلم&zwnj;هاي چند قسمتي، شالوده دوبله در قسمت اول نهفته است.<br /><br />مي&zwnj;خواهم به اجزاي دوبله قسمت اول، &laquo;ياران حلقه&raquo; بپردازم. سواي انتخاب&zwnj;هاي صدايي مناسب از جانب <span style="color: #0000ff;">امير زند </span>و نقش&zwnj;گويي فوق&zwnj;العاده دوبلورها&nbsp; كه بعدا به آنها اشاره خواهم كرد. ترجمه ريزبينانه و مو به موي با اثر به قلم شهرزاد ايزدي به نام، در درخشان شدن دوبله &laquo;ياران حلقه&raquo; بسيار تاثيرگذار بوده است و ديگر اين كه در اين دوبله ما با نقش&zwnj;گويي عجولانه و بي&zwnj;كيفيت روبه&zwnj;رو نيستيم و سطح بالاي كار گويندگان فيلم را مي&zwnj;توان در آن مشاهده كرد. <br />آغاز دوبله ياران حلقه اختصاص دارد به صداي گيرا و دلنشين<span style="color: #333399;"> فهيمه راستكار </span>كه در مقام راوي داستان يكي از بهترين انتخاب&zwnj;هاي امير زند مي&zwnj;باشد و لحن آرام يك قصه&zwnj;گو را براي تماشاگر فيلم با روايتي اين چنين تداعي مي&zwnj;كند: &laquo;همه چيز با ساختن حلقه&zwnj;ها شروع شد، سه حلقه به الف&zwnj;ها كه از همه اقوام داناتر و باهوش&zwnj;تر بودند داده شد، هفت حلقه به اربابان كوتوله&zwnj;ها كه ذهني هوشيار داشتند و سازندگان غارها بودند و بالاخره 9 حلقه به قوم انيس&zwnj;ها كه بيش از هر چيز تشنه قدرت هستند هديه شد. درهر يك از اين حلقه&zwnj;ها اراده و نيروي لازم براي حكومت كردن مستقر بود ولي همه فريب&zwnj;خورده بودند زيرا حلقه ديگري هم ساخته شده بود، در سرزمين موردور در ميان آتش كوه نابودي، سائرون فرمانرواي تاريكي مخفيانه حلقه&zwnj;اي اصلي ساخت تا با آن بقيه را كنترل كند و در اين حلقه تمامي بي&zwnj;رحمي باطني&zwnj;اش براي غلبه كردن بر كليه موجودات را قرار داد. &laquo;سپس <span style="color: #800080;">بهمن هاشمي </span>عنوان ياران حلقه را مي&zwnj;گويد و از اينجا اقتباس بي&zwnj;نظير پيتر جكسن از كتاب جاودانه جي.آر.آر تادكين آغاز مي&zwnj;شود. يكي از دلايل شخصي&zwnj;ام براي پرداختن به دوبله ارباب حلقه&zwnj;ها در اين زمان، حضور صداي ماندگار زنده ياد <span style="color: #008000;">عطاءالله كاملي </span>و نقش&zwnj;گويي ايشان به جاي شخصيت سارومان (با بازي كريستوفرلي)&zwnj; است كه جامعه دوبله بتازگي اين صداي با صلابت را از دست داد و جاي خالي اين صداي تاثيرگذار روز به روز بيشتر احساس مي&zwnj;شود ولي مشاهده دوبله ارباب حلقه&zwnj;ها اين حسن را دارد كه دوباره صداي استاد را بشنويم. حضور <span style="color: #008000;">عطاءالله كاملي </span>در دوبله اين فيلم و بعد از آن در فيلم <span style="color: #0000ff;">راه&zwnj;هاي افتخار</span> (استنلي كوبريك)&zwnj; و نقش&zwnj;گويي به جاي <span style="color: #0000ff;">كرك داگلاس، </span>از آخرين صداپيشگي&zwnj;هاي ايشان در دوبله تلويزيوني بود و اجراي صداي جادوگري به نام سارومان كه در اعمالش خشونت و تحكمي خاص هويداست. تنها از عهده <span style="color: #008000;">زنده&zwnj;ياد كاملي </span>در دوبله ياران حلقه برمي&zwnj;آمد بويژه در سكانسي از فيلم كه به معرفي سارومان مي&zwnj;پردازد.<br /><br /><span style="color: #008000;">كاملي</span> با لحن تاثيرگذارش به معرفي اين شخصيت مخوف مي&zwnj;پردازد: &laquo;از كوه نااميدي دود برمي&zwnj;خيزد و بتدريج زمان از كف مي&zwnj;رود و تو دوست من گاندالف براي مشاوره با سارومان به پيش مي&zwnj;آيي.&raquo; همان&zwnj;طور كه در قبل ذكر شد، نقش&zwnj;گويي&zwnj;هاي فوق&zwnj;العاده&zwnj;اي از دوبلورها را مي&zwnj;&zwnj;توان در دوبله ياران حلقه جستجو كرد كه در اين بين دو اجراي صدايي حكم شاهكار را دارد يكي صداپيشگي <span style="color: #800000;">حسين عرفاني </span>به جاي شخصيت گاندالف (با بازي يان مك&zwnj;كلين)&zwnj; و ديگر <span style="color: #339966;">منوچهر والي&zwnj;زاده </span>به جاي برومير (شان بين)&zwnj; كه هر دو با وجود پركاري بي&zwnj;محابايشان در دوبله تلويزيون، در اينجا با حس و حالي ديگر نقش&zwnj;گويي كرده&zwnj;اند. <span style="color: #800000;">عرفاني</span> با گويشي پيرمردانه با رگه&zwnj;هايي از مهرباني، شخصيت گاندالف را دوست&zwnj;داشتني كرده و <span style="color: #008080;">منوچهر <span style="color: #339966;">والي&zwnj;زاده</span> </span>با همان صداي آشنا و جوانانه&zwnj;اش و اين بار با جنسي از دليري و جاه&zwnj;طلبي، صداي نقش برومير را معركه از آب درآورده و آن را تبديل به نقطه عطفي در كارنامه&zwnj;اش كرده است. بخصوص وقتي خصايل تشويش و حس قدرت را در ديالوگ&zwnj;هاي برومير اجرا مي&zwnj;كند. يكي از بهترين نقش&zwnj;گويي&zwnj;هاي پرسوناژهاي مكمل در دوبله سال&zwnj;هاي اخير، اختصاص دارد به اجراي مسلط <span style="color: #0000ff;">امير صمصامي </span>به جاي شون آستين (در نقش سم، هابيتي مهربان كه يار هميشگي فرودو است)&zwnj; كه در همين دوبله ارباب حلقه&zwnj;ها شاهد آن بوديم و<span style="color: #0000ff;"> صمصامي </span>به خوبي توانسته گوياي حالات دلسوزي، پريشاني و نگراني&zwnj;هاي شخصيت سم باشد. <span style="color: #333399;">تورج مهرزاديان </span>و <span style="color: #003366;">ناصر احمدي </span>با صداهاي حجمي داري كه دارند حضور دلپذيري در دوبله اين فيلم ايجاد كرده&zwnj;اند. <span style="color: #000080;">مهرزاديان</span> با لحني رسمي و درباري به جاي پادشاه الف&zwnj;ها يعني الروند و <span style="color: #333399;">ناصر احمدي</span> با حالتي تيپيك و فانتزي به جاي كوتوله دوست&zwnj;داشتني به نام گيملي خيلي جذاب نقش&zwnj;گويي كرده&zwnj;اند. با توجه به اين كه ارباب حلقه&zwnj;ها داستان مردانه&zwnj;اي دارد ولي حضور شخصيت&zwnj;هاي زن با وجود كم&zwnj;تعداد بودنشان، چشمگير است و <span style="color: #008000;">امير زند </span>با توجه به اين موضوع، از صداي دو دوبلور بااستعداد اين سال&zwnj;هاي دوبله، <span style="color: #808000;">افسانه پوستي </span>(در نقش آروين/ ليو تايلر)&zwnj; و <span style="color: #993300;">نگين كيانفر </span>(كيت بلانشت در نقش ملكه جنگل)&zwnj; استفاده شاياني كرده است همچنين مي&zwnj;توان اين مهم را به صداي هابيت&zwnj;هاي دوست&zwnj;داشتني چون بيلبو بگينز (<span style="color: #800000;">ايرج رضايي</span>)&zwnj;، پيپين (<span style="color: #008000;">عباس نباتي</span>)&zwnj; و مري (<span style="color: #333399;">كسري كياني</span>)&zwnj; نيز تعميم داد ضمن اين كه <span style="color: #0000ff;">امير زند </span>خودش هم به جاي لگولاس (اورلاندو بلوم)&zwnj; نقش&zwnj;گويي ارائه داده است. دو صداي نقش اصلي ديگر اين فيلم يعني فرودو (اليجا وود)&zwnj; و آراگورن (ويگو مورتن)&zwnj; را به ترتيب <span style="color: #008000;">افشين زي&zwnj;نوري</span> و <span style="color: #800000;">سعيد مظفري </span>با حالت&zwnj;هايي از ترس و جستجوگري و منشي پهلوانانه گفته&zwnj;اند كه در قبل در همين صفحه از شيوه گويندگي اين دو دوبلور حرفه&zwnj;اي مطالبي درج شده است. در انتها براي دوستداران دوبله تماشاي ارباب حلقه&zwnj;ها دو دريغ را به همراه مي&zwnj;آورد يكي از دست دادن ظاهري صداي <span style="color: #008000;">زنده&zwnj;ياد كاملي </span>كه مي&zwnj;توان در اينجا به يادگار صداي ايشان را شنيد و دريغ ديگر اين كه چرا<span style="color: #0000ff;"> امير زند </span>بعد از ارائه شاهكار دوبله سه&zwnj;گانه ارباب حلقه&zwnj;ها و پالپ فيكشن، ديگر كاري به قوت اين دو اثر از وي ديده نشد كه حيف است شاهد خاموش شدن تدريجي استعداد مدير دوبلاژ صاحب سبكي چون<span style="color: #0000ff;"> امير زند </span>باشيم وقتي كه دوبله به ياد ماندني ارباب حلقه&zwnj;ها در كارنامه&zwnj;اش ديده مي&zwnj;شود.</strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #808080;"><strong><span style="color: #800000;">نيروان غني&zwnj;پور&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></strong></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #808080;"><strong><span style="color: #800000;">قاب کوچک 13 مهر 1387</span></strong></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>به نظر من هم دوبله این فیلم یکی از بهترین دوبله ها در سال های اخیر است که یاد آور دوبله های درخشان&nbsp;دهه پنجاه می باشد.</strong></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #993300;">زندگی منشوریست در حرکت دوار ....</span>&nbsp; یاد استاد <span style="color: #333399;">عطاءالله کاملی</span> گرامی باد .</strong></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>همیشه با شنیدن دکلمه ایشان در سریال <span style="color: #333399;">هانیکو </span>( داستان زندگی) بی اختیار دلتنگ صدای دلنشین و با وقار استاد می شم . یادش گرامی باد .</strong></span></p>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[کـارتون های ماندگار و خاطره انگیز  کودکی]]></title>
			<link>http://CafeClassic.ir/thread-149.html</link>
			<pubDate>Fri, 01 Jan 2010 03:56:05 +0100</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://CafeClassic.ir/thread-149.html</guid>
			<description><![CDATA[<p><img id="ncode_imageresizer_container_3" src="http://i31.tinypic.com/155oqp4.jpg" border="0" alt="" width="600" height="386" /></p>
<p></p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">پینوکیو</span></strong></p>
<ul>
<li><strong><span style="color: #ff0000;">&nbsp;</span></strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #0000ff;">سرپرست </span>گویندگان: مرتضی احمدی</span></li>
<li><span style="color: #000000;">نادره سالار پور <span style="color: #800000;">پینوکیو</span></span></li>
<li><span style="color: #000000;"></span><span style="color: #000000;">فریده شیرازی: <span style="color: #800000;">جینا(قسمت اول)</span></span></li>
<li><span style="color: #000000;"></span><span style="color: #000000;">ناهید امیریان: <span style="color: #800000;">جینا</span></span></li>
<li><span style="color: #000000;"></span><span style="color: #000000;">زهرا هاشمی: <span style="color: #800000;">فرشته مهربون/جولیتا</span></span></li>
<li><span style="color: #000000;"></span><span style="color: #000000;">نصرت ا... حمیدی : <span style="color: #800000;">پدر ژپتو</span></span></li>
<li><span style="color: #000000;"><span style="color: #800000;">&nbsp;</span></span><span style="color: #000000;">مرتضی احمدی: <span style="color: #800000;">روباه مکار</span></span></li>
<li><span style="color: #000000;">زنده یاد کنعان کیانی: <span style="color: #800000;">گربه نره</span></span></li>
</ul>
<p><span style="color: #000000;"><span style="color: #800000;">&nbsp;</span></span><hr /></p>
<p><img src="http://i29.tinypic.com/vi2nf7.jpg" border="0" alt="" /></p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">پسر شجاع</span></strong><br /><br /><span style="color: #000000;"><span style="color: #800000;">پسر شجاع</span> : نادره سالارپور/مهوش افشاری</span><br /><span style="color: #000000;"><span style="color: #800000;">خانم کوچولو</span>/ مهین برزویی</span><br /><span style="color: #000000;"><span style="color: #800000;">مادر خانم کوچولو</span>: زهرا هاشمی</span><br /><span style="color: #000000;"><span style="color: #800000;">پدر پسرشجاع</span>: پرویز ربیعی</span><br /><span style="color: #000000;"><span style="color: #800000;">دکتر بزی:</span> پرویز نارنجیها/پرویز ربیعی</span><br /><span style="color: #000000;"><span style="color: #800000;">خرس مهربون: </span>ناهید امیذیان</span><br /><span style="color: #000000;"><span style="color: #800000;">خرگوش کوچولو؟</span> مهوش افشاری</span><br /><span style="color: #800000;">پدر خرگوش کوچولو:</span> محمد یار احمدی<br /><span style="color: #000000;"><span style="color: #800000;">شیپورجی: </span>تورج نصر</span><br /><span style="color: #000000;"><span style="color: #800000;">روباه:</span> اصغر افضلی</span><br /><span style="color: #000000;"><span style="color: #800000;">خرس قهوه ای: </span>جواد پزشکیان</span><br /><span style="color: #000000;"><span style="color: #800000;">گرگ پیر:</span> صادق ماهرو</span><br /><span style="color: #800000;">نقش های فرعی</span>: نوشابه امیری</p>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img id="ncode_imageresizer_container_3" src="http://i31.tinypic.com/155oqp4.jpg" border="0" alt="" width="600" height="386" /></p>
<p></p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">پینوکیو</span></strong></p>
<ul>
<li><strong><span style="color: #ff0000;">&nbsp;</span></strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #0000ff;">سرپرست </span>گویندگان: مرتضی احمدی</span></li>
<li><span style="color: #000000;">نادره سالار پور <span style="color: #800000;">پینوکیو</span></span></li>
<li><span style="color: #000000;"></span><span style="color: #000000;">فریده شیرازی: <span style="color: #800000;">جینا(قسمت اول)</span></span></li>
<li><span style="color: #000000;"></span><span style="color: #000000;">ناهید امیریان: <span style="color: #800000;">جینا</span></span></li>
<li><span style="color: #000000;"></span><span style="color: #000000;">زهرا هاشمی: <span style="color: #800000;">فرشته مهربون/جولیتا</span></span></li>
<li><span style="color: #000000;"></span><span style="color: #000000;">نصرت ا... حمیدی : <span style="color: #800000;">پدر ژپتو</span></span></li>
<li><span style="color: #000000;"><span style="color: #800000;">&nbsp;</span></span><span style="color: #000000;">مرتضی احمدی: <span style="color: #800000;">روباه مکار</span></span></li>
<li><span style="color: #000000;">زنده یاد کنعان کیانی: <span style="color: #800000;">گربه نره</span></span></li>
</ul>
<p><span style="color: #000000;"><span style="color: #800000;">&nbsp;</span></span><hr /></p>
<p><img src="http://i29.tinypic.com/vi2nf7.jpg" border="0" alt="" /></p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">پسر شجاع</span></strong><br /><br /><span style="color: #000000;"><span style="color: #800000;">پسر شجاع</span> : نادره سالارپور/مهوش افشاری</span><br /><span style="color: #000000;"><span style="color: #800000;">خانم کوچولو</span>/ مهین برزویی</span><br /><span style="color: #000000;"><span style="color: #800000;">مادر خانم کوچولو</span>: زهرا هاشمی</span><br /><span style="color: #000000;"><span style="color: #800000;">پدر پسرشجاع</span>: پرویز ربیعی</span><br /><span style="color: #000000;"><span style="color: #800000;">دکتر بزی:</span> پرویز نارنجیها/پرویز ربیعی</span><br /><span style="color: #000000;"><span style="color: #800000;">خرس مهربون: </span>ناهید امیذیان</span><br /><span style="color: #000000;"><span style="color: #800000;">خرگوش کوچولو؟</span> مهوش افشاری</span><br /><span style="color: #800000;">پدر خرگوش کوچولو:</span> محمد یار احمدی<br /><span style="color: #000000;"><span style="color: #800000;">شیپورجی: </span>تورج نصر</span><br /><span style="color: #000000;"><span style="color: #800000;">روباه:</span> اصغر افضلی</span><br /><span style="color: #000000;"><span style="color: #800000;">خرس قهوه ای: </span>جواد پزشکیان</span><br /><span style="color: #000000;"><span style="color: #800000;">گرگ پیر:</span> صادق ماهرو</span><br /><span style="color: #800000;">نقش های فرعی</span>: نوشابه امیری</p>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[دوبله به روایت دیگران]]></title>
			<link>http://CafeClassic.ir/thread-138.html</link>
			<pubDate>Fri, 24 Jul 2009 20:28:15 +0200</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://CafeClassic.ir/thread-138.html</guid>
			<description><![CDATA[<p style="text-align: center;"></p>
<hr />
<p></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;">Admin:&nbsp; سیاست اصلی کافه استفاده حداکثر از مطالب خود کاربران و جلوگیری از دوباره نویسی مطالب نوشتاری سایت ها و وبلاگ های دیگر است اما با توجه به اینکه ممکن است برخی از مطالب برای دوستان و بازدیدکنندگان کافه مفید و جالب باشد بهتر دیدیم مطالب را در یک تاپیک مخصوص به خود قرار دهیم تا در تاپیک های دیگر صرفا از نوشته های خود دوستان استفاده شود و مطالب نوشتاری از سایت های دیگر صرفا در اینجا ارسال شود و به عنوان آرشیوی غنی مورد استفاده عزیزان قرار گیرد .&nbsp; لطفا دوستان از این به بعد مطالب این چنینی را صرفا در این تاپیک&nbsp; ارسال نمایند.</span><span style="color: #ff0000;"> (با ذکر منبع ) <br /></span></p>
<p style="text-align: center;"></p>
<hr />
<p></p>
<p style="text-align: center;"></p>
<p style="text-align: center;"></p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-size: small;"><strong>خاطرات چنگيزجليلوند از مارلون&zwnj;براندو تا فردين</strong></span><br /><br /><span style="color: #008000;"><strong>از دوبله&zwnj;هاى&zwnj; درخشان &zwnj;خبرى نيست</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;">چنگيز جليلوند</span> يكي از صداهاي جاودانه در هنر- صنعت دوبلاژ ايران و از پيشكسوتان اين عرصه است كه تاكنون به جاي بازيگران مطرح بسياري در سينماي ايران و جهان صحبت كرده است. وي علت رفتنش به خارج از ايران را تحصيلات فرزندانش مي&zwnj;داند و مي&zwnj;گويد در تمام سالهايي كه در ايران نبوده دلش اينجا بوده و دوست داشته فرصتي دست مي&zwnj;داد تا دوباره بتواند يك ديالوگ بگويد. وي در دوران شكوفايي دوبله ايران نقش به سزايي را ايفا كرده است كه بدون اغراق مي&zwnj;توان گفت مردم فقط آن شخصيت&zwnj;ها را با صداي جليلوند مي&zwnj;پذيرفتند.&nbsp;&nbsp;&nbsp; جليلوند در گفت&zwnj;وگويي از وضعيت دوبله، زندگي و خاطرات خود سخن گفت كه در زير مي&zwnj;آيد.&nbsp;&nbsp; &nbsp;<br />&nbsp;<br /><span style="color: #008000;">در مورد دوبله در سال&zwnj;هاي گذشته و ارتباط دوبلور و كارگردان بگوييد؟</span><br />آن زمان وقتي فيلمي&zwnj;را دوبله&zwnj; مي&zwnj;كرديم يك ارتباطي بين من و كارگران بود و اصلا هنرپيشه&zwnj;ن مي&zwnj;آمد ببيند كه ما چكار مي&zwnj;كنيم و اصلا وقت اينكه بيايند سردوبلاژ را نداشتند و شايد هم فكر مي&zwnj;كردند بيايند برايشان افت دارد! چراكه نمي&zwnj;توانند به جاي خودشان صحبت كنند ولي مرحوم فردين معمولا در فيلم&zwnj;هايي كه خودش كارگردان بود مي&zwnj;آمد و يك نگاهي مي&zwnj;كرد. <br />&nbsp;&nbsp; <br /><span style="color: #008000;">به نظر خودتان بهترين كاري كه دوبله كرديد چه بوده است؟</span><br />فكر مي&zwnj;كنم يكي از قشنگ&zwnj;ترين كارهايي كه در سينما دوبله كردم فيلم <strong>طوقي </strong>ساخته <span style="color: #0000ff;">علي حاتمي</span>&zwnj; بود كه به جاي <span style="color: #0000ff;">وثوقي</span> و <span style="color: #0000ff;">ملك مطيعي</span> صحبت مي&zwnj;كردم و هر دو، صداهايي كاملا متفاوت داشتند. وقتي چيزي را به جاي وثوقي &zwnj;گفتم حالتي بين <span style="color: #800000;">براندو</span> و <span style="color: #800000;">نيومن</span> داشتيم كه كاملا روي صورت او مي&zwnj;نشست. تقريبا 70 درصد فيلم&zwnj;هاي وثوقي را من صحبت كردم و بقيه را هم افرادي مثل <span style="color: #0000ff;">منوچهر اسماعيلي</span> و <span style="color: #0000ff;">منوچهر زماني</span> دوبله كردند.&nbsp;&nbsp; &nbsp;<br />&nbsp;<br /><span style="color: #008000;">مگر بهروز وثوقي به جاي خودش صحبت نمي&zwnj;كرد؟</span><br />خير وثوقي فقط در <strong>گوزنها</strong> و <strong>تنگسير </strong>بود كه به جاي خودش حرف زد. &nbsp;<br />قبل از انقلاب شما به جاي سه بازيگر مطرح آن زمان حرف مي&zwnj;زديد در اين باره بيشتر توضيح دهيد؟<br />بله بهروز وثوقي، مرحوم <span style="color: #0000ff;">محمد علي فردين</span> و <span style="color: #0000ff;">ناصر ملك&zwnj;مطيعي</span> سه تيپ مختلف بودند كه هر سه را دوست داشتيم، ولي جاي فردين خيلي راحت و حساس بودم و هميشه سعي مي&zwnj;كردم كار او متفاوت باشد. در آمريكا وقتي خبر فوتش را شنيدم گريه&zwnj;ام گرفت. اما در حاليكه تمام تلويزيون&zwnj;هاي ايراني در اروپا و آمريكا من را دعوت كردند تا درباره&zwnj; او صحبت كنم من جواب رد دادم و گفتم اگر فردين مرده من هم مرده&zwnj;ام.&nbsp;&nbsp; &nbsp;<br />&nbsp;<span style="color: #008000;"><br />آخرين كارهايي كه قبل از انقلاب انجام داديد خاطرتان هست؟</span><br /><strong>سفر سنگ</strong> ساخته <span style="color: #0000ff;">مسعود كيميايي</span> آخرين فيلم تقريبا همزمان با انقلاب اسلامي&zwnj;بود كه مدير دوبلاژ بودم و به جاي <span style="color: #0000ff;">سعيد راد</span> صحبت كردم. <strong>غازهاي وحشي</strong> و <strong>شعله</strong> هم آخرين فيلم&zwnj;هاي خارجي بودند. يك فيلم هم از <span style="color: #800000;">سيلوستر استالونه</span> بود كه حتي آنونسش را گرفتيم اما فرصت نشد آن را دوبله كنيم و ايران را ترك كردم.<br />&nbsp;<br /><span style="color: #008000;">چرا ايران را ترك كرديد؟</span><br />بچه&zwnj;هايم پيش از انقلاب در انگلستان درس مي&zwnj;خواندند و بايد برايشان پول مي&zwnj;فرستادم كه مشكل بود، با مادرشان صحبت كردم و ديديم خودمان هم بايد بالاسرشان باشيم و اگر برگرديم به تحصيلشان لطمه مي&zwnj;خورد. همگي به آمريكا رفتيم و در آنجا مقيم شديم تا بچه&zwnj;ها به سرانجامي &zwnj;برسند كه خوشبختانه الان هر سه فرزندم به وضعيت خيلي خوبي رسيده&zwnj;اند.&nbsp;&nbsp; &nbsp;<br />&nbsp;<br /><span style="color: #008000;">آيا در خارج از ايران كار هنري مي&zwnj;كرديد؟</span><br />نه در 24 سالي هم كه در خارج از كشور بودم حرفه&zwnj;اي داشتم كه اصلا ارتباطي با هنر نداشت.&nbsp;&nbsp; &nbsp;<br />&nbsp;<br /><span style="color: #008000;">چطور توانستيد كار دوبله را ترك كنيد؟</span><br />من عاشق كار دوبله بودم و عاشقانه اين كار را دوست داشتم و ترك كردنش هم مثل اين بود كه يك چيزي را كه به آن اعتقاد داشتم از بين رفته باشد و خيلي ناراحت بودم، يك وقت شغل، آدم را كنار مي&zwnj;گذارد و يك وقت خود آدم، شغل را كنار مي&zwnj;گذارد، من موقعي كه كنار رفتم هيچ عيب و ايراد و مسئله خاصي نداشتم و خودم شغلم را مجبور شدم كنار بگذارم.&nbsp;&nbsp; &nbsp;<br />&nbsp;<br /><span style="color: #008000;">در مورد بازگشت به ايران و ادامه فعاليت هنريتان بگوييد؟</span><br />با بازگشت به اينجا با فيلم <strong>&laquo;عصر روح&raquo;</strong> شروع كردم كه به جاي <span style="color: #800000;">ليام نيسن</span> حرف زدم، حتي فكر مي&zwnj;كردم نتوانم اين كار را انجام دهم ولي خوشبختانه گفتيم در فيلم بعدي هم به جاي <span style="color: #800000;">جت لي</span> صحبت كردم كه دست گرمي&zwnj;بود و چون ديالوگ كم داشت فقط مي&zwnj;خواستم راه بيافتم. الان حتي اگر يك ميليون هم بدهند اين كار را نمي&zwnj;كنم. يك يا دو فيلمي&zwnj; كه مجبور شدم كار كنم فقط دليلش اين بود كه مجددا با حركات لب و دهن آشنا شوم. بعضي&zwnj;ها مي&zwnj;گويند دوبله هنر نيست در صورتي كه اگر نبود همه مي&zwnj;توانستند دوبله كنند. بعضي&zwnj;ها هم مي&zwnj;گويند دوبله جنايت و خيانت است!. شما كه الان از<strong> بيلياردباز</strong> <span style="color: #800000;">پل نيومن</span> خاطره داريد به راستي آيا اگر اين فيلم دوبله نمي&zwnj;شد و شما آن را مي&zwnj;ديديد اينقدر از آن خاطره داشتيد؟ از هر كسي مي&zwnj;پرسيم مي&zwnj;گويند، مي&zwnj;گويند پل نيومن را به خاطر صدا و ديالوگي كه رويش بود دوست داريم همينطور <span style="color: #800000;">م</span><span style="color: #800000;">ارلون براندو</span>.&nbsp;&nbsp; &nbsp;<br />&nbsp;<br /><span style="color: #008000;">درباره موسسه قرن 21 توضيح دهيد؟</span><br /><span style="color: #0000ff;">جعفري</span> مدير اين موسسه واقعا عاشق سينما است اگر سينما 5 نفر مثل او را داشت متحول مي&zwnj;شد. به قول بعضي&zwnj;ها او فقط دوست دارد هزينه كند تا فيلم&zwnj;ها را به زبان فارسي ببيند!. من در اين موسسه مديريت داخلي استوديو را به عهده دارم و با اختيارتام كليه كارهاي يك فيلم به مسئوليت من انجام مي&zwnj;شود.&nbsp;&nbsp; &nbsp;<br />&nbsp;<br /><span style="color: #008000;">وضعيت كنوني دوبله را در كشور چگونه ارزيابي مي&zwnj;كنيد؟</span><br />الان وضعيت بد نيست و فكر مي&zwnj;كنم دارد بهتر مي&zwnj;شود.<br />ولي ناگفته نماند كه فكر مي&zwnj;كنم ديگر در ايران، از آن دوبله&zwnj;هاي درخشان و ماندگار خبري نيست. چون سينماي ما به لحاظ اكران و نمايش فيلم&zwnj;هاي مطرح خارجي درهاي خود را بر روي جهان خارج بسته است و اين اكران محدود فيلم&zwnj;هاي خارجي جوابگوي دوبله نيست.&nbsp;&nbsp; &nbsp;<br />زماني بهترين فيلم&zwnj;هاي جهان همزمان در سينماهاي ايران اكران مي&zwnj;شد. صدابرداري سرصحنه نيز در آن زمان رايج نبود اما الان وضعيت 180 درجه فرق كرده است.&nbsp;&nbsp; &nbsp;<br />اما با تمامي &zwnj;اين شرايط از زماني كه به ايران بازگشته&zwnj;ام برخلاف بسياري از دوستان و همكاران به آينده اين حرفه بسيار اميدوارم. جوان&zwnj;هاي بسيار مشتاق و مستعدي را ديده&zwnj;ام كه با اندكي مديريت و با گذشت مدت زماني مي&zwnj;توانند بارقه&zwnj;هايي از آن گذشته درخشان را تكرار كنند. اين جوان&zwnj;هاي مشتاق و بسيار مستعد احتياج به پشتيباني و حمايت دارند و با راه&zwnj;اندازي واحدهاي دوبله جديد مي&zwnj;توان به آينده&zwnj;اي كه به آن اشاره كردم نزديك شد.</p>
<p style="text-align: justify;">&nbsp;<br /><span style="color: #008000;">ورود فيلم&zwnj;هاي مطرح خارجي به شبكه ويديويي كشور و دوبله آنها را چگونه ارزيابي مي&zwnj;كنيد؟</span><br />به نظر من اين اتفاق بسيار خوب است هر فيلم سينمايي فقط بر روي پرده سينماست كه معني مي&zwnj;دهد، اما براي جان بخشيدن دوباره به دوبله همين فيلم&zwnj;هاي ويديويي نيز آغاز مناسبي مي&zwnj;توانند محسوب شوند. به عنوان مثال خود من هرچند كه بيش از 24 سال از ايران دور بوده&zwnj;ام اما انگيزه و شوق فراواني براي فعاليت مجدد و احياي دوبله دارم.&nbsp;&nbsp; &nbsp;<br />&nbsp;<br /><span style="color: #008000;">مي&zwnj;توانيد از چند آثار دوبله شده موفق نام ببريد؟</span><br />يكي، فيلم <strong>بيمار انگليسي</strong> (آنتوني منگولا) است كه به جاي ويلم دافو صحبت كرده&zwnj;ام و از آن هم بسيار راضي و خشنودم و ديگري فيلم <strong>كي پكس</strong> است كه به جاي كوين اسپيسي صحبت كرده&zwnj;ام. فيلم فضاي بسيار خوبي دارد و جان مي&zwnj;داد براي دوبله!. از كارهاي آينده هم مي&zwnj;توانم به فيلم&zwnj;هاي <strong>ترميناتور 3</strong> (جاناتان ماستو - محصول 2003 آمريكا) و&nbsp; score&nbsp; <strong>امتياز</strong> اشاره كنم كه در اين آخري به احتمال فراوان به جاي مارلون براندو و رابرت دنيرو صحبت خواهم كرد.&nbsp;&nbsp; &nbsp;<br />&nbsp;<br /><span style="color: #008000;">در گذشته از صحبت كردن به جاي كدام بازيگر خارجي احساس خوشايندي داشتيد؟</span><br />من در آن زمان هميشه از صحبت كردن به جاي ريچارد برتون لذت مي&zwnj;بردم نمونه كامل كارم با برتون در فيلم چ<strong>ه كسي از ويرجينياوولف مي&zwnj;ترسد؟ </strong>(مايك نيكولز) است.<br />من حتي زماني كه در آمريكا بودم در لحظات تنهايي صدا و نوار ريچارد برتون در اين فيلم را براي خودم مي&zwnj;گذاشتم و بارها به آن گوش مي&zwnj;دادم. به برت لنكستر نيز بسيار علاقه داشتم هم به خودش به عنوان يك بازيگر و شخصيتش. از ميان فيلم&zwnj;هاي لنكستر به <strong>حرفه&zwnj;اي&zwnj;ها</strong> (ريچارد بروكس) بسيار علاقه&zwnj;مندم به صورتي كه در زمان دوبله فيلم خانواده&zwnj;ام را نيز به استوديو بردم تا كارم را از نزديك ببينند.&nbsp;&nbsp; </p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #008000;"><br />از كدام فيلم حرف زدن به جاي نيومن را آغاز كرديد؟</span><br />من صحبت كردن به جاي پل نيومن را از فيلم <strong>كسي آن بالا مرا دوست دارد</strong> (رابرت وايز) شروع كردم و تا زمانيكه در سال 1358 از ايران رفتم تمامي &zwnj;فيلم&zwnj;هاي پل نيومن را دوبله كردم.&nbsp;&nbsp; &nbsp;<br />&nbsp;<br /><span style="color: #008000;">اگر خاطره&zwnj;اي از آن سال&zwnj;هاي طلايي دوبله داريد خوشحال مي&zwnj;شويم بگوييد؟</span><br />در آن&zwnj;زمان رايج بود كه نماينده&zwnj;اي از سوي كمپاني سازنده هنگام دوبله فيلم معروفي به استوديوي دوبله مي&zwnj;فرستادند در هنگام دوبله<strong> پدر خوانده</strong> (فرانسيس فورد كاپولا) نماينده كمپاني نيز حضور داشت و زمانيكه من ديالوگهايي از براندو را در فيلم گفتم وي تا مدتي خيره به پرده نگاه كرد و آنگاه رئيس استوديو را خطاب قرار داد و با صداي بلند گفت: اين فلان فلان شده كه خود براندوست، با براندو اصلا مو نمي&zwnj;زند! و من كه از بد دهاني وي ناراحت شده بودم ديگر كار را قبول نكردم اما او زمانيكه از در استوديو خارج مي&zwnj;شد رو به من كرد و گفت: good luke mr brando&nbsp; .&nbsp;&nbsp; &nbsp;<br />پس از رفتن وي، مدير استوديو كه امتناع مرا ديد خواست دستمزد مرا به دلار بدهد اما من نپذيرفتم. آنها بالاجبار از افراد بسياري تست گرفتند تا آقاي <span style="color: #0000ff;">نوربخش</span> با تائيد من به جاي مارلون براندو در نقش دون كورلئونه صحبت كرد.&nbsp;&nbsp; &nbsp;<br />&nbsp;<br /><span style="color: #008000;">حرف آخر؟</span><br />در سال&zwnj;هايي كه نبودم هميشه دلم اينجا بود و دوست داشتم بيايم و حتي فقط يك رل كوچك بگويم. ريشه من در ايران است و هر چقدر آنجا در رفاه باشم غم دوري از وطن در دل من مي&zwnj;گذرد وتا موقعيت پيدا شد برگشتم. از طرف مديريت موسسه قرن 21 از من دعوت شد و خودم هم ديدم ديگر بچه&zwnj;ها به من احتياجي ندارند الان هم مرتب در رفت و آمد هستم و به بچه&zwnj;هايم سرمي&zwnj;زنم.</p>
<p style="text-align: left;"><span style="color: #808080;"><em>&nbsp;مسعود نجفي</em></span></p>
<p style="text-align: center;"></p>
<hr />
<p></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="font-size: medium;">بهرام زند</span></strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">بهرام زند مدير دوبلاژ و دوبلور قديمي فيلم&zwnj;هاي مطرح سينماي جهان است كه تلويزيون بسياري از آنها را به نمايش گذاشته است. او پيش از سال 1350 فعاليت خود را در عرصه دوبله آغاز كرد و اكنون بيش از 30 سال از آغاز به كار خود در اين حرفه، نسبت به افت كيفيت دوبله و نبود حس لازم در كارهاي انجام شده، گله دارد. <br />او به جاي هنرپيشگان مطرحي چون رابرت دنيرو، ژان رنو، بروس ويليس، جرمي برد، مل گيبسون همچنين شخصيت&zwnj;هاي محبوب تلويزيوني همچون &laquo;ناوارو&raquo; و &laquo;شرلوك هلمز&raquo; صحبت كرده است. <br />بهرام زند درباره&zwnj; كيفيت ترجمه و دوبله&zwnj; فيلم&zwnj;ها، معيار&zwnj;هاي يك دوبله خوب و خاطرات خود روز گذشته ، صحبت&rlm;های بسیاری داشت. <br />او قبل از هر چیز اظهار داشت: در هيچكدام از كارهايم بهرام زند نبودم. در سريال ناوارو، ناوارو شدم. آدمي كه غر مي&zwnj;زند. پايين و خفه حرف مي&zwnj;زند، حتي در هنگام شوخي هم خيلي جدي است. <br />بهرام زند فعاليت خود را در عرصه&zwnj; دوبله از سال 1350 شروع كرد که تاكنون نيز ادامه يافته است. وی از نحوه ورودش به عرصه دوبله می&rlm;گوید: &zwnj;گويندگي را دوست داشتم . در زمان مدرسه نيز موقعي كه درس جواب مي&zwnj;دادم، همه ساكت مي&zwnj;شدند و صداي مرا گوش مي&zwnj;دادند. از همان دوره نوجواني حس &zwnj;كردم در زمينه&zwnj; گويندگي حرفي براي گفتن دارم.</p>
<p style="text-align: justify;">البته اصلاً فكر نمي&zwnj;كردم صداي خوبي دارم تنها اين حسن را ازرفتار ديگران متوجه شدم كه اگر سوالي مي&zwnj;شد و من جواب مي&zwnj;دادم، همه طرف من بر مي&zwnj;گشتند و نگاه مي&zwnj;كردند. آن زمان با دوبلور خاصي آشنا نبودم. <br />بعدها به انجمن گويندگان رفتم و آنها گفتند ورود تو به اين عرصه خيلي طول مي&zwnj;كشد . از طريق يكي از دوستانمان در تلويزيون به آقاي ماني معرفي شدم و در آنجا كار&zwnj;آموزي را شروع كردم و يك سال فقط طرز كار گوينده&zwnj;ها را نگاه كردم. البته امروز اين طور نيست. داوطلبان مي&zwnj;آيند، ديالوگ جلويشان &zwnj;گذاشته مي&zwnj;شود و جمله را مي&zwnj;گويند. در صورتي كه آن <br />" بهرام زند درباره&zwnj; كيفيت ترجمه و دوبله&zwnj; فيلم&zwnj;ها، معيار&zwnj;هاي يك دوبله خوب و خاطرات خود در گذشته در گفت&rlm;وگو با ایسنا، صحبت&rlm;های بسیاری داشت... "<br /><br />آن موقع رسم بود كه بايد كار گوينده&zwnj;ها را مي&zwnj;ديديم و گوش مي&zwnj;كرديم. <br />این مدیر دوبلاژ از پابرجا بودن شیوه استاد و شاگردي در عرصه دوبله می&rlm;گوید: امروز كسي كه تازه كار خود را شروع مي&zwnj;كند، اگر ببيند كه ورود به اين حرفه مقداري مشكل است و بايد بايستد و صبر كند، راه خلاف را مانند انجمن گويندگان جوان پيش مي&zwnj;گيرد. من معتقدم اين انجمن كه اسم جوان را هم روي خود گذاشته&zwnj; به حرفه&zwnj; دوبله دست درازي كرده است .در صورتي كه بايد در كنار گوينده&zwnj;هاي قديمي مي&zwnj;ايستادند و ياد مي&zwnj;گرفتند كه جمله را چگونه بايد گفت. كار دوبله، مانند دانشگاه نيست كه درس داده شود. ما حتي كلاس داشتيم و خيلي روي اين قضيه بحث كرديم كه مثلا مباحث مربوط به اين كاربرنامه&zwnj;ريزي و فهرست بندي شود و اين كه به چه صورت چه كتاب&zwnj;هاي نوشته شود. ولي هيچكدام جوابگو نبود. هر كسي مي&zwnj;خواهد وارد اين عرصه شود ابتدا بايد نحوه كار گويندگان را ببينيد و كلمه كلمه در كنار گويندگان قديمي اين حرفه را بياموزد تا به اصطلاح آهنگ دار حرف نزند و آهنگ از كلام&zwnj;ها گرفته شود تا صدا به صورت ناب درآيد. <br />زند در جواب این سوال که آيا اقدامي براي تامين آتيه&zwnj; گويندگان انجام شده است، اظهار داشت: مقوله دستمزد گويندگي و مدير دوبلاژي با هنرپيشگي و كارگرداني خيلي فرق مي&zwnj;كند. ورود فيلم&zwnj;ها توسط فارابي به طور محدود انجام مي&zwnj;شد. پس كارها منحصر به تلويزيون شد و اين سازمان نيز اجازه پخش هر سريال و هر فيلمي را نداشت. چون بايد اين آثار با شرايط جمهوري اسلامي همخواني داشت و محدود شدن كارها موجب شد كه درآمد بيشتر گويندگان محدود به فعاليت&zwnj;هاي تلويزيوني شود و با صدا سر صحنه شدن فيلم&zwnj;هاي ايراني، گويندگان از دوبله اين آثار نيز محروم شدند. كار كردن با تلويزيون يك قيمت پايين بود. بعد از فعال شدن بخش خصوصي هم گويندگان فعاليت خود در تلويزيون را قطع نمي&zwnj;كنند. مثل يك حالت بازنشستگي؛ البته ما بازنشستگي نداريم. يعني اگر من فردا صدايم را از دست دهم، تمام شده&zwnj;ام. يعني انگار حضور نداشته&zwnj; و نبوده&zwnj;ايم. يعني دوبله يك كار ريسكي است و مثل حباب روي آب است كه هر لحظه ممكن است بتركد و انگار وجود نداشته است. كسي كه زندگي&zwnj;اش را فقط روي گويندگي، مي&zwnj;گذارد ريسك بزرگي كرده است و خيلي از كساني كه در اين كار هستند اين ريسك را كرده&zwnj;اند. براي همين است كه مي&zwnj;گويم كساني كه تشكيلات انجمن گويندگان جوان را ساخته&zwnj;اند، تجاوز به اين كار كرده&zwnj;اند و حق كساني را كه با اين ريسك به اينجا رسيده&zwnj;اند را ضايع و اذيتشان مي&zwnj;كنند. البته دوبله كار دوم بعضي گويندگان است. ولي اين كار زماني موفق است كه به عنوان شغل اول محسوب شود و با تمام عشق انجام شود. من اين ريسك را كردم و دوبله را به عنوان كار <br />" &zwnj;گويندگي را دوست داشتم . در زمان مدرسه نيز موقعي كه درس جواب مي&zwnj;دادم، همه ساكت مي&zwnj;شدند و صداي مرا گوش مي&zwnj;دادند... "<br /><br />اول و آخر خودم دانسته&zwnj;ام. با اين اطلاع كه هر روزي كه مريض شوم يا صدا نداشته باشم، ديگر از دست رفته و تمام شده هستم كه اين كار غير از عشق چيزي نبوده است. <br />زند در بخشی دیگر از صحبت&rlm;هایش گفت: كساني كه تازه وارد اين حرفه مي&zwnj;شوند حتي ممكن است مدير دوبلاژي هم بكنند. <br />يعني اين كار را بي ارزش و بي&zwnj;مقدار مي&zwnj;بينند. در صورتي كه اگر قرار است اين حرفه را درست انجام دهند خيلي كار مهم و مشكلي است، چرا كه يك مرحله تكنيكي و يك مرحله&zwnj; دراماتيك دارد. در توضیح این دو مرحله باید بگویم تكنيك آن است كه شما بتوانيد &laquo; ليپ سينگ &raquo; بگوييد و با خنده هنرپيشه، بخنديد و در صورتي كه اين كار با حس توام شود حالت دراماتيك كار درمي&zwnj;آيد و در تبديل به يك كار تكنيكي &ndash; هنري مي&zwnj;شود كه الان به نظر من خيلي از كارها فقط حالت تكنيكي دارد و خالي از جنبه&zwnj;هاي هنري &ndash; دراماتيك است. من نمي&zwnj;خواهم از كار خود تعريف كنم. ولي راجع به آنها جوابگو هستم. <br />معتقدم موقعي كه قرار است حس داخل كار شود، آن وقت قضيه خيلي فرق مي&zwnj;كند در حالي كه در بيشتر آثاري كه مدت&zwnj;ها است دوبله مي&zwnj;شود اين اصل از ياد برده شده است. <br />زند در ارزیابی كيفيت آثار دوبله در شرايط كنوني گفت: اكنون آنقدر كارهاي خوب محدوده شده است كه آنها ديده مي&zwnj;شود. من عيد دو فيلم به نام&zwnj;هاي &laquo;گلادياتور&raquo; و &laquo;تحليلش كن 1&raquo; را كار كردم، كه از بين 60 ، 70 فيلم كار شده در آن ايام، طبق گفته&zwnj;ي اطرافيانم و برخي از روزنامه&zwnj;ها موفق بود . بعد از گذشت 6 ماه كه &laquo;تحليلش كن 2&raquo;پخش شده است دو روزنامه به دوبله&zwnj; آن پرداخته بودند. ما حرف&zwnj;هايمان را با نوع كارمان مي&zwnj;زنيم. در اين فاصله فيلم&zwnj;هاي زيادي دوبله و پخش شد و بزرگاني در اين زمينه كار كردند كه به خاطر سرعت، حس در كار آنها وجود ندارد. فقط سريع كار شده و متاسفانه يك صداي فارسي روي فيلم آماده است. <br />این دوبلور قدیمی در جواب این سوال که چه پيشنهادي براي افزايش كيفيت دوبله فيلم&zwnj;ها در كنار پخش روز افزون آن در سيما داريد؟ گفت: اين كار احتياج به برنامه&zwnj;ريزي دارد. مي&zwnj;توان فيلم&zwnj;ها را طي سال تقسيم بندي كرد تا با فرصت و با كيفيت دوبله شوند. حيف است زحمات 57 سال قدمت دوبله به خاطر سرعت شب عيد و ايام پرتراكم از بين برود. <br />بهرام زند، دوبلوری را نوعی بازیگری صدا می&rlm;داند. هنگامي كه من فيلم ميهن پرست مل گيبسون را دوبله و خودم جاي گيبسون حرف مي&zwnj;زدم، پس از دوبله صحنه&zwnj;اي كه پسر گيبسون از دست مي&zwnj;رفت، گوينده&zwnj;اي كه به جاي پسر او صحبت مي&zwnj;كرد، بيرون رفت و گريه كرد. من خوشحالم كه ما هنگام دوبله بدون آن كه تصويري <br />" مقوله دستمزد گويندگي و مدير دوبلاژي با هنرپيشگي و كارگرداني خيلي فرق مي&zwnj;كند. ورود فيلم&zwnj;ها توسط فارابي به طور محدود انجام مي&zwnj;شد... "<br /><br />از ما پخش شود چنان با صورت خود بازي كرديم كه گويندگاني كه بصورت حرفه&zwnj;اي هنگام دوبله مي&zwnj;خندند و گريه مي&zwnj;كنند بدون آن&rlm;كه واقعا اين كار را انجام دهد، تحت تاثير قرار بگيرند و گريه كنند. يا هنگام دوبله&zwnj; &laquo;حس ششم&raquo; در صحنه&zwnj;اي خانم رادپور و شيرزاد كه جاي مادر و پسر حرف مي&zwnj;زدند طاقت نياورند و يك دفعه زدند زير گريه و من آمدم بيرون و نيم ساعت اين دو را رها كردم و گذاشتم كه تخليه روحي شوند. اگر به اين صورت كار انجام شود خيلي ارزشمند است. ولي مدير دوبلاژاني هستند كه در روز دو فيلم سينمايي كار مي&zwnj;كنند و به خود مي&zwnj;بالند كه آنقدرفرز هستيم كه در روز دو سينمايي كار مي&zwnj;كنيم. من اصلا به اين جور كار كردن عقيده ندارم البته مدير دوبلاژ كندي هم نيستم. كار ما مثل فوتبال است، دروازه&zwnj;بان 200 توپ را مي&zwnj;گيرد. ولي اصلا ديده نمي&zwnj;شود ولي اگر يك گل بخورد، ديده مي&zwnj;شود . ما هم اگر كار&zwnj;هاي خوبي انجام دهيم، ديده نمي&zwnj;شود ولي در مورد يك كار بد ما صحبت مي&zwnj;شود. <br />زند معتقد است که مدير دوبلاژ بايد صداها را كارگرداني كند. وی از معيارهايي که براي انتخاب گوينده&zwnj;ها دارند، اینطور برایمان می&rlm;گوید: خيلي ذهنم را براي كار مي&zwnj;دهم. مثلا چند كار آموز به ما معرفي كردند. من به اينها جمله جمله نقش مي&zwnj;دادم. هر بار كه براي ديالوگ دستم را دراز مي&zwnj;كردم آن خانم اسمش را به من مي&zwnj;گفت . اما اسم او يادم مي&zwnj;رفت . شايد تا شب 10 بار من يك جمله&zwnj;اي به اين خانم دادم ولي متاسفانه اسمش يادم نبود. چون حواسم به كار بود. <br />ماه&rlm;ها گذشت روزي در خانه نشسته بودم و شبكه خبر را مي&zwnj;ديدم، ديدم اين خانم آشنا است و اسم او حباب عظيمي زير نويس شد. يادم آمد اين خانم 10 بار به من گفت &laquo;حباب عظيمي&raquo; . <br />من جنگجويان كوهستان را كار مي&zwnj;كردم. خودم جاي لين&zwnj;چان حرف مي&zwnj;زدم، در حدود چند تا رل ثابت داشت كه يكي از آنها كائوچيو بود و چند هنرپيشه&zwnj; میهمان در هر قسمت حضور داشتند و با توجه به اين كه بر اساس خلاصه داستاني و ميميك صورت بازيگران ديالوگ&zwnj;ها را مي&zwnj;نوشتم، آنهارا حفظ بودم. گوينده&zwnj;اي كه جاي كائوچيو حرف مي&zwnj;زد مخصوصا يك كلمه&zwnj;اي را كه لطمه به اصل ديالوگ نمي&zwnj;زند، نگفت. اين در حالي بود كه من جاي لين&zwnj;چان حرف مي&zwnj;زدم و گويندگان ديگر نيز نقش&zwnj;هاي خود را؛ با اين وجود مي&zwnj;فهميدم كه آن يك كلمه را نگفت. يعني آن قدر تمركزم زياد است كه هم نقش خود را مي&zwnj;گويم و هم مواظب ديگران هستم كه رل خود را درست مي&zwnj;گويند و نه. گوينده كائوچيو گفت: موهاي تن من سيخ شد. من باورم نمي&zwnj;شود كه تو فهميدي. در جواب او گفتم: ديالوگي را نوشته&zwnj;ام، حفظ هستم. ديالوگي كه اين قدر روي آن كار شود اين نتيجه را مي&zwnj;دهد كه آن موقع اين سريال اجق وجق ژاپني مردم را جمع مي&zwnj;كرد و آن را تماشا مي&zwnj;كردند.</p>
<p style="text-align: left;"><span style="color: #999999;"><em><strong>ايسنا</strong></em></span></p>
<p></p>
<p><hr /></p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #800000;"><strong>داستان دوبلور شدن ژاله کاظمی به روایت خودش:</strong></span></span></p>
<p style="text-align: justify;">درست یادم نیست که اواخر پاییز یا اوایل زمستان 1337 بود.دختر 15 ساله ای با موهای بلند بافته شده با روبان و کفش کتانی سفید هیجان زده اما با ظاهری آرام همراه برادرش شد تا در خیابان هدایت به استودیو شهاب بروند. این استودیو در آن زمان بسیار فعال و پرکار بود و فیلمهای همه کشورها را به فارسی بر می گرداند.<br />این دختر کلاس نهمش را تمام کرده بود و تازه در مدرسه شبانه کلاس دهم را شروع کرده بود. چون مجبور بود حتما" در آمدی داشته باشد باید کار می کرد. او از خانواده مرفهی نبود پدر و مادرش از هم جدا شده بودند و زندگی اش باید به نحوی اداره می شد.<br />هوشنگ کاظمی برادر این دختر در کار دوبلاژ بود. البته آن زمان گوینده بود اما بعدها مدیر دوبلاژ شد.او گوینده ثابت پری میسون و سریال های معروف تلویزیونی بود.<br />به هر حال برادرش او را به استودیو شهاب برد.آن روز آقای عطااله کاملی در این استودیو مدیر دوبلاژ بود.دختر وارد اتاق تنگ و تاریکی شد و به سختی عده ای را دید که آنجا نشسته اند و بعدا" فهمید که ادمهای مهمی مثل مهین کسمایی سعید شرافت(که حالا زیر خاک خفته) و مهین معاون زاده(که حالا دیگر در ایران نیست) آن جا مشغول دوبله فیلمی هستند که احتمالا" پل خونین یا آخرین پل نام داشت و مهین کسمایی هم به جای ماریا شل صحبت می کرد.<br /><br />دخترک مات و حیران مانده بود و برادرش با آب و تاب شروع کرد درباره خواهرش صحبت کردن و البته هبچ دروغ هم نمی گفت: خواهر من تجربه های زیادی در تئاتر مدرسه دارد و در جشنهای مدرسه آواز می خواند. دختر با خجالت اما هیجان زیادی به حرفهای برادرش گوش می داد و لحظه هایی در برابرش رژه می رفتند که او با ساز هم شاگردیهایش در مدرسه آواز می خواند و نمایش های زیادی هم اجرا کرده بودند. البته این مال دوره ای بود که دخترک به خاطر شغل یکی دیگر از برادرهایش که کارمند شرکت نفت بود در آبادان زندگی می کرد.<br />پس از صحبتهای برادر همه با خوشرویی و مهربانی از دخترک استقبال کردند و به قول معروف او به دوبله خوش آمده بود!<br />آقای کاملی جمله ای به او دادند تا در صحنه بعدی فیلم به جای یک زندان بان بگوید(از اینجا برید بیرون). او هم با تکیه بر تجربه های تئاتر و آوازهای مدرسه با اعتماد به نفس بسیار جمله را گرفت و نشست میان گویندگانی که هر کدام بتی بودند. فیلم را پخش کردند و تا او آمد جمله اش را بگوید رد شده بود. دوباره فیلم را برگرداندند اول صحنه.<br />آن زمان فیلمهای 35 میلی متری را قسمت قسمت میکردند و می گذاشتند توی آپارات. مثل حالا ویدیو نبود که حتی یک کلمه و یک جمله را بشود توی صحنه تصحیح کرد. باید یک سکانس ده دقیقه ای یا یک ربعی را پشت سر هم یک ضرب دوبله می کردند. در آن صحنه همه گویندگان یکی دو صفحه دیالوگ طولانی و سخت داشتند و دخترک فقط یک جمله (از اینجا برید بیرون) را باید می گفت. این قسمت از فیلم بارها و بارها پخش شد و او هرگز نتوانست آن جمله را بگوید. نه توانست درست بگوید نه توانست مطابق حرکت لبهای بازیگر بگوید. نه با صدای درست گفت نه با اجرای درست. گوینده های قدیمی هم که دیدند تمرین دارد طولانی می شود به بهانه استراحت اتاق را ترک کردند چون حوصله اشان سر رفته بود و به قول معروف جوش آورده بودند.<br />دخترک تنها ماند باز فیلم نمایش داده شد و باز او نتوانست بگوید. بالاخره عاصی شد و زد زیر گریه .اعتماد به نفسش نابود شده بود . اولین برخوردش با کار اجتماعی یک شکست بود و احتمالا"در آن لحظه داشت از شدت حقارت و سرشکستگی سرنگون می شد. ار آن اتاق تنگ و تاریک آمد به اتاق انتظار و با همان مو های بافته و کتانی های سفیدش فریاد زد(من هرگز نمی تونم گوینده فیلم بشم)<br />با برادرش به خانه رفت و در حالی که زار می زد برادرش هم مدام سرزنشش می کرد که تو آبروی مرا بردی. پس از آن دخترک یک ماه بی قرار و بی تاب شد و شب ها بی اطلاع اهل خانه بیدار می ماند و فکر می کرد و گریه می کرد. ضربه آن قدر برایش مهلک بود که غذای درست و حسابی هم نمی توانست بخورد و مدام نا آرام و بی قرار بود. این دوره انگار باعث استحاله و پختگی او شد چون یک ماه بعد به برادرش التماس کرد که او را دوباره به استودیو دوبله ببردو گرچه برادرش قبول نمی کرد اما به هر حال دخترک موفق شد او را راضی کند. دختر روزها را خالی گذاشته بود تا کار کند و شب ها می رفت مدرسه خزائلی و درس می خواند. هوشنگ این بار او را به استودیوی دی سی آی DCI برد که در کوچه ملی خیابان لاله زار بود. در این کوچه تعدادی سینما با چند کافه وجود داشت و او مجبور بود زیک زاک راه برود که از روی ادرار مشتریان شب قبل کافه رد نشود تا کفش های سفیدش کثیف نشود.استودیو هم اتاق کوچکی بود که تعداد زیادی آدم اعم از گوینده واقوامشان که برای تماشای کار آمده بودند آن جا نشسته بودند. داشتند فیلم مهمانی قیصر را دوبله می کردند و مدیر دوبلاژش آقایی بود به اسم تقوی که شغل اصلیش تجارت برنج بود و کارش در دوبله دیری نپایید. یکی از گویندگان که قرار بود به جای پرنسس هفتاد ساله ای حرف بزند مریض شده بود و نیامده بود. فیلم هم باید زودتر دوبله و اکران می شد. مانده بودند که چه کنند دخترک شروع کرد با برادرش پچ پچ کردن که (تو رو خدا بگو این رل را من بگویم) این نقش دو سه صفحه دیالوگ داشت ودیگر مسئله یک خط و (از این جا برید بیرون) نبود. برادر به هیچ وجه راضی نمی شد. دخترک گفت لااقل حالا که گوینده شان نیامده و کسی را هم پیدا نکرده اند بگذارند من آن را تمرین کنم. بالاخره این اجازه به او داده شد و دو صفحه دیالوگ مفصل جلویش گذاشتند. دخترک صداسازی کرد و جای پیرزنی هفتاد ساله حرف زد طوری که همه و حتی خودش متعجب شده بودند.شش ماه بعد دخترک نقش اول گوی دوبله شده بود. وبعد ها به جای بازیگران بزرگی مثل الیزابت تیلر در چه کسی از ویرحینیا وولف می ترسد و گربه روی شیروانی داغ مونیکا ویتی در کسوف و شب میا فارو در گتسبی بزرگ ویون لی در اتوبوسی به نام هوس جولی کریستی در دکتر ژیواگو جولی اندروز در اشکها و لبخند ها و سوفیا لورن در همه فیلمهایش صحبت کرد.<br />من هنوز هم گرفتار آن دختر بچه ام. هنوز هم وقتی پشت میز می نشینم مخصوصا" اگر نقش ها خیلی مهم و سخت باشند مثل آن دختر بجه فکر می کنم که کار بلد نیستم.</p>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"></p>
<hr />
<p></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;">Admin:&nbsp; سیاست اصلی کافه استفاده حداکثر از مطالب خود کاربران و جلوگیری از دوباره نویسی مطالب نوشتاری سایت ها و وبلاگ های دیگر است اما با توجه به اینکه ممکن است برخی از مطالب برای دوستان و بازدیدکنندگان کافه مفید و جالب باشد بهتر دیدیم مطالب را در یک تاپیک مخصوص به خود قرار دهیم تا در تاپیک های دیگر صرفا از نوشته های خود دوستان استفاده شود و مطالب نوشتاری از سایت های دیگر صرفا در اینجا ارسال شود و به عنوان آرشیوی غنی مورد استفاده عزیزان قرار گیرد .&nbsp; لطفا دوستان از این به بعد مطالب این چنینی را صرفا در این تاپیک&nbsp; ارسال نمایند.</span><span style="color: #ff0000;"> (با ذکر منبع ) <br /></span></p>
<p style="text-align: center;"></p>
<hr />
<p></p>
<p style="text-align: center;"></p>
<p style="text-align: center;"></p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-size: small;"><strong>خاطرات چنگيزجليلوند از مارلون&zwnj;براندو تا فردين</strong></span><br /><br /><span style="color: #008000;"><strong>از دوبله&zwnj;هاى&zwnj; درخشان &zwnj;خبرى نيست</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;">چنگيز جليلوند</span> يكي از صداهاي جاودانه در هنر- صنعت دوبلاژ ايران و از پيشكسوتان اين عرصه است كه تاكنون به جاي بازيگران مطرح بسياري در سينماي ايران و جهان صحبت كرده است. وي علت رفتنش به خارج از ايران را تحصيلات فرزندانش مي&zwnj;داند و مي&zwnj;گويد در تمام سالهايي كه در ايران نبوده دلش اينجا بوده و دوست داشته فرصتي دست مي&zwnj;داد تا دوباره بتواند يك ديالوگ بگويد. وي در دوران شكوفايي دوبله ايران نقش به سزايي را ايفا كرده است كه بدون اغراق مي&zwnj;توان گفت مردم فقط آن شخصيت&zwnj;ها را با صداي جليلوند مي&zwnj;پذيرفتند.&nbsp;&nbsp;&nbsp; جليلوند در گفت&zwnj;وگويي از وضعيت دوبله، زندگي و خاطرات خود سخن گفت كه در زير مي&zwnj;آيد.&nbsp;&nbsp; &nbsp;<br />&nbsp;<br /><span style="color: #008000;">در مورد دوبله در سال&zwnj;هاي گذشته و ارتباط دوبلور و كارگردان بگوييد؟</span><br />آن زمان وقتي فيلمي&zwnj;را دوبله&zwnj; مي&zwnj;كرديم يك ارتباطي بين من و كارگران بود و اصلا هنرپيشه&zwnj;ن مي&zwnj;آمد ببيند كه ما چكار مي&zwnj;كنيم و اصلا وقت اينكه بيايند سردوبلاژ را نداشتند و شايد هم فكر مي&zwnj;كردند بيايند برايشان افت دارد! چراكه نمي&zwnj;توانند به جاي خودشان صحبت كنند ولي مرحوم فردين معمولا در فيلم&zwnj;هايي كه خودش كارگردان بود مي&zwnj;آمد و يك نگاهي مي&zwnj;كرد. <br />&nbsp;&nbsp; <br /><span style="color: #008000;">به نظر خودتان بهترين كاري كه دوبله كرديد چه بوده است؟</span><br />فكر مي&zwnj;كنم يكي از قشنگ&zwnj;ترين كارهايي كه در سينما دوبله كردم فيلم <strong>طوقي </strong>ساخته <span style="color: #0000ff;">علي حاتمي</span>&zwnj; بود كه به جاي <span style="color: #0000ff;">وثوقي</span> و <span style="color: #0000ff;">ملك مطيعي</span> صحبت مي&zwnj;كردم و هر دو، صداهايي كاملا متفاوت داشتند. وقتي چيزي را به جاي وثوقي &zwnj;گفتم حالتي بين <span style="color: #800000;">براندو</span> و <span style="color: #800000;">نيومن</span> داشتيم كه كاملا روي صورت او مي&zwnj;نشست. تقريبا 70 درصد فيلم&zwnj;هاي وثوقي را من صحبت كردم و بقيه را هم افرادي مثل <span style="color: #0000ff;">منوچهر اسماعيلي</span> و <span style="color: #0000ff;">منوچهر زماني</span> دوبله كردند.&nbsp;&nbsp; &nbsp;<br />&nbsp;<br /><span style="color: #008000;">مگر بهروز وثوقي به جاي خودش صحبت نمي&zwnj;كرد؟</span><br />خير وثوقي فقط در <strong>گوزنها</strong> و <strong>تنگسير </strong>بود كه به جاي خودش حرف زد. &nbsp;<br />قبل از انقلاب شما به جاي سه بازيگر مطرح آن زمان حرف مي&zwnj;زديد در اين باره بيشتر توضيح دهيد؟<br />بله بهروز وثوقي، مرحوم <span style="color: #0000ff;">محمد علي فردين</span> و <span style="color: #0000ff;">ناصر ملك&zwnj;مطيعي</span> سه تيپ مختلف بودند كه هر سه را دوست داشتيم، ولي جاي فردين خيلي راحت و حساس بودم و هميشه سعي مي&zwnj;كردم كار او متفاوت باشد. در آمريكا وقتي خبر فوتش را شنيدم گريه&zwnj;ام گرفت. اما در حاليكه تمام تلويزيون&zwnj;هاي ايراني در اروپا و آمريكا من را دعوت كردند تا درباره&zwnj; او صحبت كنم من جواب رد دادم و گفتم اگر فردين مرده من هم مرده&zwnj;ام.&nbsp;&nbsp; &nbsp;<br />&nbsp;<span style="color: #008000;"><br />آخرين كارهايي كه قبل از انقلاب انجام داديد خاطرتان هست؟</span><br /><strong>سفر سنگ</strong> ساخته <span style="color: #0000ff;">مسعود كيميايي</span> آخرين فيلم تقريبا همزمان با انقلاب اسلامي&zwnj;بود كه مدير دوبلاژ بودم و به جاي <span style="color: #0000ff;">سعيد راد</span> صحبت كردم. <strong>غازهاي وحشي</strong> و <strong>شعله</strong> هم آخرين فيلم&zwnj;هاي خارجي بودند. يك فيلم هم از <span style="color: #800000;">سيلوستر استالونه</span> بود كه حتي آنونسش را گرفتيم اما فرصت نشد آن را دوبله كنيم و ايران را ترك كردم.<br />&nbsp;<br /><span style="color: #008000;">چرا ايران را ترك كرديد؟</span><br />بچه&zwnj;هايم پيش از انقلاب در انگلستان درس مي&zwnj;خواندند و بايد برايشان پول مي&zwnj;فرستادم كه مشكل بود، با مادرشان صحبت كردم و ديديم خودمان هم بايد بالاسرشان باشيم و اگر برگرديم به تحصيلشان لطمه مي&zwnj;خورد. همگي به آمريكا رفتيم و در آنجا مقيم شديم تا بچه&zwnj;ها به سرانجامي &zwnj;برسند كه خوشبختانه الان هر سه فرزندم به وضعيت خيلي خوبي رسيده&zwnj;اند.&nbsp;&nbsp; &nbsp;<br />&nbsp;<br /><span style="color: #008000;">آيا در خارج از ايران كار هنري مي&zwnj;كرديد؟</span><br />نه در 24 سالي هم كه در خارج از كشور بودم حرفه&zwnj;اي داشتم كه اصلا ارتباطي با هنر نداشت.&nbsp;&nbsp; &nbsp;<br />&nbsp;<br /><span style="color: #008000;">چطور توانستيد كار دوبله را ترك كنيد؟</span><br />من عاشق كار دوبله بودم و عاشقانه اين كار را دوست داشتم و ترك كردنش هم مثل اين بود كه يك چيزي را كه به آن اعتقاد داشتم از بين رفته باشد و خيلي ناراحت بودم، يك وقت شغل، آدم را كنار مي&zwnj;گذارد و يك وقت خود آدم، شغل را كنار مي&zwnj;گذارد، من موقعي كه كنار رفتم هيچ عيب و ايراد و مسئله خاصي نداشتم و خودم شغلم را مجبور شدم كنار بگذارم.&nbsp;&nbsp; &nbsp;<br />&nbsp;<br /><span style="color: #008000;">در مورد بازگشت به ايران و ادامه فعاليت هنريتان بگوييد؟</span><br />با بازگشت به اينجا با فيلم <strong>&laquo;عصر روح&raquo;</strong> شروع كردم كه به جاي <span style="color: #800000;">ليام نيسن</span> حرف زدم، حتي فكر مي&zwnj;كردم نتوانم اين كار را انجام دهم ولي خوشبختانه گفتيم در فيلم بعدي هم به جاي <span style="color: #800000;">جت لي</span> صحبت كردم كه دست گرمي&zwnj;بود و چون ديالوگ كم داشت فقط مي&zwnj;خواستم راه بيافتم. الان حتي اگر يك ميليون هم بدهند اين كار را نمي&zwnj;كنم. يك يا دو فيلمي&zwnj; كه مجبور شدم كار كنم فقط دليلش اين بود كه مجددا با حركات لب و دهن آشنا شوم. بعضي&zwnj;ها مي&zwnj;گويند دوبله هنر نيست در صورتي كه اگر نبود همه مي&zwnj;توانستند دوبله كنند. بعضي&zwnj;ها هم مي&zwnj;گويند دوبله جنايت و خيانت است!. شما كه الان از<strong> بيلياردباز</strong> <span style="color: #800000;">پل نيومن</span> خاطره داريد به راستي آيا اگر اين فيلم دوبله نمي&zwnj;شد و شما آن را مي&zwnj;ديديد اينقدر از آن خاطره داشتيد؟ از هر كسي مي&zwnj;پرسيم مي&zwnj;گويند، مي&zwnj;گويند پل نيومن را به خاطر صدا و ديالوگي كه رويش بود دوست داريم همينطور <span style="color: #800000;">م</span><span style="color: #800000;">ارلون براندو</span>.&nbsp;&nbsp; &nbsp;<br />&nbsp;<br /><span style="color: #008000;">درباره موسسه قرن 21 توضيح دهيد؟</span><br /><span style="color: #0000ff;">جعفري</span> مدير اين موسسه واقعا عاشق سينما است اگر سينما 5 نفر مثل او را داشت متحول مي&zwnj;شد. به قول بعضي&zwnj;ها او فقط دوست دارد هزينه كند تا فيلم&zwnj;ها را به زبان فارسي ببيند!. من در اين موسسه مديريت داخلي استوديو را به عهده دارم و با اختيارتام كليه كارهاي يك فيلم به مسئوليت من انجام مي&zwnj;شود.&nbsp;&nbsp; &nbsp;<br />&nbsp;<br /><span style="color: #008000;">وضعيت كنوني دوبله را در كشور چگونه ارزيابي مي&zwnj;كنيد؟</span><br />الان وضعيت بد نيست و فكر مي&zwnj;كنم دارد بهتر مي&zwnj;شود.<br />ولي ناگفته نماند كه فكر مي&zwnj;كنم ديگر در ايران، از آن دوبله&zwnj;هاي درخشان و ماندگار خبري نيست. چون سينماي ما به لحاظ اكران و نمايش فيلم&zwnj;هاي مطرح خارجي درهاي خود را بر روي جهان خارج بسته است و اين اكران محدود فيلم&zwnj;هاي خارجي جوابگوي دوبله نيست.&nbsp;&nbsp; &nbsp;<br />زماني بهترين فيلم&zwnj;هاي جهان همزمان در سينماهاي ايران اكران مي&zwnj;شد. صدابرداري سرصحنه نيز در آن زمان رايج نبود اما الان وضعيت 180 درجه فرق كرده است.&nbsp;&nbsp; &nbsp;<br />اما با تمامي &zwnj;اين شرايط از زماني كه به ايران بازگشته&zwnj;ام برخلاف بسياري از دوستان و همكاران به آينده اين حرفه بسيار اميدوارم. جوان&zwnj;هاي بسيار مشتاق و مستعدي را ديده&zwnj;ام كه با اندكي مديريت و با گذشت مدت زماني مي&zwnj;توانند بارقه&zwnj;هايي از آن گذشته درخشان را تكرار كنند. اين جوان&zwnj;هاي مشتاق و بسيار مستعد احتياج به پشتيباني و حمايت دارند و با راه&zwnj;اندازي واحدهاي دوبله جديد مي&zwnj;توان به آينده&zwnj;اي كه به آن اشاره كردم نزديك شد.</p>
<p style="text-align: justify;">&nbsp;<br /><span style="color: #008000;">ورود فيلم&zwnj;هاي مطرح خارجي به شبكه ويديويي كشور و دوبله آنها را چگونه ارزيابي مي&zwnj;كنيد؟</span><br />به نظر من اين اتفاق بسيار خوب است هر فيلم سينمايي فقط بر روي پرده سينماست كه معني مي&zwnj;دهد، اما براي جان بخشيدن دوباره به دوبله همين فيلم&zwnj;هاي ويديويي نيز آغاز مناسبي مي&zwnj;توانند محسوب شوند. به عنوان مثال خود من هرچند كه بيش از 24 سال از ايران دور بوده&zwnj;ام اما انگيزه و شوق فراواني براي فعاليت مجدد و احياي دوبله دارم.&nbsp;&nbsp; &nbsp;<br />&nbsp;<br /><span style="color: #008000;">مي&zwnj;توانيد از چند آثار دوبله شده موفق نام ببريد؟</span><br />يكي، فيلم <strong>بيمار انگليسي</strong> (آنتوني منگولا) است كه به جاي ويلم دافو صحبت كرده&zwnj;ام و از آن هم بسيار راضي و خشنودم و ديگري فيلم <strong>كي پكس</strong> است كه به جاي كوين اسپيسي صحبت كرده&zwnj;ام. فيلم فضاي بسيار خوبي دارد و جان مي&zwnj;داد براي دوبله!. از كارهاي آينده هم مي&zwnj;توانم به فيلم&zwnj;هاي <strong>ترميناتور 3</strong> (جاناتان ماستو - محصول 2003 آمريكا) و&nbsp; score&nbsp; <strong>امتياز</strong> اشاره كنم كه در اين آخري به احتمال فراوان به جاي مارلون براندو و رابرت دنيرو صحبت خواهم كرد.&nbsp;&nbsp; &nbsp;<br />&nbsp;<br /><span style="color: #008000;">در گذشته از صحبت كردن به جاي كدام بازيگر خارجي احساس خوشايندي داشتيد؟</span><br />من در آن زمان هميشه از صحبت كردن به جاي ريچارد برتون لذت مي&zwnj;بردم نمونه كامل كارم با برتون در فيلم چ<strong>ه كسي از ويرجينياوولف مي&zwnj;ترسد؟ </strong>(مايك نيكولز) است.<br />من حتي زماني كه در آمريكا بودم در لحظات تنهايي صدا و نوار ريچارد برتون در اين فيلم را براي خودم مي&zwnj;گذاشتم و بارها به آن گوش مي&zwnj;دادم. به برت لنكستر نيز بسيار علاقه داشتم هم به خودش به عنوان يك بازيگر و شخصيتش. از ميان فيلم&zwnj;هاي لنكستر به <strong>حرفه&zwnj;اي&zwnj;ها</strong> (ريچارد بروكس) بسيار علاقه&zwnj;مندم به صورتي كه در زمان دوبله فيلم خانواده&zwnj;ام را نيز به استوديو بردم تا كارم را از نزديك ببينند.&nbsp;&nbsp; </p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #008000;"><br />از كدام فيلم حرف زدن به جاي نيومن را آغاز كرديد؟</span><br />من صحبت كردن به جاي پل نيومن را از فيلم <strong>كسي آن بالا مرا دوست دارد</strong> (رابرت وايز) شروع كردم و تا زمانيكه در سال 1358 از ايران رفتم تمامي &zwnj;فيلم&zwnj;هاي پل نيومن را دوبله كردم.&nbsp;&nbsp; &nbsp;<br />&nbsp;<br /><span style="color: #008000;">اگر خاطره&zwnj;اي از آن سال&zwnj;هاي طلايي دوبله داريد خوشحال مي&zwnj;شويم بگوييد؟</span><br />در آن&zwnj;زمان رايج بود كه نماينده&zwnj;اي از سوي كمپاني سازنده هنگام دوبله فيلم معروفي به استوديوي دوبله مي&zwnj;فرستادند در هنگام دوبله<strong> پدر خوانده</strong> (فرانسيس فورد كاپولا) نماينده كمپاني نيز حضور داشت و زمانيكه من ديالوگهايي از براندو را در فيلم گفتم وي تا مدتي خيره به پرده نگاه كرد و آنگاه رئيس استوديو را خطاب قرار داد و با صداي بلند گفت: اين فلان فلان شده كه خود براندوست، با براندو اصلا مو نمي&zwnj;زند! و من كه از بد دهاني وي ناراحت شده بودم ديگر كار را قبول نكردم اما او زمانيكه از در استوديو خارج مي&zwnj;شد رو به من كرد و گفت: good luke mr brando&nbsp; .&nbsp;&nbsp; &nbsp;<br />پس از رفتن وي، مدير استوديو كه امتناع مرا ديد خواست دستمزد مرا به دلار بدهد اما من نپذيرفتم. آنها بالاجبار از افراد بسياري تست گرفتند تا آقاي <span style="color: #0000ff;">نوربخش</span> با تائيد من به جاي مارلون براندو در نقش دون كورلئونه صحبت كرد.&nbsp;&nbsp; &nbsp;<br />&nbsp;<br /><span style="color: #008000;">حرف آخر؟</span><br />در سال&zwnj;هايي كه نبودم هميشه دلم اينجا بود و دوست داشتم بيايم و حتي فقط يك رل كوچك بگويم. ريشه من در ايران است و هر چقدر آنجا در رفاه باشم غم دوري از وطن در دل من مي&zwnj;گذرد وتا موقعيت پيدا شد برگشتم. از طرف مديريت موسسه قرن 21 از من دعوت شد و خودم هم ديدم ديگر بچه&zwnj;ها به من احتياجي ندارند الان هم مرتب در رفت و آمد هستم و به بچه&zwnj;هايم سرمي&zwnj;زنم.</p>
<p style="text-align: left;"><span style="color: #808080;"><em>&nbsp;مسعود نجفي</em></span></p>
<p style="text-align: center;"></p>
<hr />
<p></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="font-size: medium;">بهرام زند</span></strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">بهرام زند مدير دوبلاژ و دوبلور قديمي فيلم&zwnj;هاي مطرح سينماي جهان است كه تلويزيون بسياري از آنها را به نمايش گذاشته است. او پيش از سال 1350 فعاليت خود را در عرصه دوبله آغاز كرد و اكنون بيش از 30 سال از آغاز به كار خود در اين حرفه، نسبت به افت كيفيت دوبله و نبود حس لازم در كارهاي انجام شده، گله دارد. <br />او به جاي هنرپيشگان مطرحي چون رابرت دنيرو، ژان رنو، بروس ويليس، جرمي برد، مل گيبسون همچنين شخصيت&zwnj;هاي محبوب تلويزيوني همچون &laquo;ناوارو&raquo; و &laquo;شرلوك هلمز&raquo; صحبت كرده است. <br />بهرام زند درباره&zwnj; كيفيت ترجمه و دوبله&zwnj; فيلم&zwnj;ها، معيار&zwnj;هاي يك دوبله خوب و خاطرات خود روز گذشته ، صحبت&rlm;های بسیاری داشت. <br />او قبل از هر چیز اظهار داشت: در هيچكدام از كارهايم بهرام زند نبودم. در سريال ناوارو، ناوارو شدم. آدمي كه غر مي&zwnj;زند. پايين و خفه حرف مي&zwnj;زند، حتي در هنگام شوخي هم خيلي جدي است. <br />بهرام زند فعاليت خود را در عرصه&zwnj; دوبله از سال 1350 شروع كرد که تاكنون نيز ادامه يافته است. وی از نحوه ورودش به عرصه دوبله می&rlm;گوید: &zwnj;گويندگي را دوست داشتم . در زمان مدرسه نيز موقعي كه درس جواب مي&zwnj;دادم، همه ساكت مي&zwnj;شدند و صداي مرا گوش مي&zwnj;دادند. از همان دوره نوجواني حس &zwnj;كردم در زمينه&zwnj; گويندگي حرفي براي گفتن دارم.</p>
<p style="text-align: justify;">البته اصلاً فكر نمي&zwnj;كردم صداي خوبي دارم تنها اين حسن را ازرفتار ديگران متوجه شدم كه اگر سوالي مي&zwnj;شد و من جواب مي&zwnj;دادم، همه طرف من بر مي&zwnj;گشتند و نگاه مي&zwnj;كردند. آن زمان با دوبلور خاصي آشنا نبودم. <br />بعدها به انجمن گويندگان رفتم و آنها گفتند ورود تو به اين عرصه خيلي طول مي&zwnj;كشد . از طريق يكي از دوستانمان در تلويزيون به آقاي ماني معرفي شدم و در آنجا كار&zwnj;آموزي را شروع كردم و يك سال فقط طرز كار گوينده&zwnj;ها را نگاه كردم. البته امروز اين طور نيست. داوطلبان مي&zwnj;آيند، ديالوگ جلويشان &zwnj;گذاشته مي&zwnj;شود و جمله را مي&zwnj;گويند. در صورتي كه آن <br />" بهرام زند درباره&zwnj; كيفيت ترجمه و دوبله&zwnj; فيلم&zwnj;ها، معيار&zwnj;هاي يك دوبله خوب و خاطرات خود در گذشته در گفت&rlm;وگو با ایسنا، صحبت&rlm;های بسیاری داشت... "<br /><br />آن موقع رسم بود كه بايد كار گوينده&zwnj;ها را مي&zwnj;ديديم و گوش مي&zwnj;كرديم. <br />این مدیر دوبلاژ از پابرجا بودن شیوه استاد و شاگردي در عرصه دوبله می&rlm;گوید: امروز كسي كه تازه كار خود را شروع مي&zwnj;كند، اگر ببيند كه ورود به اين حرفه مقداري مشكل است و بايد بايستد و صبر كند، راه خلاف را مانند انجمن گويندگان جوان پيش مي&zwnj;گيرد. من معتقدم اين انجمن كه اسم جوان را هم روي خود گذاشته&zwnj; به حرفه&zwnj; دوبله دست درازي كرده است .در صورتي كه بايد در كنار گوينده&zwnj;هاي قديمي مي&zwnj;ايستادند و ياد مي&zwnj;گرفتند كه جمله را چگونه بايد گفت. كار دوبله، مانند دانشگاه نيست كه درس داده شود. ما حتي كلاس داشتيم و خيلي روي اين قضيه بحث كرديم كه مثلا مباحث مربوط به اين كاربرنامه&zwnj;ريزي و فهرست بندي شود و اين كه به چه صورت چه كتاب&zwnj;هاي نوشته شود. ولي هيچكدام جوابگو نبود. هر كسي مي&zwnj;خواهد وارد اين عرصه شود ابتدا بايد نحوه كار گويندگان را ببينيد و كلمه كلمه در كنار گويندگان قديمي اين حرفه را بياموزد تا به اصطلاح آهنگ دار حرف نزند و آهنگ از كلام&zwnj;ها گرفته شود تا صدا به صورت ناب درآيد. <br />زند در جواب این سوال که آيا اقدامي براي تامين آتيه&zwnj; گويندگان انجام شده است، اظهار داشت: مقوله دستمزد گويندگي و مدير دوبلاژي با هنرپيشگي و كارگرداني خيلي فرق مي&zwnj;كند. ورود فيلم&zwnj;ها توسط فارابي به طور محدود انجام مي&zwnj;شد. پس كارها منحصر به تلويزيون شد و اين سازمان نيز اجازه پخش هر سريال و هر فيلمي را نداشت. چون بايد اين آثار با شرايط جمهوري اسلامي همخواني داشت و محدود شدن كارها موجب شد كه درآمد بيشتر گويندگان محدود به فعاليت&zwnj;هاي تلويزيوني شود و با صدا سر صحنه شدن فيلم&zwnj;هاي ايراني، گويندگان از دوبله اين آثار نيز محروم شدند. كار كردن با تلويزيون يك قيمت پايين بود. بعد از فعال شدن بخش خصوصي هم گويندگان فعاليت خود در تلويزيون را قطع نمي&zwnj;كنند. مثل يك حالت بازنشستگي؛ البته ما بازنشستگي نداريم. يعني اگر من فردا صدايم را از دست دهم، تمام شده&zwnj;ام. يعني انگار حضور نداشته&zwnj; و نبوده&zwnj;ايم. يعني دوبله يك كار ريسكي است و مثل حباب روي آب است كه هر لحظه ممكن است بتركد و انگار وجود نداشته است. كسي كه زندگي&zwnj;اش را فقط روي گويندگي، مي&zwnj;گذارد ريسك بزرگي كرده است و خيلي از كساني كه در اين كار هستند اين ريسك را كرده&zwnj;اند. براي همين است كه مي&zwnj;گويم كساني كه تشكيلات انجمن گويندگان جوان را ساخته&zwnj;اند، تجاوز به اين كار كرده&zwnj;اند و حق كساني را كه با اين ريسك به اينجا رسيده&zwnj;اند را ضايع و اذيتشان مي&zwnj;كنند. البته دوبله كار دوم بعضي گويندگان است. ولي اين كار زماني موفق است كه به عنوان شغل اول محسوب شود و با تمام عشق انجام شود. من اين ريسك را كردم و دوبله را به عنوان كار <br />" &zwnj;گويندگي را دوست داشتم . در زمان مدرسه نيز موقعي كه درس جواب مي&zwnj;دادم، همه ساكت مي&zwnj;شدند و صداي مرا گوش مي&zwnj;دادند... "<br /><br />اول و آخر خودم دانسته&zwnj;ام. با اين اطلاع كه هر روزي كه مريض شوم يا صدا نداشته باشم، ديگر از دست رفته و تمام شده هستم كه اين كار غير از عشق چيزي نبوده است. <br />زند در بخشی دیگر از صحبت&rlm;هایش گفت: كساني كه تازه وارد اين حرفه مي&zwnj;شوند حتي ممكن است مدير دوبلاژي هم بكنند. <br />يعني اين كار را بي ارزش و بي&zwnj;مقدار مي&zwnj;بينند. در صورتي كه اگر قرار است اين حرفه را درست انجام دهند خيلي كار مهم و مشكلي است، چرا كه يك مرحله تكنيكي و يك مرحله&zwnj; دراماتيك دارد. در توضیح این دو مرحله باید بگویم تكنيك آن است كه شما بتوانيد &laquo; ليپ سينگ &raquo; بگوييد و با خنده هنرپيشه، بخنديد و در صورتي كه اين كار با حس توام شود حالت دراماتيك كار درمي&zwnj;آيد و در تبديل به يك كار تكنيكي &ndash; هنري مي&zwnj;شود كه الان به نظر من خيلي از كارها فقط حالت تكنيكي دارد و خالي از جنبه&zwnj;هاي هنري &ndash; دراماتيك است. من نمي&zwnj;خواهم از كار خود تعريف كنم. ولي راجع به آنها جوابگو هستم. <br />معتقدم موقعي كه قرار است حس داخل كار شود، آن وقت قضيه خيلي فرق مي&zwnj;كند در حالي كه در بيشتر آثاري كه مدت&zwnj;ها است دوبله مي&zwnj;شود اين اصل از ياد برده شده است. <br />زند در ارزیابی كيفيت آثار دوبله در شرايط كنوني گفت: اكنون آنقدر كارهاي خوب محدوده شده است كه آنها ديده مي&zwnj;شود. من عيد دو فيلم به نام&zwnj;هاي &laquo;گلادياتور&raquo; و &laquo;تحليلش كن 1&raquo; را كار كردم، كه از بين 60 ، 70 فيلم كار شده در آن ايام، طبق گفته&zwnj;ي اطرافيانم و برخي از روزنامه&zwnj;ها موفق بود . بعد از گذشت 6 ماه كه &laquo;تحليلش كن 2&raquo;پخش شده است دو روزنامه به دوبله&zwnj; آن پرداخته بودند. ما حرف&zwnj;هايمان را با نوع كارمان مي&zwnj;زنيم. در اين فاصله فيلم&zwnj;هاي زيادي دوبله و پخش شد و بزرگاني در اين زمينه كار كردند كه به خاطر سرعت، حس در كار آنها وجود ندارد. فقط سريع كار شده و متاسفانه يك صداي فارسي روي فيلم آماده است. <br />این دوبلور قدیمی در جواب این سوال که چه پيشنهادي براي افزايش كيفيت دوبله فيلم&zwnj;ها در كنار پخش روز افزون آن در سيما داريد؟ گفت: اين كار احتياج به برنامه&zwnj;ريزي دارد. مي&zwnj;توان فيلم&zwnj;ها را طي سال تقسيم بندي كرد تا با فرصت و با كيفيت دوبله شوند. حيف است زحمات 57 سال قدمت دوبله به خاطر سرعت شب عيد و ايام پرتراكم از بين برود. <br />بهرام زند، دوبلوری را نوعی بازیگری صدا می&rlm;داند. هنگامي كه من فيلم ميهن پرست مل گيبسون را دوبله و خودم جاي گيبسون حرف مي&zwnj;زدم، پس از دوبله صحنه&zwnj;اي كه پسر گيبسون از دست مي&zwnj;رفت، گوينده&zwnj;اي كه به جاي پسر او صحبت مي&zwnj;كرد، بيرون رفت و گريه كرد. من خوشحالم كه ما هنگام دوبله بدون آن كه تصويري <br />" مقوله دستمزد گويندگي و مدير دوبلاژي با هنرپيشگي و كارگرداني خيلي فرق مي&zwnj;كند. ورود فيلم&zwnj;ها توسط فارابي به طور محدود انجام مي&zwnj;شد... "<br /><br />از ما پخش شود چنان با صورت خود بازي كرديم كه گويندگاني كه بصورت حرفه&zwnj;اي هنگام دوبله مي&zwnj;خندند و گريه مي&zwnj;كنند بدون آن&rlm;كه واقعا اين كار را انجام دهد، تحت تاثير قرار بگيرند و گريه كنند. يا هنگام دوبله&zwnj; &laquo;حس ششم&raquo; در صحنه&zwnj;اي خانم رادپور و شيرزاد كه جاي مادر و پسر حرف مي&zwnj;زدند طاقت نياورند و يك دفعه زدند زير گريه و من آمدم بيرون و نيم ساعت اين دو را رها كردم و گذاشتم كه تخليه روحي شوند. اگر به اين صورت كار انجام شود خيلي ارزشمند است. ولي مدير دوبلاژاني هستند كه در روز دو فيلم سينمايي كار مي&zwnj;كنند و به خود مي&zwnj;بالند كه آنقدرفرز هستيم كه در روز دو سينمايي كار مي&zwnj;كنيم. من اصلا به اين جور كار كردن عقيده ندارم البته مدير دوبلاژ كندي هم نيستم. كار ما مثل فوتبال است، دروازه&zwnj;بان 200 توپ را مي&zwnj;گيرد. ولي اصلا ديده نمي&zwnj;شود ولي اگر يك گل بخورد، ديده مي&zwnj;شود . ما هم اگر كار&zwnj;هاي خوبي انجام دهيم، ديده نمي&zwnj;شود ولي در مورد يك كار بد ما صحبت مي&zwnj;شود. <br />زند معتقد است که مدير دوبلاژ بايد صداها را كارگرداني كند. وی از معيارهايي که براي انتخاب گوينده&zwnj;ها دارند، اینطور برایمان می&rlm;گوید: خيلي ذهنم را براي كار مي&zwnj;دهم. مثلا چند كار آموز به ما معرفي كردند. من به اينها جمله جمله نقش مي&zwnj;دادم. هر بار كه براي ديالوگ دستم را دراز مي&zwnj;كردم آن خانم اسمش را به من مي&zwnj;گفت . اما اسم او يادم مي&zwnj;رفت . شايد تا شب 10 بار من يك جمله&zwnj;اي به اين خانم دادم ولي متاسفانه اسمش يادم نبود. چون حواسم به كار بود. <br />ماه&rlm;ها گذشت روزي در خانه نشسته بودم و شبكه خبر را مي&zwnj;ديدم، ديدم اين خانم آشنا است و اسم او حباب عظيمي زير نويس شد. يادم آمد اين خانم 10 بار به من گفت &laquo;حباب عظيمي&raquo; . <br />من جنگجويان كوهستان را كار مي&zwnj;كردم. خودم جاي لين&zwnj;چان حرف مي&zwnj;زدم، در حدود چند تا رل ثابت داشت كه يكي از آنها كائوچيو بود و چند هنرپيشه&zwnj; میهمان در هر قسمت حضور داشتند و با توجه به اين كه بر اساس خلاصه داستاني و ميميك صورت بازيگران ديالوگ&zwnj;ها را مي&zwnj;نوشتم، آنهارا حفظ بودم. گوينده&zwnj;اي كه جاي كائوچيو حرف مي&zwnj;زد مخصوصا يك كلمه&zwnj;اي را كه لطمه به اصل ديالوگ نمي&zwnj;زند، نگفت. اين در حالي بود كه من جاي لين&zwnj;چان حرف مي&zwnj;زدم و گويندگان ديگر نيز نقش&zwnj;هاي خود را؛ با اين وجود مي&zwnj;فهميدم كه آن يك كلمه را نگفت. يعني آن قدر تمركزم زياد است كه هم نقش خود را مي&zwnj;گويم و هم مواظب ديگران هستم كه رل خود را درست مي&zwnj;گويند و نه. گوينده كائوچيو گفت: موهاي تن من سيخ شد. من باورم نمي&zwnj;شود كه تو فهميدي. در جواب او گفتم: ديالوگي را نوشته&zwnj;ام، حفظ هستم. ديالوگي كه اين قدر روي آن كار شود اين نتيجه را مي&zwnj;دهد كه آن موقع اين سريال اجق وجق ژاپني مردم را جمع مي&zwnj;كرد و آن را تماشا مي&zwnj;كردند.</p>
<p style="text-align: left;"><span style="color: #999999;"><em><strong>ايسنا</strong></em></span></p>
<p></p>
<p><hr /></p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #800000;"><strong>داستان دوبلور شدن ژاله کاظمی به روایت خودش:</strong></span></span></p>
<p style="text-align: justify;">درست یادم نیست که اواخر پاییز یا اوایل زمستان 1337 بود.دختر 15 ساله ای با موهای بلند بافته شده با روبان و کفش کتانی سفید هیجان زده اما با ظاهری آرام همراه برادرش شد تا در خیابان هدایت به استودیو شهاب بروند. این استودیو در آن زمان بسیار فعال و پرکار بود و فیلمهای همه کشورها را به فارسی بر می گرداند.<br />این دختر کلاس نهمش را تمام کرده بود و تازه در مدرسه شبانه کلاس دهم را شروع کرده بود. چون مجبور بود حتما" در آمدی داشته باشد باید کار می کرد. او از خانواده مرفهی نبود پدر و مادرش از هم جدا شده بودند و زندگی اش باید به نحوی اداره می شد.<br />هوشنگ کاظمی برادر این دختر در کار دوبلاژ بود. البته آن زمان گوینده بود اما بعدها مدیر دوبلاژ شد.او گوینده ثابت پری میسون و سریال های معروف تلویزیونی بود.<br />به هر حال برادرش او را به استودیو شهاب برد.آن روز آقای عطااله کاملی در این استودیو مدیر دوبلاژ بود.دختر وارد اتاق تنگ و تاریکی شد و به سختی عده ای را دید که آنجا نشسته اند و بعدا" فهمید که ادمهای مهمی مثل مهین کسمایی سعید شرافت(که حالا زیر خاک خفته) و مهین معاون زاده(که حالا دیگر در ایران نیست) آن جا مشغول دوبله فیلمی هستند که احتمالا" پل خونین یا آخرین پل نام داشت و مهین کسمایی هم به جای ماریا شل صحبت می کرد.<br /><br />دخترک مات و حیران مانده بود و برادرش با آب و تاب شروع کرد درباره خواهرش صحبت کردن و البته هبچ دروغ هم نمی گفت: خواهر من تجربه های زیادی در تئاتر مدرسه دارد و در جشنهای مدرسه آواز می خواند. دختر با خجالت اما هیجان زیادی به حرفهای برادرش گوش می داد و لحظه هایی در برابرش رژه می رفتند که او با ساز هم شاگردیهایش در مدرسه آواز می خواند و نمایش های زیادی هم اجرا کرده بودند. البته این مال دوره ای بود که دخترک به خاطر شغل یکی دیگر از برادرهایش که کارمند شرکت نفت بود در آبادان زندگی می کرد.<br />پس از صحبتهای برادر همه با خوشرویی و مهربانی از دخترک استقبال کردند و به قول معروف او به دوبله خوش آمده بود!<br />آقای کاملی جمله ای به او دادند تا در صحنه بعدی فیلم به جای یک زندان بان بگوید(از اینجا برید بیرون). او هم با تکیه بر تجربه های تئاتر و آوازهای مدرسه با اعتماد به نفس بسیار جمله را گرفت و نشست میان گویندگانی که هر کدام بتی بودند. فیلم را پخش کردند و تا او آمد جمله اش را بگوید رد شده بود. دوباره فیلم را برگرداندند اول صحنه.<br />آن زمان فیلمهای 35 میلی متری را قسمت قسمت میکردند و می گذاشتند توی آپارات. مثل حالا ویدیو نبود که حتی یک کلمه و یک جمله را بشود توی صحنه تصحیح کرد. باید یک سکانس ده دقیقه ای یا یک ربعی را پشت سر هم یک ضرب دوبله می کردند. در آن صحنه همه گویندگان یکی دو صفحه دیالوگ طولانی و سخت داشتند و دخترک فقط یک جمله (از اینجا برید بیرون) را باید می گفت. این قسمت از فیلم بارها و بارها پخش شد و او هرگز نتوانست آن جمله را بگوید. نه توانست درست بگوید نه توانست مطابق حرکت لبهای بازیگر بگوید. نه با صدای درست گفت نه با اجرای درست. گوینده های قدیمی هم که دیدند تمرین دارد طولانی می شود به بهانه استراحت اتاق را ترک کردند چون حوصله اشان سر رفته بود و به قول معروف جوش آورده بودند.<br />دخترک تنها ماند باز فیلم نمایش داده شد و باز او نتوانست بگوید. بالاخره عاصی شد و زد زیر گریه .اعتماد به نفسش نابود شده بود . اولین برخوردش با کار اجتماعی یک شکست بود و احتمالا"در آن لحظه داشت از شدت حقارت و سرشکستگی سرنگون می شد. ار آن اتاق تنگ و تاریک آمد به اتاق انتظار و با همان مو های بافته و کتانی های سفیدش فریاد زد(من هرگز نمی تونم گوینده فیلم بشم)<br />با برادرش به خانه رفت و در حالی که زار می زد برادرش هم مدام سرزنشش می کرد که تو آبروی مرا بردی. پس از آن دخترک یک ماه بی قرار و بی تاب شد و شب ها بی اطلاع اهل خانه بیدار می ماند و فکر می کرد و گریه می کرد. ضربه آن قدر برایش مهلک بود که غذای درست و حسابی هم نمی توانست بخورد و مدام نا آرام و بی قرار بود. این دوره انگار باعث استحاله و پختگی او شد چون یک ماه بعد به برادرش التماس کرد که او را دوباره به استودیو دوبله ببردو گرچه برادرش قبول نمی کرد اما به هر حال دخترک موفق شد او را راضی کند. دختر روزها را خالی گذاشته بود تا کار کند و شب ها می رفت مدرسه خزائلی و درس می خواند. هوشنگ این بار او را به استودیوی دی سی آی DCI برد که در کوچه ملی خیابان لاله زار بود. در این کوچه تعدادی سینما با چند کافه وجود داشت و او مجبور بود زیک زاک راه برود که از روی ادرار مشتریان شب قبل کافه رد نشود تا کفش های سفیدش کثیف نشود.استودیو هم اتاق کوچکی بود که تعداد زیادی آدم اعم از گوینده واقوامشان که برای تماشای کار آمده بودند آن جا نشسته بودند. داشتند فیلم مهمانی قیصر را دوبله می کردند و مدیر دوبلاژش آقایی بود به اسم تقوی که شغل اصلیش تجارت برنج بود و کارش در دوبله دیری نپایید. یکی از گویندگان که قرار بود به جای پرنسس هفتاد ساله ای حرف بزند مریض شده بود و نیامده بود. فیلم هم باید زودتر دوبله و اکران می شد. مانده بودند که چه کنند دخترک شروع کرد با برادرش پچ پچ کردن که (تو رو خدا بگو این رل را من بگویم) این نقش دو سه صفحه دیالوگ داشت ودیگر مسئله یک خط و (از این جا برید بیرون) نبود. برادر به هیچ وجه راضی نمی شد. دخترک گفت لااقل حالا که گوینده شان نیامده و کسی را هم پیدا نکرده اند بگذارند من آن را تمرین کنم. بالاخره این اجازه به او داده شد و دو صفحه دیالوگ مفصل جلویش گذاشتند. دخترک صداسازی کرد و جای پیرزنی هفتاد ساله حرف زد طوری که همه و حتی خودش متعجب شده بودند.شش ماه بعد دخترک نقش اول گوی دوبله شده بود. وبعد ها به جای بازیگران بزرگی مثل الیزابت تیلر در چه کسی از ویرحینیا وولف می ترسد و گربه روی شیروانی داغ مونیکا ویتی در کسوف و شب میا فارو در گتسبی بزرگ ویون لی در اتوبوسی به نام هوس جولی کریستی در دکتر ژیواگو جولی اندروز در اشکها و لبخند ها و سوفیا لورن در همه فیلمهایش صحبت کرد.<br />من هنوز هم گرفتار آن دختر بچه ام. هنوز هم وقتی پشت میز می نشینم مخصوصا" اگر نقش ها خیلی مهم و سخت باشند مثل آن دختر بجه فکر می کنم که کار بلد نیستم.</p>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[دایره المعارف دوبله]]></title>
			<link>http://CafeClassic.ir/thread-132.html</link>
			<pubDate>Wed, 02 Dec 2009 14:03:06 +0100</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://CafeClassic.ir/thread-132.html</guid>
			<description><![CDATA[<p></p>
<p></p>
<p>سال 1384 در کتاب سال مجله فیلم که در مورد دوبله بود، دیباچه ای قرار داشت که در آن اسامی فیلمها و دوبله های آنها ذکر شده بود که البته خیلی محدود بود. با توجه به حضور آرشیوداران و بزرگوارانی مثل جناب <strong>واترلو</strong> و <strong>ژیواگوی</strong> عزیز&nbsp;در این کافه و اطلاعات گرانبهایشان&nbsp;برای اینکه حداقل مشخصات نسخه های دوبله شده در دسترس باشد، بد ندیدم این تاپیک را راه اندازی کنم تا اگر فیلمی در دسترس نیست حداقل منبعی وجود داشته باشد تا اطلاعاتی به علاقمندان بدهد. برای شروع از فیلم <strong>چه کسی از ویرجینیا وولف می ترسد</strong> آغاز می کنم.</p>
<p><strong><span style="color: #000080;">چه کسی از ویرجینیا وولف می ترسد</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #000080;">محصول 1966</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #000080;">کارگردان مایک نیکولز</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #000080;"><img src="http://community.tradeking.com/upload/0000/9433/Whos_Afraid_Virginia_Woolf.jpg" alt="" width="347" height="475" /></span></strong></p>
<p><span style="color: #000080;"><strong>بازیگران: </strong></span></p>
<p><span style="color: #000080;"><strong>الیزابت تیلور</strong> به نقش<strong> مارتا</strong> با صدای جاودان زنده یاد <strong>ژاله کاظمی</strong></span></p>
<p><span style="color: #000080;"><strong>ریچارد برتون</strong> به نقش<strong> جرج</strong> با صدای <strong>چنگیز جلیلوند</strong></span></p>
<p><span style="color: #000080;"><strong>جرج سگال</strong> به نقش <strong>نیک</strong> با صدای <strong>جلال مقامی</strong></span></p>
<p><span style="color: #000080;"><strong>سندی دنیس</strong> به نقش<strong> هانی</strong> با صدای<strong> بدری نوراللهی</strong></span></p>
<p><span style="color: #000080;"><strong>صفحه معرفی&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <a href="http://www.imdb.com/title/tt0061184/"><a href="http://www.imdb.com/title/tt0061184" target="_blank">http://www.imdb.com/title/tt0061184</a></a></strong></span></p>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p></p>
<p></p>
<p>سال 1384 در کتاب سال مجله فیلم که در مورد دوبله بود، دیباچه ای قرار داشت که در آن اسامی فیلمها و دوبله های آنها ذکر شده بود که البته خیلی محدود بود. با توجه به حضور آرشیوداران و بزرگوارانی مثل جناب <strong>واترلو</strong> و <strong>ژیواگوی</strong> عزیز&nbsp;در این کافه و اطلاعات گرانبهایشان&nbsp;برای اینکه حداقل مشخصات نسخه های دوبله شده در دسترس باشد، بد ندیدم این تاپیک را راه اندازی کنم تا اگر فیلمی در دسترس نیست حداقل منبعی وجود داشته باشد تا اطلاعاتی به علاقمندان بدهد. برای شروع از فیلم <strong>چه کسی از ویرجینیا وولف می ترسد</strong> آغاز می کنم.</p>
<p><strong><span style="color: #000080;">چه کسی از ویرجینیا وولف می ترسد</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #000080;">محصول 1966</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #000080;">کارگردان مایک نیکولز</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #000080;"><img src="http://community.tradeking.com/upload/0000/9433/Whos_Afraid_Virginia_Woolf.jpg" alt="" width="347" height="475" /></span></strong></p>
<p><span style="color: #000080;"><strong>بازیگران: </strong></span></p>
<p><span style="color: #000080;"><strong>الیزابت تیلور</strong> به نقش<strong> مارتا</strong> با صدای جاودان زنده یاد <strong>ژاله کاظمی</strong></span></p>
<p><span style="color: #000080;"><strong>ریچارد برتون</strong> به نقش<strong> جرج</strong> با صدای <strong>چنگیز جلیلوند</strong></span></p>
<p><span style="color: #000080;"><strong>جرج سگال</strong> به نقش <strong>نیک</strong> با صدای <strong>جلال مقامی</strong></span></p>
<p><span style="color: #000080;"><strong>سندی دنیس</strong> به نقش<strong> هانی</strong> با صدای<strong> بدری نوراللهی</strong></span></p>
<p><span style="color: #000080;"><strong>صفحه معرفی&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <a href="http://www.imdb.com/title/tt0061184/"><a href="http://www.imdb.com/title/tt0061184" target="_blank">http://www.imdb.com/title/tt0061184</a></a></strong></span></p>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[کدام دوبلور برای کدام بازیگر ؟]]></title>
			<link>http://CafeClassic.ir/thread-117.html</link>
			<pubDate>Sat, 24 Oct 2009 23:21:49 +0200</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://CafeClassic.ir/thread-117.html</guid>
			<description><![CDATA[<p>کدام دوبلور برای کدام بازیگر مناسب تر است ؟&nbsp; این تاپیک به بحث در مورد اینکه مناسب ترین دوبلور برای فلان بازیگر معروف کیست می پردازد و با توجه به حضور دوستان باتجربه و قرار دادن لینک صداها و بحث در مورد فیلم هایی که دوبلور صحبت کرده و تن صدا و جنس صدا و ... ممکن است مورد استفاده مفید همگان قرار گیرد.</p>
<p><img src="http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/c/cf/Naser_Mamdoh.JPG/300px-Naser_Mamdoh.JPG" alt="" width="300" height="225" /></p>
<p>به عکس بالا دقت کنید. آیا صدای زیبای <span style="color: #0000ff;">ناصر ممدوح </span>مناسب <span style="color: #800000;">همفری بوگارت </span>است؟ مسلما جواب منفی خواهد بود. سالهاست که ما صدای بوگارت را با <strong>حسین عرفانی</strong> می شناسیم. چرا ؟ چون جنس صدای عرفانی با فیزیک چهره و شخصیت بوگی بهترین تناسب را دارد و این اصلا ربطی به عادت ما و یا بد بودن صدای ممدوح ندارد.، همانطور که انتخاب بازیگر مناسب برای هر نقش بسیار اهمیت دارد ، انتخاب دوبلور مناسب برای دوبله کردن هم همان اندازه اهمیت دارد و چه بسا با انتخاب نادرست ، کیفیت کار کارگردان و بازیگر هم صدمه ببیند.</p>
<p>- خب این هم از روشن کردن چراغ که <strong>بهزاد ستوده</strong> خواسته بودند. <img class="smilie" src="http://cafeclassic.ir/images/smilies/rolleyes.gif" border="0" alt=":rolleyes:" /></p>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>کدام دوبلور برای کدام بازیگر مناسب تر است ؟&nbsp; این تاپیک به بحث در مورد اینکه مناسب ترین دوبلور برای فلان بازیگر معروف کیست می پردازد و با توجه به حضور دوستان باتجربه و قرار دادن لینک صداها و بحث در مورد فیلم هایی که دوبلور صحبت کرده و تن صدا و جنس صدا و ... ممکن است مورد استفاده مفید همگان قرار گیرد.</p>
<p><img src="http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/c/cf/Naser_Mamdoh.JPG/300px-Naser_Mamdoh.JPG" alt="" width="300" height="225" /></p>
<p>به عکس بالا دقت کنید. آیا صدای زیبای <span style="color: #0000ff;">ناصر ممدوح </span>مناسب <span style="color: #800000;">همفری بوگارت </span>است؟ مسلما جواب منفی خواهد بود. سالهاست که ما صدای بوگارت را با <strong>حسین عرفانی</strong> می شناسیم. چرا ؟ چون جنس صدای عرفانی با فیزیک چهره و شخصیت بوگی بهترین تناسب را دارد و این اصلا ربطی به عادت ما و یا بد بودن صدای ممدوح ندارد.، همانطور که انتخاب بازیگر مناسب برای هر نقش بسیار اهمیت دارد ، انتخاب دوبلور مناسب برای دوبله کردن هم همان اندازه اهمیت دارد و چه بسا با انتخاب نادرست ، کیفیت کار کارگردان و بازیگر هم صدمه ببیند.</p>
<p>- خب این هم از روشن کردن چراغ که <strong>بهزاد ستوده</strong> خواسته بودند. <img class="smilie" src="http://cafeclassic.ir/images/smilies/rolleyes.gif" border="0" alt=":rolleyes:" /></p>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[نقش ترجمه در کیفیت دوبله]]></title>
			<link>http://CafeClassic.ir/thread-94.html</link>
			<pubDate>Fri, 02 Oct 2009 09:29:13 +0200</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://CafeClassic.ir/thread-94.html</guid>
			<description><![CDATA[<p>چند وقت پیش استاد <span style="color: #0000ff;">ناصر طهماسب</span> (صدای <span style="color: #800000;">هارولد لوید</span>) (تهماسب صحیحه چون ی اسم فارسی رو نمیشه با ط عربی نوشت ) تو یکی از شبکه های تلوزیونی دل خیلی پری از دوبله های جدید داشتن. میگفتن که دوبله ها خیلی ضعیف شدن، ترجمه هایی که از فیلم میشه هم نسبت به گذشته شدیدا افت کرده آخه مترجمهایی رو که واسه ترجمه فیلمها میارن، در زمینه سینما آگاهی ندارن و دراین زمینه غیر متخصص هستن. دوبلور های امروزی هم دیگه قابل قیاس با دوبلور های گذشته نیستن. مهارت اونها رو هم ندارن در واقع استاد یکی دیگه از دلایل ضعف دوبله رو حجم زیاد کارهای دوبله و در نتیجه با عجله انجام دادن دوبله ها می دونستن. همچنین استاد یکی دیگه از عوامل ضعیف شدن دوبله های ایران رو مدیرهای دوبلاژ میدونستند که هر مدیری رو نمیشه برای هر فیلمی انتخاب کرد باید ببینیم فیلم در چه ژانریه اونوقت ی مدیدر دوبلاژ باتجربه و آگاه که در اون زمینه کار کرده و بلده آورد.</p>
<p>وقتی مدیر دوبلاژ نا آگاه باشه طبیعتا صداهایی رو هم که برای نقشهای مختلف اون فیلم انتخاب میکنه خوب از آب در نمیان. ایشون میگفتن اگه بخوایم بعد از انقلاب دوبله هایی رو که خوب بودن رو نام ببریم خیلی نمیشن. ایشون میگفتن که اوج دوبله ایران در دهه 1340 بود که ایران و ایتالیا در اون دوران بهترین دوبله های جهان رو انجام میدادن و حتی وقت مسئولای کمپانیهای سازنده همون فیلما این دوبله ها رو میدن ما رو تحسین می کردن. ایشون از جمله دوبله های خوب رو که اخیرا انجام شدن رو به دوبله سریال کره ای جواهری در قصر اشاره داشتن و گفتن خوب طبیعیه سریالی که این همه با اقبال عمومی روبرو بشه طبیعتا دوبلش هم خوب از آب در میاد. در ادامه به دوبله قدیم لورل و هاردی که توسط زنده یادان <span style="color: #0000ff;">مقبلی</span> و <span style="color: #0000ff;">حسن عباسی</span> انجام میشد اشاره کردن و گفتن که اونها کجا و این جدید هایی که دارن به جای اونها صحبت میکنن کجا!! ((ولی خودمونیما واقعا صدای اونها قشنگ تر هم بود ))البته به جز این دو عزیز کسان دیگری هم بودند که به جای&nbsp;لورل و هاردی صحبت می کردند مثل خود جناب <span style="color: #0000ff;">ناصر تهماسب</span> به جای لورل و دیگر عزیزان. حالا من برای تایید حرفای استاد میخوام دوبله های جدید و قدیم یک قسمت از فیلم به یاد موندنیه <strong>احمق ها در آکسفورد</strong> اثر هنرمندان بزرگ الیور <span style="color: #800000;">امانوئل هاردی</span> و <span style="color: #800000;">آرتور استنلی جفرسون</span> معروف به <span style="color: #800000;">لورل</span> از کمپانی <span style="color: #800000;">هال روچ</span> رو مقایسه کنیم(مربوط به قسمتی که در نقش کارگران شهرداری بعد از آشغال جمع کردن میخوان نهار بخورن)حالا خودتون مقایسه کنید ببینید کدوم ترجمه صحیح تر و با متن جمله های پیشین مرتبط تره؟کدوم ترجمه ها کمیک تر و خنده دار تره؟ حیف که صدا ها رو نداریم که با هم مقایسه کنیم:</p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">دوبله قدیم :</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">هاردی:آخر عمری بالاخره رسیدیم به آشغال جمع کنیه خیابون. نمیدونم ما چه مرگمونه؟ مگه ما مثل بقیه مردم نیستیم؟ چرا ما نباید ترقی بکنیم؟ چرا ما به هیچ جایی نمیرسیم؟</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">دوبله جدید:</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">هاردی:<strong><span style="text-decoration: underline;"> </span></strong>خوب اینم عاقبت ماست وسطه زباله ها و آشغالها گرفتاریم. میخوام بدونم مشکل ما چیه؟ ما به خوبیه بقیه مردم هستیم حتی گاهی هم بهتر از اونها هستیم اماهنوز به هیچ جا نرسیدیم.</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">دوبله قدیم :</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">لورل: میدونی که اشکال اصلی چیه؟دنبال درس خوندن نرفتیم. مرگمون همینه. به اندازه کافی با سواد نیستیم.</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">دوبله جدید:</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">لورل: تو میدونی مشکل کجاست ما اصلا تحصیلات نداریم. مشکل همینه. ببین ما به قدر کافی با سواد نیستیم</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;"><span style="color: #0000ff;">دوبله قدیم</span> :</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">هاردی: فکر میکنم همینه</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">دوبله جدید:</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">هادی: فکر میکنم که درست بگی</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">دوبله قدیم :</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">لورل: البته که همینه،اگه ما هم مثل بقیه مردم رفته بودیم ی خورده کلاس یاد گرفته بودیم، الان هیچ کاری حتی آشغال جمع کنی برامون کوچیک نبود، باور کن</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">دوبله جدید:</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">لورل: معلومه که درست میگم،باید ما هم مثل بقیه مردم میرفتیم مدرسه و الفبا رو یاد &nbsp;میگرفتیم،برا بی سوادا اصلا هیچ جا کاری نیست، باور کن</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">دوبله قدیم :</span></strong></p>
<p dir="rtl">&nbsp;<span style="color: #ff0000;">هاردی: منظورت از&nbsp; &nbsp;اگه کلاس یاد گرفته بودیم چیه؟</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">دوبله جدید:</span></strong></p>
<p dir="rtl">&nbsp;<span style="color: #0000ff;">هاردی: منظورت از سواد چیه؟</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">دوبله قدیم :</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">لورل: نوشتن،خوندن، و چیز دیگه..و.. و سُحاب (لحن گفتار آهسته و با لکنت است)</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">دوبله جدید:</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">لورل: خوندنُ نوشتنُ و.. حساب (لحن گفتار سریع و بدون توقف است)</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">دوبله قدیم :</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">هاردی:سُحاب؟؟ (با&nbsp; لحن و حالت تعجب)</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">دوبله جدید:</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">هاردی:حساب؟؟ ((با&nbsp; لحن و حالت تعجب))</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">دوبله قدیم :</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">لورل: آره دیگه میدونی، &nbsp;دودوتا میکنه چندتا و چار چارتا میکنه چندتای دیگه</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">دوبله جدید:</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">لورل:&nbsp;میدونی که دودوتا میشه چهار،چهارچهارتا هم از همون قبلی بیشتره</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">دوبله قدیم :</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">هاردی: منظورت همون حسابه</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">دوبله جدید:</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">هاردی:من و تو حساب بلدیم</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">دوبله قدیم :</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">لورل: آره حسابو میدونستم ولی زبونم نمیچرخید</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">دوبله جدید:</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">لورل:آره میدونم منظورم چیه اما بلد نیستم بگمش</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">دوبله قدیم :</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">هاردی: میدونی تو درست فهمیدی از امروز که کارمون تموم شد میریم کلاس اکابر</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">دوبله جدید:</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">هاردی:فکر میکنم چیزی که میخواستی گفتی امروز که کارمون تموم شد میریم ی مدرسه شبانه</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">دوبله قدیم :</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">لورل: آره جون تو</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">دوبله جدید:</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">لورل: آره فکر خوبیه</span></p>
<p dir="rtl">&nbsp;<img src="http://cdn.springboard.gorillanation.com/storage/craveonline.com/legacy/article_imgs/Image/laurel_hardy.jpg" alt="" width="400" height="300" /></p>
<p dir="rtl">حالا خودتون منصفانه نقد کنید.کدوم از این جمله ها بیشتر به درد ی کار کمدی میخوره؟ اصلا ی نگاهی به بالا بندازید کلاس یاد گرفتن (تو دوبله قدیم) کمیک تره یا تحصیلات (تو دوبله جدید)؟ اصلا میریم روی تحریف خیلی فاحش که تو ترجمه و دوبله جدید دیده میشه: به قسمتهای رنگی ی نگاهی بندازید قسمتای قرمز دوبله قدیم و جدیدا آبی هستند.ببینید اصلا دوبله بنا به دلایل نا مشخصی از سوی مترجم محترم تحریف شده در حالی که هیچ معنیه خلاف اخلاق توش نیست. تو دوبله جدید به جای سحاب میگه حساب!! پس با این حال دلیلی دیگه واسه تعجب هاردی نمیمونه؟! پس چرا باید از این کلمه تعجب کنه؟خوب مگه تا حالا تو عمرش اسم حساب و ریاضی رو نشنیده؟؟جواب کاملا مشخصه چون لورل داره کلمه حساب رو اشتباه تلفظ میکنه و به قول دوبله قدیم میگه سحاب. تازه آخرشه خوب دقت کنید تو دوبله قدیم بعد از اینکه هاردی متوجه منظور لورل میشه میگه: <strong>آها منظورت همون حسابه</strong> ولی تو دوبله جدید میگه: <strong>من و تو حساب بلدیم</strong> بعدش دوباره تو دوبله جدید تو آخرین خط ابی رنگ میگه که: <strong>آره میدونم منظورم چیه اما بلد نیستم بگمش</strong> جالبه دیگه آخرش لورل داره داد میزنه که من تلفظ رو اشتباه گفتم ولی هنوز مترجم محترم یا متوجه گافی که داده&nbsp; نشده یا اصلا بی خیال شده و اصلاح نکرده!!!</p>
<p dir="rtl">اینجاست که استاد میگه مترجم باید به فن سینما آگاه باشه تا ترجمه ها متناسب با مظمون فیلم در بیان. اصلا باید مترجم جوری ترجمه کنه که تو کارش خلاقیت رو هم چاشنی بکنه مثلا نباید تحت الفظی ترجمه کنه ممکنه که یه لغت تو دایره واژگان آمریکایی باشه که واسه اونا کمیک و خنده دار باشه و لی واسه ما یا معادل نداشته باشه یا اصلا چیز خنده داری نباشه. مترجم بدون دست بردن در معنای کلی فیلم باید متناسب با ژانر و مظمون فیلم از لغات متناسب استفاده کنه. اگه مثل این فیلم، کمدی باشه باید حتی المقدور از لغات خنده دارتر و حتی کوچه بازاری تر استفاده کنه. تو یکی از جملات قرمز رنگ دوبله قدیم میگه <strong>منظورت همون حسابه</strong> ولی تو جمله آبی رنگ بالا تو دوبله جدیدش میگه <strong>من و تو حساب بلدیم</strong>. حالا واسه من جای تعجب داره اگه اینا سواد حساب کردن رو بلدن پس چرا به خودشون میگن بی سواد و باید به کلاس و مدرسه برن؟؟ اصلا هدف مترجم از تحریف جملات بالا چی بوده؟؟ یعنی مترجم برا گرفتن گاف کارش در جملات قبل که به جای سحاب گفته بود حساب، حالا مجبور شده که این جمله رو هم تحریف کنه حالا چرا برنگشته جمله قبلی رو اصلاح کنه به جای تحریف این یکی و الله اعلم!!! به این جمله ها دقت کنید:&nbsp; برای ژانر کمدی: &nbsp;<span style="color: #0000ff;">مشکلمون همینه</span> (تو دوبله جدید) قشنگتره یا <span style="color: #ff0000;">مرگمون همینه </span>(تو دوبله قدیم)؟؟<span style="color: #0000ff;"> فکر میکنم که درست بگی</span> (تو دوبله جدید) قشنگتروراحت تره یا <span style="color: #ff0000;">فکر میکنم همینه</span> (تو دوبله قدیم)؟؟ <strong>الفبا رو یاد&nbsp; میگرفتیم </strong>(تو دوبله جدید) قشنگتره یا <strong>کلاس یاد گرفته بودیم </strong>(تو دوبله قدیم) و .....</p>
<p dir="rtl">&nbsp;یادمون نره که این جملات داره بین دوتا بی سواد رد و بدل میشه که خوب نمیتونن صحبت کنن حالا این چند نمونه بالا کدومشون به صحبت کردن دوتا بی سواد بیشتر شبیه؟؟ انصافا <strong>کلاس اکابر</strong> (تو دوبله قدیم) &nbsp;قشنگتره یا <strong>کلاس شبانه</strong> (تو دوبله جدید) ؟؟ <strong>میدونی.. تو درست فهمیدی</strong> (تو دوبله قدیم) قشنگتره یا <strong>فکر میکنم چیزی که میخواستی گفتی </strong>(تو دوبله جدید) ای کاش مترجم محترم ی نگاهی به دوبله قدیمش مینداخت بعد شروع به ترجمه میکرد. اصلا اینا ابتکار ندارن تو دوبله قدیم همین فیلم وقتی لورل با خالی کردن باد لاستیک ماشین کلاه هاردی رو تو سطل اشغال میندازه و کثیف میکنه هاردی با عصبانیت ی جیغ بلند و خنده داری میکشه و کلاهشو پس میگیره ولی تودوبله جدیدش کاملا آروم و بدون صدا کلاهو پس میگیره.تو نسخه اصلیش هم چیزی نمیگه ولی این کار ابتکاری دوبلور قدیمی ایرانی رو نشون میده. از اینها که بگذریم انصافا چرا میان با اینکه بعضی دوبله های قدیم کاملا با کیفیتن باز میان از اول دوبله میکنن؟؟ این یعنی چی؟؟ نه ماشاالله دوبله های قشنگی هم میکنن؟؟ مثلا همین فیلمای بروسلی رو ببینید؟ بابا این چه افتضاحیه که در آوردن؟ صدای خشن و مردونه و محکم ی رزمیکاری مثل <strong>بروسلی</strong> رو اومدن برداشتن به قول معروف تو دماغی کردن!! اون هم ی صدای کاملا لطیف که به درد فیلمای رومانس و به اصطلاح عاشقانه میخوره نه رزمی!! اون هم واسه بروسلی!! من مطمئنم که اگر مرحوم بروسلی زنده بودن و این دوبله افتضاح رو میدیدن حالشون گرفته میشد. اصلا ی فیلم رزمی با خشم و هیجان هنرپیشه ها همراه هستش و دوبلور هم باید با نهایت خشم و احساس دوبله کنه که به احساس واقعیه فیلم آسیبی نرسونه. ولی میبینیم اومدن همه رو از اول دوبله و خراب کردن.اصلا احساس متن &nbsp;فیلم رو نرسوندن. اینجاست که استاد میگه که مدیر دوبلاژ باید در اون زمینه فیلم و اون ژانری که کار میکنه کاملا مسلط و آگاه باشه و صداهای خوب و دوبلورهای خوبی رو متناسب با اون فیلم انتخاب کنه.</p>
<p dir="rtl"><strong><span style="color: #808080;">منبع:&nbsp; </span></strong><a href="http://classicfilms.blogfa.com/"><strong><span style="color: #808080;">classicfilms.blogfa.com</span></strong></a><span style="color: #808080;">&nbsp;با اندکی ویرایش</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #808080;"><img src="http://imagecache2.allposters.com/images/pic/PF/PF_918199~Laurel-Hardy-Thumbs-Up-Posters.jpg" alt="" width="350" height="350" /></span></p>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>چند وقت پیش استاد <span style="color: #0000ff;">ناصر طهماسب</span> (صدای <span style="color: #800000;">هارولد لوید</span>) (تهماسب صحیحه چون ی اسم فارسی رو نمیشه با ط عربی نوشت ) تو یکی از شبکه های تلوزیونی دل خیلی پری از دوبله های جدید داشتن. میگفتن که دوبله ها خیلی ضعیف شدن، ترجمه هایی که از فیلم میشه هم نسبت به گذشته شدیدا افت کرده آخه مترجمهایی رو که واسه ترجمه فیلمها میارن، در زمینه سینما آگاهی ندارن و دراین زمینه غیر متخصص هستن. دوبلور های امروزی هم دیگه قابل قیاس با دوبلور های گذشته نیستن. مهارت اونها رو هم ندارن در واقع استاد یکی دیگه از دلایل ضعف دوبله رو حجم زیاد کارهای دوبله و در نتیجه با عجله انجام دادن دوبله ها می دونستن. همچنین استاد یکی دیگه از عوامل ضعیف شدن دوبله های ایران رو مدیرهای دوبلاژ میدونستند که هر مدیری رو نمیشه برای هر فیلمی انتخاب کرد باید ببینیم فیلم در چه ژانریه اونوقت ی مدیدر دوبلاژ باتجربه و آگاه که در اون زمینه کار کرده و بلده آورد.</p>
<p>وقتی مدیر دوبلاژ نا آگاه باشه طبیعتا صداهایی رو هم که برای نقشهای مختلف اون فیلم انتخاب میکنه خوب از آب در نمیان. ایشون میگفتن اگه بخوایم بعد از انقلاب دوبله هایی رو که خوب بودن رو نام ببریم خیلی نمیشن. ایشون میگفتن که اوج دوبله ایران در دهه 1340 بود که ایران و ایتالیا در اون دوران بهترین دوبله های جهان رو انجام میدادن و حتی وقت مسئولای کمپانیهای سازنده همون فیلما این دوبله ها رو میدن ما رو تحسین می کردن. ایشون از جمله دوبله های خوب رو که اخیرا انجام شدن رو به دوبله سریال کره ای جواهری در قصر اشاره داشتن و گفتن خوب طبیعیه سریالی که این همه با اقبال عمومی روبرو بشه طبیعتا دوبلش هم خوب از آب در میاد. در ادامه به دوبله قدیم لورل و هاردی که توسط زنده یادان <span style="color: #0000ff;">مقبلی</span> و <span style="color: #0000ff;">حسن عباسی</span> انجام میشد اشاره کردن و گفتن که اونها کجا و این جدید هایی که دارن به جای اونها صحبت میکنن کجا!! ((ولی خودمونیما واقعا صدای اونها قشنگ تر هم بود ))البته به جز این دو عزیز کسان دیگری هم بودند که به جای&nbsp;لورل و هاردی صحبت می کردند مثل خود جناب <span style="color: #0000ff;">ناصر تهماسب</span> به جای لورل و دیگر عزیزان. حالا من برای تایید حرفای استاد میخوام دوبله های جدید و قدیم یک قسمت از فیلم به یاد موندنیه <strong>احمق ها در آکسفورد</strong> اثر هنرمندان بزرگ الیور <span style="color: #800000;">امانوئل هاردی</span> و <span style="color: #800000;">آرتور استنلی جفرسون</span> معروف به <span style="color: #800000;">لورل</span> از کمپانی <span style="color: #800000;">هال روچ</span> رو مقایسه کنیم(مربوط به قسمتی که در نقش کارگران شهرداری بعد از آشغال جمع کردن میخوان نهار بخورن)حالا خودتون مقایسه کنید ببینید کدوم ترجمه صحیح تر و با متن جمله های پیشین مرتبط تره؟کدوم ترجمه ها کمیک تر و خنده دار تره؟ حیف که صدا ها رو نداریم که با هم مقایسه کنیم:</p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">دوبله قدیم :</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">هاردی:آخر عمری بالاخره رسیدیم به آشغال جمع کنیه خیابون. نمیدونم ما چه مرگمونه؟ مگه ما مثل بقیه مردم نیستیم؟ چرا ما نباید ترقی بکنیم؟ چرا ما به هیچ جایی نمیرسیم؟</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">دوبله جدید:</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">هاردی:<strong><span style="text-decoration: underline;"> </span></strong>خوب اینم عاقبت ماست وسطه زباله ها و آشغالها گرفتاریم. میخوام بدونم مشکل ما چیه؟ ما به خوبیه بقیه مردم هستیم حتی گاهی هم بهتر از اونها هستیم اماهنوز به هیچ جا نرسیدیم.</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">دوبله قدیم :</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">لورل: میدونی که اشکال اصلی چیه؟دنبال درس خوندن نرفتیم. مرگمون همینه. به اندازه کافی با سواد نیستیم.</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">دوبله جدید:</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">لورل: تو میدونی مشکل کجاست ما اصلا تحصیلات نداریم. مشکل همینه. ببین ما به قدر کافی با سواد نیستیم</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;"><span style="color: #0000ff;">دوبله قدیم</span> :</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">هاردی: فکر میکنم همینه</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">دوبله جدید:</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">هادی: فکر میکنم که درست بگی</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">دوبله قدیم :</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">لورل: البته که همینه،اگه ما هم مثل بقیه مردم رفته بودیم ی خورده کلاس یاد گرفته بودیم، الان هیچ کاری حتی آشغال جمع کنی برامون کوچیک نبود، باور کن</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">دوبله جدید:</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">لورل: معلومه که درست میگم،باید ما هم مثل بقیه مردم میرفتیم مدرسه و الفبا رو یاد &nbsp;میگرفتیم،برا بی سوادا اصلا هیچ جا کاری نیست، باور کن</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">دوبله قدیم :</span></strong></p>
<p dir="rtl">&nbsp;<span style="color: #ff0000;">هاردی: منظورت از&nbsp; &nbsp;اگه کلاس یاد گرفته بودیم چیه؟</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">دوبله جدید:</span></strong></p>
<p dir="rtl">&nbsp;<span style="color: #0000ff;">هاردی: منظورت از سواد چیه؟</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">دوبله قدیم :</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">لورل: نوشتن،خوندن، و چیز دیگه..و.. و سُحاب (لحن گفتار آهسته و با لکنت است)</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">دوبله جدید:</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">لورل: خوندنُ نوشتنُ و.. حساب (لحن گفتار سریع و بدون توقف است)</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">دوبله قدیم :</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">هاردی:سُحاب؟؟ (با&nbsp; لحن و حالت تعجب)</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">دوبله جدید:</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">هاردی:حساب؟؟ ((با&nbsp; لحن و حالت تعجب))</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">دوبله قدیم :</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">لورل: آره دیگه میدونی، &nbsp;دودوتا میکنه چندتا و چار چارتا میکنه چندتای دیگه</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">دوبله جدید:</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">لورل:&nbsp;میدونی که دودوتا میشه چهار،چهارچهارتا هم از همون قبلی بیشتره</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">دوبله قدیم :</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">هاردی: منظورت همون حسابه</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">دوبله جدید:</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">هاردی:من و تو حساب بلدیم</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">دوبله قدیم :</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">لورل: آره حسابو میدونستم ولی زبونم نمیچرخید</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">دوبله جدید:</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">لورل:آره میدونم منظورم چیه اما بلد نیستم بگمش</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">دوبله قدیم :</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">هاردی: میدونی تو درست فهمیدی از امروز که کارمون تموم شد میریم کلاس اکابر</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">دوبله جدید:</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">هاردی:فکر میکنم چیزی که میخواستی گفتی امروز که کارمون تموم شد میریم ی مدرسه شبانه</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">دوبله قدیم :</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">لورل: آره جون تو</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">دوبله جدید:</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">لورل: آره فکر خوبیه</span></p>
<p dir="rtl">&nbsp;<img src="http://cdn.springboard.gorillanation.com/storage/craveonline.com/legacy/article_imgs/Image/laurel_hardy.jpg" alt="" width="400" height="300" /></p>
<p dir="rtl">حالا خودتون منصفانه نقد کنید.کدوم از این جمله ها بیشتر به درد ی کار کمدی میخوره؟ اصلا ی نگاهی به بالا بندازید کلاس یاد گرفتن (تو دوبله قدیم) کمیک تره یا تحصیلات (تو دوبله جدید)؟ اصلا میریم روی تحریف خیلی فاحش که تو ترجمه و دوبله جدید دیده میشه: به قسمتهای رنگی ی نگاهی بندازید قسمتای قرمز دوبله قدیم و جدیدا آبی هستند.ببینید اصلا دوبله بنا به دلایل نا مشخصی از سوی مترجم محترم تحریف شده در حالی که هیچ معنیه خلاف اخلاق توش نیست. تو دوبله جدید به جای سحاب میگه حساب!! پس با این حال دلیلی دیگه واسه تعجب هاردی نمیمونه؟! پس چرا باید از این کلمه تعجب کنه؟خوب مگه تا حالا تو عمرش اسم حساب و ریاضی رو نشنیده؟؟جواب کاملا مشخصه چون لورل داره کلمه حساب رو اشتباه تلفظ میکنه و به قول دوبله قدیم میگه سحاب. تازه آخرشه خوب دقت کنید تو دوبله قدیم بعد از اینکه هاردی متوجه منظور لورل میشه میگه: <strong>آها منظورت همون حسابه</strong> ولی تو دوبله جدید میگه: <strong>من و تو حساب بلدیم</strong> بعدش دوباره تو دوبله جدید تو آخرین خط ابی رنگ میگه که: <strong>آره میدونم منظورم چیه اما بلد نیستم بگمش</strong> جالبه دیگه آخرش لورل داره داد میزنه که من تلفظ رو اشتباه گفتم ولی هنوز مترجم محترم یا متوجه گافی که داده&nbsp; نشده یا اصلا بی خیال شده و اصلاح نکرده!!!</p>
<p dir="rtl">اینجاست که استاد میگه مترجم باید به فن سینما آگاه باشه تا ترجمه ها متناسب با مظمون فیلم در بیان. اصلا باید مترجم جوری ترجمه کنه که تو کارش خلاقیت رو هم چاشنی بکنه مثلا نباید تحت الفظی ترجمه کنه ممکنه که یه لغت تو دایره واژگان آمریکایی باشه که واسه اونا کمیک و خنده دار باشه و لی واسه ما یا معادل نداشته باشه یا اصلا چیز خنده داری نباشه. مترجم بدون دست بردن در معنای کلی فیلم باید متناسب با ژانر و مظمون فیلم از لغات متناسب استفاده کنه. اگه مثل این فیلم، کمدی باشه باید حتی المقدور از لغات خنده دارتر و حتی کوچه بازاری تر استفاده کنه. تو یکی از جملات قرمز رنگ دوبله قدیم میگه <strong>منظورت همون حسابه</strong> ولی تو جمله آبی رنگ بالا تو دوبله جدیدش میگه <strong>من و تو حساب بلدیم</strong>. حالا واسه من جای تعجب داره اگه اینا سواد حساب کردن رو بلدن پس چرا به خودشون میگن بی سواد و باید به کلاس و مدرسه برن؟؟ اصلا هدف مترجم از تحریف جملات بالا چی بوده؟؟ یعنی مترجم برا گرفتن گاف کارش در جملات قبل که به جای سحاب گفته بود حساب، حالا مجبور شده که این جمله رو هم تحریف کنه حالا چرا برنگشته جمله قبلی رو اصلاح کنه به جای تحریف این یکی و الله اعلم!!! به این جمله ها دقت کنید:&nbsp; برای ژانر کمدی: &nbsp;<span style="color: #0000ff;">مشکلمون همینه</span> (تو دوبله جدید) قشنگتره یا <span style="color: #ff0000;">مرگمون همینه </span>(تو دوبله قدیم)؟؟<span style="color: #0000ff;"> فکر میکنم که درست بگی</span> (تو دوبله جدید) قشنگتروراحت تره یا <span style="color: #ff0000;">فکر میکنم همینه</span> (تو دوبله قدیم)؟؟ <strong>الفبا رو یاد&nbsp; میگرفتیم </strong>(تو دوبله جدید) قشنگتره یا <strong>کلاس یاد گرفته بودیم </strong>(تو دوبله قدیم) و .....</p>
<p dir="rtl">&nbsp;یادمون نره که این جملات داره بین دوتا بی سواد رد و بدل میشه که خوب نمیتونن صحبت کنن حالا این چند نمونه بالا کدومشون به صحبت کردن دوتا بی سواد بیشتر شبیه؟؟ انصافا <strong>کلاس اکابر</strong> (تو دوبله قدیم) &nbsp;قشنگتره یا <strong>کلاس شبانه</strong> (تو دوبله جدید) ؟؟ <strong>میدونی.. تو درست فهمیدی</strong> (تو دوبله قدیم) قشنگتره یا <strong>فکر میکنم چیزی که میخواستی گفتی </strong>(تو دوبله جدید) ای کاش مترجم محترم ی نگاهی به دوبله قدیمش مینداخت بعد شروع به ترجمه میکرد. اصلا اینا ابتکار ندارن تو دوبله قدیم همین فیلم وقتی لورل با خالی کردن باد لاستیک ماشین کلاه هاردی رو تو سطل اشغال میندازه و کثیف میکنه هاردی با عصبانیت ی جیغ بلند و خنده داری میکشه و کلاهشو پس میگیره ولی تودوبله جدیدش کاملا آروم و بدون صدا کلاهو پس میگیره.تو نسخه اصلیش هم چیزی نمیگه ولی این کار ابتکاری دوبلور قدیمی ایرانی رو نشون میده. از اینها که بگذریم انصافا چرا میان با اینکه بعضی دوبله های قدیم کاملا با کیفیتن باز میان از اول دوبله میکنن؟؟ این یعنی چی؟؟ نه ماشاالله دوبله های قشنگی هم میکنن؟؟ مثلا همین فیلمای بروسلی رو ببینید؟ بابا این چه افتضاحیه که در آوردن؟ صدای خشن و مردونه و محکم ی رزمیکاری مثل <strong>بروسلی</strong> رو اومدن برداشتن به قول معروف تو دماغی کردن!! اون هم ی صدای کاملا لطیف که به درد فیلمای رومانس و به اصطلاح عاشقانه میخوره نه رزمی!! اون هم واسه بروسلی!! من مطمئنم که اگر مرحوم بروسلی زنده بودن و این دوبله افتضاح رو میدیدن حالشون گرفته میشد. اصلا ی فیلم رزمی با خشم و هیجان هنرپیشه ها همراه هستش و دوبلور هم باید با نهایت خشم و احساس دوبله کنه که به احساس واقعیه فیلم آسیبی نرسونه. ولی میبینیم اومدن همه رو از اول دوبله و خراب کردن.اصلا احساس متن &nbsp;فیلم رو نرسوندن. اینجاست که استاد میگه که مدیر دوبلاژ باید در اون زمینه فیلم و اون ژانری که کار میکنه کاملا مسلط و آگاه باشه و صداهای خوب و دوبلورهای خوبی رو متناسب با اون فیلم انتخاب کنه.</p>
<p dir="rtl"><strong><span style="color: #808080;">منبع:&nbsp; </span></strong><a href="http://classicfilms.blogfa.com/"><strong><span style="color: #808080;">classicfilms.blogfa.com</span></strong></a><span style="color: #808080;">&nbsp;با اندکی ویرایش</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #808080;"><img src="http://imagecache2.allposters.com/images/pic/PF/PF_918199~Laurel-Hardy-Thumbs-Up-Posters.jpg" alt="" width="350" height="350" /></span></p>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[اخبار دوبله و دوبلورها]]></title>
			<link>http://CafeClassic.ir/thread-68.html</link>
			<pubDate>Sun, 23 Aug 2009 08:30:37 +0200</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://CafeClassic.ir/thread-68.html</guid>
			<description><![CDATA[شنیده شده که آقای <span style="color: #0000CD;">چنگیز جلیلوند </span>در یک سریال مناسبتی ماه رمضان با نام <span style="font-weight: bold;">عبور از پاییز </span>ایفای نقش می کنند<br />
بازپخش سریال از امروز ظهر ساعت 1:30 شروع میشه  و پخش آن نیز هر شب یک ساعت بعد از افطار است.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">پ.ن:</span>  مثل اینکه بعد از حضور <span style="color: #000080;">ناصر طهماسب </span>در مرگ یک رویاء بقیه دوبلورها هم دوست دارند بعد از سالها چهره <br />
پوشی ، بالاخره رخ بنمایانند ! به خصوص اینکه اکثر این عزیزان هم خوش تیپ و فتوژنیک هم هستند <img src="http://CafeClassic.ir/images/smilies/blush.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Blush" title="Blush" /><br />
<br />
<img src="http://media.farsnews.com/Media/8802/ImageNews/880229/12_880229_L600.jpg" border="0" alt="[تصویر: 12_880229_L600.jpg&#93;" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[شنیده شده که آقای <span style="color: #0000CD;">چنگیز جلیلوند </span>در یک سریال مناسبتی ماه رمضان با نام <span style="font-weight: bold;">عبور از پاییز </span>ایفای نقش می کنند<br />
بازپخش سریال از امروز ظهر ساعت 1:30 شروع میشه  و پخش آن نیز هر شب یک ساعت بعد از افطار است.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">پ.ن:</span>  مثل اینکه بعد از حضور <span style="color: #000080;">ناصر طهماسب </span>در مرگ یک رویاء بقیه دوبلورها هم دوست دارند بعد از سالها چهره <br />
پوشی ، بالاخره رخ بنمایانند ! به خصوص اینکه اکثر این عزیزان هم خوش تیپ و فتوژنیک هم هستند <img src="http://CafeClassic.ir/images/smilies/blush.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Blush" title="Blush" /><br />
<br />
<img src="http://media.farsnews.com/Media/8802/ImageNews/880229/12_880229_L600.jpg" border="0" alt="[تصویر: 12_880229_L600.jpg]" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[استودیو های دوبلاژ در ایران]]></title>
			<link>http://CafeClassic.ir/thread-67.html</link>
			<pubDate>Thu, 20 Aug 2009 21:54:43 +0200</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://CafeClassic.ir/thread-67.html</guid>
			<description><![CDATA[دیشب آقای <span style="color: #0000CD;">جعفری</span> مدیر <span style="font-weight: bold;">موسسه قرن 21 </span>مهمان برنامه <span style="color: #0000CD;">دو قدم مانده به صبح </span>بود. این برنامه دو قدم مانده به <br />
صبح مخصوصا چهارشنبه شب ها مهمان های سینمایی خوبی داره ، از دوبلورها تا افرادی که بعضا تو عمرشون <br />
پاشون رو به صدا و سیما نذاشته بودن ( مثل مسعود کیمیایی ) .<br />
<br />
خلاصه اینکه جعفری ( که خودش می گفت کاراته بار هم هست ! ) مشکلات دوبلاژ و پخش فیلم در ایران را گفت<br />
و طبق معمول <span style="color: #1E90FF;"><span style="font-weight: bold;">جیرانی</span></span> با اون چهره و عینک و دماغ اش هی بازی کرد. ( آدم جالبی هست این جیرانی ! )<br />
<br />
<img src="http://adambarfiha.com/rahmanian.gif" border="0" alt="[تصویر: rahmanian.gif&#93;" /><br />
<br />
چکیده کلام جعفری این بود که دولت حمایت درست و حسابی از موسسات رسانه تصویری نمی کنه در حالی که <br />
با گردش رسمی سالانه <span style="font-weight: bold;">40 میلیارد </span>تومن ، این موسسات از سینما هم پر مخاطب تر و بزرگ تر هستند. <br />
خیلی از شهرهای کوچک ممکنه حتی یک سینما هم نداشته باشن اما همه جا ویدیو کلوپ و CD فیلم هست.<br />
<br />
به هر حال این بهانه ای شد تا یه تاپیک در مورد <span style="font-weight: bold;">استودیوهای دوبلاژ در ایران </span>شروع کنیم. در مورد تاریخچه <br />
استودیوها مطمئنا در سایت های دیگر زیاد گفته شده و میشه مطلب اینجا کپی کرد اما چون قرار بوده که اینجا <br />
فقط مطالب اورجینال و تالیفی نوشته بشه اینو به عهده دوستانی که اطلاعات بیشتری دارن می ذارم و بعد<br />
به استودیوهای فعال فعلی می پردازیم.<br />
<br />
<img src="http://www.irna.ir/NewsMedia/Photo/Larg_Pic/2009%5C7%5C1%5Cimg633820479759375000.jpg" border="0" alt="[تصویر: 2009%5C7%5C1%5Cimg633820479759375000.jpg&#93;" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[دیشب آقای <span style="color: #0000CD;">جعفری</span> مدیر <span style="font-weight: bold;">موسسه قرن 21 </span>مهمان برنامه <span style="color: #0000CD;">دو قدم مانده به صبح </span>بود. این برنامه دو قدم مانده به <br />
صبح مخصوصا چهارشنبه شب ها مهمان های سینمایی خوبی داره ، از دوبلورها تا افرادی که بعضا تو عمرشون <br />
پاشون رو به صدا و سیما نذاشته بودن ( مثل مسعود کیمیایی ) .<br />
<br />
خلاصه اینکه جعفری ( که خودش می گفت کاراته بار هم هست ! ) مشکلات دوبلاژ و پخش فیلم در ایران را گفت<br />
و طبق معمول <span style="color: #1E90FF;"><span style="font-weight: bold;">جیرانی</span></span> با اون چهره و عینک و دماغ اش هی بازی کرد. ( آدم جالبی هست این جیرانی ! )<br />
<br />
<img src="http://adambarfiha.com/rahmanian.gif" border="0" alt="[تصویر: rahmanian.gif]" /><br />
<br />
چکیده کلام جعفری این بود که دولت حمایت درست و حسابی از موسسات رسانه تصویری نمی کنه در حالی که <br />
با گردش رسمی سالانه <span style="font-weight: bold;">40 میلیارد </span>تومن ، این موسسات از سینما هم پر مخاطب تر و بزرگ تر هستند. <br />
خیلی از شهرهای کوچک ممکنه حتی یک سینما هم نداشته باشن اما همه جا ویدیو کلوپ و CD فیلم هست.<br />
<br />
به هر حال این بهانه ای شد تا یه تاپیک در مورد <span style="font-weight: bold;">استودیوهای دوبلاژ در ایران </span>شروع کنیم. در مورد تاریخچه <br />
استودیوها مطمئنا در سایت های دیگر زیاد گفته شده و میشه مطلب اینجا کپی کرد اما چون قرار بوده که اینجا <br />
فقط مطالب اورجینال و تالیفی نوشته بشه اینو به عهده دوستانی که اطلاعات بیشتری دارن می ذارم و بعد<br />
به استودیوهای فعال فعلی می پردازیم.<br />
<br />
<img src="http://www.irna.ir/NewsMedia/Photo/Larg_Pic/2009%5C7%5C1%5Cimg633820479759375000.jpg" border="0" alt="[تصویر: 2009%5C7%5C1%5Cimg633820479759375000.jpg]" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[دیالوگهای ماندگار]]></title>
			<link>http://CafeClassic.ir/thread-64.html</link>
			<pubDate>Thu, 13 Aug 2009 21:59:08 +0200</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://CafeClassic.ir/thread-64.html</guid>
			<description><![CDATA[بانوی گل و قصه بنگر که کجا ایستاده ای...<br />
<br />
چه خالی بود جای چنین موضوعی در چنین مکان و در میان چنین عزیزانی.<br />
<br />
با اجازه از محضر مدیریت تالار مبحث شیرین دیالوگهای ماندگار را ایجاد می کنم. امید دارم که خود بتوانم نقشی هر چند کوچک در تداوم آن داشته باشم.<hr />
<span style="color: #0000CD;">و به رسم دوست نخستین دیالوگ این مبحث را از هملت گریگوری کوزینسف بیان می کنم. دیالوگی از حنجراه گرم و عاشق محبوب ابدی: کاووس دوستدار:<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
روح پدرم سلاح در بر کرده و به گردش در آمده.چه کار زشتی روی داده؟ای کاش شب زودتر فرا می رسید. ولی تا فرا رسد ای روح آرام باش...</span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[بانوی گل و قصه بنگر که کجا ایستاده ای...<br />
<br />
چه خالی بود جای چنین موضوعی در چنین مکان و در میان چنین عزیزانی.<br />
<br />
با اجازه از محضر مدیریت تالار مبحث شیرین دیالوگهای ماندگار را ایجاد می کنم. امید دارم که خود بتوانم نقشی هر چند کوچک در تداوم آن داشته باشم.<hr />
<span style="color: #0000CD;">و به رسم دوست نخستین دیالوگ این مبحث را از هملت گریگوری کوزینسف بیان می کنم. دیالوگی از حنجراه گرم و عاشق محبوب ابدی: کاووس دوستدار:<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
روح پدرم سلاح در بر کرده و به گردش در آمده.چه کار زشتی روی داده؟ای کاش شب زودتر فرا می رسید. ولی تا فرا رسد ای روح آرام باش...</span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[دوبله گذاری فیلم - مشکلات و خاطرات]]></title>
			<link>http://CafeClassic.ir/thread-58.html</link>
			<pubDate>Tue, 28 Jul 2009 23:23:01 +0200</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://CafeClassic.ir/thread-58.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">وصف العیش نصف العیش </span><br />
<br />
مسئله دوبله گذاری بر روی فیلم ها و به خصوص فیلم های کلاسیک خود حکایتی شیرین است. اوایل که بنده <br />
شروع به کار کردم ( فکر کنم سال 82 بود ) تا اونجایی که یادمه این کار فقط برای فیلم های VCD انجام گرفته <br />
بود. فیلم های DVD تازه وارد کشور شده بود و هنوز جا نیفتاده بود ( چیزی مثل HD  در زمان فعلی ) . خب <br />
عشق به اینکه بشود فیلم های کلاسیک را با کیفیت عالی تصویر بدست علاقمندان رساند  من را مشتاق این <br />
کار کرد. اوایل کار  دو شاهکار معروف یعنی <span style="font-weight: bold;">پدرخوانده</span> و <span style="font-weight: bold;">کازابلانکا </span>را در اولویت قرار دادم . ادیت فیلمهای DVD بر <br />
روی کامپیوترهای آن زمان ( با توجه به حجم زیادی DATA ی تصویر در این فرمت )  بسیار وقت گیر و اعصاب <br />
خوردکن بود. شغل اصلی من چیز دیگری بود و سینما را فقط به دلیل علاقه شخصی دنبال می کردم پس مجبور <br />
بودم شبها حدود دو تا سه ساعت برای این کار وقت بگذارم. اولین کار ارتقاء کامپیوتر بود که کمی ( نه زیاد ) کار را <br />
برایم راحت کرد. تصور کنید بالاترین حافظه رم آن موقع 512 مگ و CPU هم تک هسته ای 2 گیگ بود. هارد 80 <br />
هم بالاترین حجم ذخیره سازی.... <br />
<br />
باندهای صدای موجود را در برنامه <span style="font-weight: bold;">Cool 3D </span>بهسازی می کردیم و با برنامه نوظهور <span style="font-weight: bold;">Video Studio  </span>عشق می <br />
کردیم. ( به هر حال از Ifilm Edit و <span style="font-weight: bold;">VCD Cutter </span>خیلی بهتر بود ! ) دردسر اصلی عدم تطابق سرعت صدا با <br />
سرعت تصویر در نسخه های مختلف فیلم بود. گاهی میشد که 10 دقیقه را در عرض یکساعت سینک می کردم <br />
اما برای 1 دقیقه ،  3 شب معطل می شدم... اما این کار عشق داشت... همان عشقی که امروزه دوبلورهای <br />
قدیمی در مصاحبه شان می گویند ... اینکه در اتاق های قدیم دوبله با عشق کار می کردند و اصلا سختی و <br />
بقیه مسائل برایشان مهم نبود... اگر عاشق دوبله و فیلم باشی ( البته فیلم و دوبله ای که شاهکار است ) <br />
موقع سینک کردن همانقدر لذت می بری که دوبلورها موقع دوبله کردن ...<br />
<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;">پایان قسمت اول -  ادامه دارد ...</span><br />
<br />
<span style="color: #8B4513;">( من سعی کردم این باب را باز کنم. بیصبرانه منتظر یادداشت های دیگر عزیزان هستیم )</span><br />
<br />
<img src="http://www.manifest-tech.com/images/pc_video/vid_fmt_cvt/videostudio_rendering.jpg" border="0" alt="[تصویر: videostudio_rendering.jpg&#93;" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">وصف العیش نصف العیش </span><br />
<br />
مسئله دوبله گذاری بر روی فیلم ها و به خصوص فیلم های کلاسیک خود حکایتی شیرین است. اوایل که بنده <br />
شروع به کار کردم ( فکر کنم سال 82 بود ) تا اونجایی که یادمه این کار فقط برای فیلم های VCD انجام گرفته <br />
بود. فیلم های DVD تازه وارد کشور شده بود و هنوز جا نیفتاده بود ( چیزی مثل HD  در زمان فعلی ) . خب <br />
عشق به اینکه بشود فیلم های کلاسیک را با کیفیت عالی تصویر بدست علاقمندان رساند  من را مشتاق این <br />
کار کرد. اوایل کار  دو شاهکار معروف یعنی <span style="font-weight: bold;">پدرخوانده</span> و <span style="font-weight: bold;">کازابلانکا </span>را در اولویت قرار دادم . ادیت فیلمهای DVD بر <br />
روی کامپیوترهای آن زمان ( با توجه به حجم زیادی DATA ی تصویر در این فرمت )  بسیار وقت گیر و اعصاب <br />
خوردکن بود. شغل اصلی من چیز دیگری بود و سینما را فقط به دلیل علاقه شخصی دنبال می کردم پس مجبور <br />
بودم شبها حدود دو تا سه ساعت برای این کار وقت بگذارم. اولین کار ارتقاء کامپیوتر بود که کمی ( نه زیاد ) کار را <br />
برایم راحت کرد. تصور کنید بالاترین حافظه رم آن موقع 512 مگ و CPU هم تک هسته ای 2 گیگ بود. هارد 80 <br />
هم بالاترین حجم ذخیره سازی.... <br />
<br />
باندهای صدای موجود را در برنامه <span style="font-weight: bold;">Cool 3D </span>بهسازی می کردیم و با برنامه نوظهور <span style="font-weight: bold;">Video Studio  </span>عشق می <br />
کردیم. ( به هر حال از Ifilm Edit و <span style="font-weight: bold;">VCD Cutter </span>خیلی بهتر بود ! ) دردسر اصلی عدم تطابق سرعت صدا با <br />
سرعت تصویر در نسخه های مختلف فیلم بود. گاهی میشد که 10 دقیقه را در عرض یکساعت سینک می کردم <br />
اما برای 1 دقیقه ،  3 شب معطل می شدم... اما این کار عشق داشت... همان عشقی که امروزه دوبلورهای <br />
قدیمی در مصاحبه شان می گویند ... اینکه در اتاق های قدیم دوبله با عشق کار می کردند و اصلا سختی و <br />
بقیه مسائل برایشان مهم نبود... اگر عاشق دوبله و فیلم باشی ( البته فیلم و دوبله ای که شاهکار است ) <br />
موقع سینک کردن همانقدر لذت می بری که دوبلورها موقع دوبله کردن ...<br />
<br />
<br />
<span style="color: #0000CD;">پایان قسمت اول -  ادامه دارد ...</span><br />
<br />
<span style="color: #8B4513;">( من سعی کردم این باب را باز کنم. بیصبرانه منتظر یادداشت های دیگر عزیزان هستیم )</span><br />
<br />
<img src="http://www.manifest-tech.com/images/pc_video/vid_fmt_cvt/videostudio_rendering.jpg" border="0" alt="[تصویر: videostudio_rendering.jpg]" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[دوبله و دوبلورها]]></title>
			<link>http://CafeClassic.ir/thread-56.html</link>
			<pubDate>Fri, 24 Jul 2009 20:28:15 +0200</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://CafeClassic.ir/thread-56.html</guid>
			<description><![CDATA[با سلام<br />
<br />
هرگز با سخنان بزرگي چون <span style="color: #1E90FF;">"دکتر کاووسی" </span>موافق نبوده و نیستم که زمانی گفته بود:<br />
<br />
برای کسانیکه در جنبه خلاقه سینما کار می کنند دوبلاژ عملی منفور و تجاوز به اصول و تمامیت و اصالت یک فیلم است. در کنگره بین المللی سینما که در سال 1945 در شهر بال سوئیس تشکیل گردید با اکثریت قریب به اتفاق آرا دوبله تحریم گردید ... در کنگره 1956 که در پاریس تشکیل گردید و من به نمایندگی از ایران شرکت کردم و در یکی از جلسات که بحث دخالت در اصالت آثار سینمایی بمیان آمد و موضوع دوبله مجددا مطرح گردید نظر کنگره 1945 تایید و دوبلاژ کماکان یک نوع کلاهبرداری! شمرده شد و لازم به توضیح نیست که من به نوبه خود علیه دوبله یا هر نوع دخالت بیمورد در اصالت فیلمها رای داده ام...<br />
چنانکه میدانم در آنزمان <span style="color: #1E90FF;">"بهارلو"</span> جوابی اینچنینی بر چنین گفتارهای بظاهر نخبه گرانه ای داده بود:<br />
<br />
جناب آقای کاووسی ... بقول <span style="color: #1E90FF;">دکارت</span> هیچ عقیده سخیفی نیست که توسط عده ای از فلاسفه و نویسندگان ابراز نشده باشد. اگر نظر هیئت مزبور در مورد کشورهای اروپایی صادق است در مورد کشور ما که درک فیلم گاهی به درجه صفر تنزل می کندصحیح نیست. دوبله فیلم اگر هم به اصالت آن لطمه بزند در مقابل بهترین وسیله برای "درک بیشتر" فیلم است... <br />
<br />
با وجود تسلط نسبیی که بر زبان انگلیسی دارم هرگز از دیدن یک فیلم به زبان اصلی لذت نبرده ام(مابقی فیلمها به زبانهای ایتالیایی و فرانسوی و غیره و ذالک پیش کش). هرگز از دیدن یک فیلم با زیرنویس فارسی یا انگلیسی لذتی عایدم نشده است. منظور از چنین لذتهایی درک مفاهیم یا موضوع فیلم و امثالهم نیست. بحث بر سر آسایش بیینده فارسی زبان(مسلط یا غیر مسلط به زبان بیگانه فیلم) است و فراموش نمی کنیم که یکی از جذابیتهای سینما "آسایش" ذهنی و جسمی و به تبع آن ایجاد "آرامش" روحي با درآمدهايي چون "تفکر" و مداقه و القای یک مبناست و کسانی که ناسنجیده(یا بنا به خواسته های شخصی و متاسب با روحیات خود) بحث دوبله و گویندگی را نفی میکنند(اگرچه سخنی ناسنجیده نیز نمیگویند اما) تنها از وجهه خود می کاهند تا از اعتبار دوبله. اگر در گذشته بزرکانی چون <span style="color: #1E90FF;">بابک ساسان</span> و <span style="color: #1E90FF;">پرویز دوایی </span>و <span style="color: #1E90FF;">فیروز رادپور </span>و انور نصیحت گر و نجف دریابندری و گودرز شیدایی و محمود ایزدی و ...ترجمه هایی بی نظیر از فیلمهای بزرگ تاریخ سینما(به زبانهای انگلیسی و ایتالیایی و فرانسوی و هندی و اسپانیایی) ارائه و در دوبله بوسیله بزرگانی چون <span style="color: #1E90FF;">هوشنگ لطیف پور</span> و <span style="color: #1E90FF;">علی کسمایی</span> فیلمها زبانی ایرانی می یافتند امروزه هر دانشجوی رشته زبان انگلیسی با همکاری یک اپراتور رایانه دست بکار ترجمه هایی آنچنان سخیف از دیالوگهای یک فیلم میکند و زیرنویسهایی را شاهدیم که نه تنها از ترجمه گرته بردارانه مثلها و ضرب المثلهای موجود در فیلم به مثلهای فارسی عاجز است بلکه زیرنویسهایشان پر از اغلاط املایی و نوشتاری و گرامری نیز هست و بعد تکثیر این سی-دی ها و قس علی هذا....<br />
اگر دوبله ایران در دهه 1340 تا 50 حرف اول را در صنعت دوبله جهان می زده است و گویندگانش در سطح جهانی همواره طراز اول بوده اند و حیرت ستارگان جهان بهنگام سفر به ایران و ملاحظه دوبله فیلمهای ایشان توسط گویندگان بسیار کارکشته ایرانی نقل مجالس بوده است(چنانکه آنتونی کویین بهنگام دوبله یکی از فیلمهایش در استودیو دماوند و در قبل از انقلاب به <span style="color: #1E90FF;">اسماعیلی</span> گفته بود من فارسی نمیدانم اما دیدم که آنتونی کویین فارسی زبان از آنتونی کویین خود فیلم استادانه تر سخن می گوید!) اما هرگز از اینهمه هنر یا بقول عده ای نبوغ در فن در هیچ جشنواره معتبری تقدیر و تشکر نشد و گویندگان ایران یکی پس از دیگری در حال گذر از این جهان فانی اند و کسی متولیان بنام سینمای ایران را ارجی ننهاده است و من به شخصه "سیما یا تلوزیون" ایران را مسئول این حق کشیها و ناروائیها میدانم چنانکه هر روزه افرادی سخیف را تحت عنوان خواننده لباس اکرام می پوشانند و چپ و راست ورد فدایت شویم بر گوشهاشان می سرایند و بر صدر می نشانند اما هنرمندان واقعی را بر گوشه عزلت رها می کنند تا بمانند و بمیرند. چنانکه <span style="color: #1E90FF;">"سعید شرافت"</span> بعد از عمری خدمت به سینما و تلوزیون درگذشت و حتی نامش را هم نبردند(یکی از بهترین مدیران دوبلاژ ایران که فیلمهایی چون <span style="font-weight: bold;">سنگام</span> و <span style="font-weight: bold;">کازابلانکا</span> از کارهای اوست). چنانکه کسی نمیداند در حال حاضر کسمایی و هوشنگ لطیف پور(از بزرگترین مدیران دوبله کشور الان کجایند و زیر قبر خفته اند یا روی قبور یاد همکارانشان را گرامی میدارند؟). زهی خجلت برای کسانی که هرساله برای امثال آوینی سالگرد میگیرند و زهی شرم برای ما که خود نیز همچون عوامل این سازمان زراندوز بجای یاد هنروران واقعی این بوم به تمجید ریکی مارتین و سلن دیون و لوپز و جکسون و بیگانه مشغولیم و هرگز نخواسته ایم خود را به بیگانه ترجیح دهیم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #DAA520;">منبع:</span> </span> <span style="color: #696969;"><span style="font-weight: bold;">فروم گفتمان  تاریخ 2-12-2003 - نوشته شده توسط منصور </span>.</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[با سلام<br />
<br />
هرگز با سخنان بزرگي چون <span style="color: #1E90FF;">"دکتر کاووسی" </span>موافق نبوده و نیستم که زمانی گفته بود:<br />
<br />
برای کسانیکه در جنبه خلاقه سینما کار می کنند دوبلاژ عملی منفور و تجاوز به اصول و تمامیت و اصالت یک فیلم است. در کنگره بین المللی سینما که در سال 1945 در شهر بال سوئیس تشکیل گردید با اکثریت قریب به اتفاق آرا دوبله تحریم گردید ... در کنگره 1956 که در پاریس تشکیل گردید و من به نمایندگی از ایران شرکت کردم و در یکی از جلسات که بحث دخالت در اصالت آثار سینمایی بمیان آمد و موضوع دوبله مجددا مطرح گردید نظر کنگره 1945 تایید و دوبلاژ کماکان یک نوع کلاهبرداری! شمرده شد و لازم به توضیح نیست که من به نوبه خود علیه دوبله یا هر نوع دخالت بیمورد در اصالت فیلمها رای داده ام...<br />
چنانکه میدانم در آنزمان <span style="color: #1E90FF;">"بهارلو"</span> جوابی اینچنینی بر چنین گفتارهای بظاهر نخبه گرانه ای داده بود:<br />
<br />
جناب آقای کاووسی ... بقول <span style="color: #1E90FF;">دکارت</span> هیچ عقیده سخیفی نیست که توسط عده ای از فلاسفه و نویسندگان ابراز نشده باشد. اگر نظر هیئت مزبور در مورد کشورهای اروپایی صادق است در مورد کشور ما که درک فیلم گاهی به درجه صفر تنزل می کندصحیح نیست. دوبله فیلم اگر هم به اصالت آن لطمه بزند در مقابل بهترین وسیله برای "درک بیشتر" فیلم است... <br />
<br />
با وجود تسلط نسبیی که بر زبان انگلیسی دارم هرگز از دیدن یک فیلم به زبان اصلی لذت نبرده ام(مابقی فیلمها به زبانهای ایتالیایی و فرانسوی و غیره و ذالک پیش کش). هرگز از دیدن یک فیلم با زیرنویس فارسی یا انگلیسی لذتی عایدم نشده است. منظور از چنین لذتهایی درک مفاهیم یا موضوع فیلم و امثالهم نیست. بحث بر سر آسایش بیینده فارسی زبان(مسلط یا غیر مسلط به زبان بیگانه فیلم) است و فراموش نمی کنیم که یکی از جذابیتهای سینما "آسایش" ذهنی و جسمی و به تبع آن ایجاد "آرامش" روحي با درآمدهايي چون "تفکر" و مداقه و القای یک مبناست و کسانی که ناسنجیده(یا بنا به خواسته های شخصی و متاسب با روحیات خود) بحث دوبله و گویندگی را نفی میکنند(اگرچه سخنی ناسنجیده نیز نمیگویند اما) تنها از وجهه خود می کاهند تا از اعتبار دوبله. اگر در گذشته بزرکانی چون <span style="color: #1E90FF;">بابک ساسان</span> و <span style="color: #1E90FF;">پرویز دوایی </span>و <span style="color: #1E90FF;">فیروز رادپور </span>و انور نصیحت گر و نجف دریابندری و گودرز شیدایی و محمود ایزدی و ...ترجمه هایی بی نظیر از فیلمهای بزرگ تاریخ سینما(به زبانهای انگلیسی و ایتالیایی و فرانسوی و هندی و اسپانیایی) ارائه و در دوبله بوسیله بزرگانی چون <span style="color: #1E90FF;">هوشنگ لطیف پور</span> و <span style="color: #1E90FF;">علی کسمایی</span> فیلمها زبانی ایرانی می یافتند امروزه هر دانشجوی رشته زبان انگلیسی با همکاری یک اپراتور رایانه دست بکار ترجمه هایی آنچنان سخیف از دیالوگهای یک فیلم میکند و زیرنویسهایی را شاهدیم که نه تنها از ترجمه گرته بردارانه مثلها و ضرب المثلهای موجود در فیلم به مثلهای فارسی عاجز است بلکه زیرنویسهایشان پر از اغلاط املایی و نوشتاری و گرامری نیز هست و بعد تکثیر این سی-دی ها و قس علی هذا....<br />
اگر دوبله ایران در دهه 1340 تا 50 حرف اول را در صنعت دوبله جهان می زده است و گویندگانش در سطح جهانی همواره طراز اول بوده اند و حیرت ستارگان جهان بهنگام سفر به ایران و ملاحظه دوبله فیلمهای ایشان توسط گویندگان بسیار کارکشته ایرانی نقل مجالس بوده است(چنانکه آنتونی کویین بهنگام دوبله یکی از فیلمهایش در استودیو دماوند و در قبل از انقلاب به <span style="color: #1E90FF;">اسماعیلی</span> گفته بود من فارسی نمیدانم اما دیدم که آنتونی کویین فارسی زبان از آنتونی کویین خود فیلم استادانه تر سخن می گوید!) اما هرگز از اینهمه هنر یا بقول عده ای نبوغ در فن در هیچ جشنواره معتبری تقدیر و تشکر نشد و گویندگان ایران یکی پس از دیگری در حال گذر از این جهان فانی اند و کسی متولیان بنام سینمای ایران را ارجی ننهاده است و من به شخصه "سیما یا تلوزیون" ایران را مسئول این حق کشیها و ناروائیها میدانم چنانکه هر روزه افرادی سخیف را تحت عنوان خواننده لباس اکرام می پوشانند و چپ و راست ورد فدایت شویم بر گوشهاشان می سرایند و بر صدر می نشانند اما هنرمندان واقعی را بر گوشه عزلت رها می کنند تا بمانند و بمیرند. چنانکه <span style="color: #1E90FF;">"سعید شرافت"</span> بعد از عمری خدمت به سینما و تلوزیون درگذشت و حتی نامش را هم نبردند(یکی از بهترین مدیران دوبلاژ ایران که فیلمهایی چون <span style="font-weight: bold;">سنگام</span> و <span style="font-weight: bold;">کازابلانکا</span> از کارهای اوست). چنانکه کسی نمیداند در حال حاضر کسمایی و هوشنگ لطیف پور(از بزرگترین مدیران دوبله کشور الان کجایند و زیر قبر خفته اند یا روی قبور یاد همکارانشان را گرامی میدارند؟). زهی خجلت برای کسانی که هرساله برای امثال آوینی سالگرد میگیرند و زهی شرم برای ما که خود نیز همچون عوامل این سازمان زراندوز بجای یاد هنروران واقعی این بوم به تمجید ریکی مارتین و سلن دیون و لوپز و جکسون و بیگانه مشغولیم و هرگز نخواسته ایم خود را به بیگانه ترجیح دهیم.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #DAA520;">منبع:</span> </span> <span style="color: #696969;"><span style="font-weight: bold;">فروم گفتمان  تاریخ 2-12-2003 - نوشته شده توسط منصور </span>.</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[برنامه های پخش شده  درباره صداهای ماندگار]]></title>
			<link>http://CafeClassic.ir/thread-40.html</link>
			<pubDate>Tue, 28 Apr 2009 18:54:45 +0200</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://CafeClassic.ir/thread-40.html</guid>
			<description><![CDATA[توسط یکی از دوستان سری کامل برنامه <span style="font-weight: bold;">صداهای ماندگار</span> را اخیرا دیدم. <br />
کاری در خور تحسین از <span style="color: #1E90FF;">شهرام جعفری نژاد</span> که چند سال پیش ما را پای<br />
تلویزیون میخکوب می کرد. کلیپ آغازین برنامه بسیار زیباست و قصد دارم<br />
به زودی آن را برای دوستان در <span style="font-weight: bold;">Youtube</span> آپلود کنم.<br />
<br />
کل مجموعه به صورت کپچر شده در 5 DVD به بازار آمده که دیدن آن را به همه<br />
دوستان توصیه می کنم به خصوص که برخی از عزیزانی که با آنها مصاحبه می شود<br />
الان دیگر در قید حیات نیستند.  باید به سازنده برنامه آفرین گفت که با این کار یک <br />
مجموعه ارزشمند را ثبت کرده است کاری که بهتر است هر چه زودتر دوباره تکرار شود<br />
 تا هم نبود برخی دوبلورها در این برنامه جبران شود و هم ثبل از اینکه این انسان های<br />
یگانه از بین ما بروند اثری از ایشان ثبت شده باشد.<br />
<br />
<img src="http://www.azaddvd.com/pics/16313_1214408652.jpg" border="0" alt="[تصویر: 16313_1214408652.jpg&#93;" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[توسط یکی از دوستان سری کامل برنامه <span style="font-weight: bold;">صداهای ماندگار</span> را اخیرا دیدم. <br />
کاری در خور تحسین از <span style="color: #1E90FF;">شهرام جعفری نژاد</span> که چند سال پیش ما را پای<br />
تلویزیون میخکوب می کرد. کلیپ آغازین برنامه بسیار زیباست و قصد دارم<br />
به زودی آن را برای دوستان در <span style="font-weight: bold;">Youtube</span> آپلود کنم.<br />
<br />
کل مجموعه به صورت کپچر شده در 5 DVD به بازار آمده که دیدن آن را به همه<br />
دوستان توصیه می کنم به خصوص که برخی از عزیزانی که با آنها مصاحبه می شود<br />
الان دیگر در قید حیات نیستند.  باید به سازنده برنامه آفرین گفت که با این کار یک <br />
مجموعه ارزشمند را ثبت کرده است کاری که بهتر است هر چه زودتر دوباره تکرار شود<br />
 تا هم نبود برخی دوبلورها در این برنامه جبران شود و هم ثبل از اینکه این انسان های<br />
یگانه از بین ما بروند اثری از ایشان ثبت شده باشد.<br />
<br />
<img src="http://www.azaddvd.com/pics/16313_1214408652.jpg" border="0" alt="[تصویر: 16313_1214408652.jpg]" />]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>